چرا باید محتواهای متنی‌ خود را ویراستاری کنیم؟

یادم هست برای پیدا‌کردن ادبیات مناسب (Tone of voice) بلاگم به خیلی از ویراستارهای زبان فارسی و زبان‌شناسان مراجعه کردم و دربارۀ اینکه لحن مقاله‌های بلاگم چطور باشد، با آن‌ها صحبت کردم. جمع‌بندی صحبت‌های آن‌ها به این صورت است:

  • عده‌ای از آن‌ها معتقد بودند اگر مقاله را به‌صورت کتابی بنویسی، خیلی‌ها آن را در ذهنشان به‌صورت محاوره‌ای می‌خوانند.
  • عدۀ دیگری می‌گفتند اگر مقاله را به‌صورت محاوره‌ای بنویسی، شاید خیلی‌ها آن را در ذهنشان به‌صورت کتابی بخوانند. از طرفی این خطر وجود دارد که ناخودآگاه به‌خاطر محاوره‌ای‌بودن لحن مقاله، آن را جدی نگیرند و مخاطب حس کند در حال دریافت اطلاعاتی ضعیف و به‌دردنخور است.
  • برخی هم معتقد بودند که می‌شود وقتی جدی بود از ادبیات کتابی استفاده کرد و مواقعی که به شوخی نیاز است، لحن محاوره‌ای را به کار برد.

ازآنجاکه لحن در زبان فارسی موضوعی چالشی است، درواقع همۀ آن‌ها درست می‌گفتند و من هم بیشتر سردرگم شدم. درنهایت با درنظرگرفتن صحبت‌های همگی دوستان صاحب‌نظر، لحن محاوره‌ای-رسمی را برای مقاله‌های بلاگم انتخاب کردم؛ یعنی اینکه کلمات را خیلی نشکنم، مواقعی که لازم است آن‌ها را تا حدی از حالت کتابی خارج کنم و در جمله‌بندی و ترتیب اجزای جمله هم کمی از فرم گفتاری پیروی کنم. خوشبختانه تا این لحظه هم بازخوردهای خیلی مثبتی دراین‌باره گرفته‌ام‌ و به نظرم مسیر درستی را انتخاب کرده‌ام. به این دلیل که ادبیات گاهی محاوره‌ای من، بیانگر همان شخصیت واقعی من است: پرانرژی و زبان‌باز. معتقدم ادبیات بلاگ من در پرسونال‌برندینگ من نیز تأثیرگذار است.

خود من ویراستاری بلد نیستم. تخصص من چیز دیگری است. ویراستاری، مهارتی ذاتی و طبیعی نیست و یادگیری آن نیازمند صرف وقت و مطالعه و دقت فراوان است. ولی خب در همین دو سالی که با مبحث ویراستاری آشنا شدم، نوع نگارش من و مهارت من در استفاده‌ از علائم نگارشی در متن‌هایی که می‌نویسم خیلی بهتر شده. به نظرم باید قانونی تصویب می‌کردند مبنی بر اینکه هر ایرانی باید روزانه حداقل ده دقیقه زبان فارسی را با تمرین نویسندگی و ویراستاری پاس بدارد؛ چون خطر هکسره و فاجعه‌ای بزرگ‌تر از آن، از رگ گردن به زبان فارسی نزدیک‌تر است!

ویراستار کیست؟

به کسی که ویرایش می‌کند، ویراستار می‌گویند. معنی ویراستار در فرهنگ فارسی معین یعنی کسی که خروجی کار نویسنده یا مترجم را «تصحیح، پیراسته و تنظیم» کرده و برای چاپ و انتشار آماده می‌کند.

ویراستاری مانند آن فوتِ استاد کوزه‌گری است که به کوزه‌ها ‌دمیده می‌شود. هرکسی می‌تواند به کمک قلم یا کیبورد بنویسد؛ اما هنر آن است که متنی خوانا و روان بنویسد. من هم می‌نویسم، اما همکار ویراستارم با تخصص و مهارت خود متن‌هایم را پر رنگ و لعاب می‌کند.

مزایای ویراستاری

ویراستاری تا امروز آورده‌های فراوانی برای من داشته که در ادامه شش نمونه از قابل لمس‌ترین‌ها را برای مطالعۀ شما فهرست کرده‌ام. شاید شما هم ترغیب شدید محتواهای متنی خود را ویراستاری کنید.

  • خفه‌نشدن در عمق محتوا
    • معمولاً وقتی می‌خواهم مقاله‌ای هزارکلمه‌ای دربارۀ موضوعی بنویسم، حداقل حدود ۲۵ ساعت زمان برای خواندن محتواهای فارسی و انگلیسی مرتبط و دیدن فیلم و… صرف می‌کنم. هر یک ساعتی که روی موضوع مقاله‌تان وقت بگذارید، درواقع ده متر در عمق محتوایتان غرق می‌شوید. بعد از گذشت ساعت‌ها شما کاملاً در محتوا غرق شده‌اید. شاید بعد از بارها خواندن متن و کلنجاررفتن با آن، برای بار آخر هم متن خود را بازخوانی و رفع اشکال کنید؛ اما در این حالت ذهن شما آن‌قدر خسته شده و شما آن‌قدر غرق در محتوا شده‌اید که خیلی‌وقت‌ها فراموش می‌کنید برای جملات خود فعل بگذارید و… . اما پس از اتمام نگارش مقاله، وقتی محتوا را به دست ویراستار می‌سپارید، به‌عنوان فردی بیرونی به محتوا نگاه می‌کند و با ذهنی بسیار بازتر می‌تواند آن متن را ویراستاری کند.
      ویراستاری کمک می‌کند محتوایی یک‌دست و خوش‌آهنگ داشته باشید؛ درنتیجه مخاطب هم به‌طور ناخودآگاه از خواندن متن شما لذت می‌برد و فارغ از تعداد کلمات مقاله‌تان، تمام آن را می‌خواند.
  • رعایت علائم سجاوندی
    • من بین جمله‌های خودم زیادی از ویرگول استفاده می‌کنم؛ چون نمی‌دانم کجا باید مکث کنم و کجا باید متن را ادامه بدهم. همین موضوع باعث می‌شد به محتوایم آسیب بزنم و خیلی‌وقت‌ها بقیه نتوانند یک متن سادۀ من را به‌راحتی بخوانند و بفهمند.
      ویراستاری باعث می‌شود علائم لازم در جای درستشان قرار بگیرند و علائم سجاوندی اضافه حذف بشوند تا خواننده از خواندن متن لذت ببرد.
  • حذف غلط‌های املایی و تایپی
    • یکی از مشکلات بزرگ در هنگام نوشتن، غلط املایی و به لطف کیبورد، غلط تایپی است. ویراستار با نهایت دقت و حوصله طوری این مشکلات را رفع می‌کند که به نظام کلی متن خللی وارد نشود.
      ویراستاری باعث می‌شود شما متنی عاری از غلط املایی و تایپی داشته باشید.
  • رعایت نیم‌فاصله
    • به علت فرّاربودن ذهن انسان، موقع نوشتن فقط می‌خواهیم بنویسیم و تخلیه شویم؛ درنتیجه نمی‌توان زمان زیادی گذاشت و در نیم‌فاصله‌گذاری دقت کرد. اما ویراستار سر فرصت، در هر جایی که نیاز به نیم‌فاصله هست، نیم‌فاصله می‌گذارد و محتوایی بدون فاصلۀ اضافی را تنظیم می‌کند.
      ویراستاری سبب می‌شود وقتی خواننده شروع به خواندن متن می‌کند، فاصله‌های اضافی بیجا چشم‌هایش را در بلندمدت خسته نکند. البته باید گفت همین فاصله‌ها گاه معنی واژه و جمله را هم تغییر می‌دهد و خواننده را در فهم معنای درست متن گیج می‌کند.
  • حذف حشو
    • تابه‌حال به گفتار خود دقت کرده‌اید. من بارها این کار را کرده‌ام و متوجه شده‌ام چقدر در گفتارم از حشو استفاده می‌کنم. خب طبیعتاً این عادت در من نهادینه شده است و در متن‌هایی که می‌نویسم هم (البته متن‌هایی که ویرایش نشده) این موضوع دیده می‌شود. مثلاً وقتی می‌خواهم خیلی از کسی تشکر کنم، می‌گویم یا می‌نویسم: «مرسی و ممنون و متشکر» که درواقع هر سه کلمه یک معنی را دارند. به این حالت حشو می‌گویند؛ به‌کاربردن کلمات مترادف در کنار هم.
      ویراستاری باعث می‌شود حشوهای متن برداشته شوند.
  • حذف کلمات عربی و انگلیسی و…
    • واژه‌های سایر زبان‌ها مثل عربی و انگلیسی و… آن‌چنان به زبان فارسی وارد شده ‌ا‌‌ست که اصلاً قابل تصور نیست. ما آدم‌ها هم به‌اشتباه از این کلمات وارداتی استفاده می‌کنیم؛ مثل «لیست» که به‌جای آن می‌توان واژۀ فارسی «فهرست» را به کار برد.
      ویراستاری کمک می‌کند کلمات فارسی مناسب را جایگزین کلمات عربی و انگلیسی کنیم.

مراحل نوشتن و ویرایش متن

آماده‌کردن محتوای بدون ایراد و انتشار آن، مراحل خیلی سخت و خاصی ندارد و کلاً در سه مرحلۀ اصلی خلاصه می‌شود.

در مرحلۀ اول محتوای متنی مدنظرتان را بنویسید یا ترجمه کنید. در مرحلۀ دوم محتوای نوشته‌شده را برای ویراستار بفرستید تا آن را ویرایش کند. در مرحلۀ سوم محتوا را دریافت کنید و در بلاگ و… از آن استفاده کنید.

به نظر من ویراستار حرفه‌ای کسی است که به خود مطمئن است و در ویرایش متن‌ها از ابزار ترک‌چینج (Track Changes) استفاده می‌کند (این ابزار در نرم‌افزار ورد وجود دارد). وقتی متن شما با استفاده از ابزار Track Changes ویرایش شود، می‌‌توانید تغییرات متن را به‌راحتی و با یک کلیک ساده ببینید. درست مثل تصویر زیر:

اغلب ویراستارهای معمولی این کار را نمی‌کنند؛ چون به کارشان آن‌قدر اعتماد ندارند و وقتی شما متنی هزارکلمه‌ای را به آن‌ها می‌دهید، بدون استفاده از ابزار ترک‌چینج آن را ویرایش می‌کنند و به شما تحویل می‌دهند. خب قاعدتاً شما هم آن‌قدر وقت اضافه ندارید که بنشینید خط‌به‌خط فایل قدیمی را با فایل جدید مقایسه کنید و متوجه شوید که چه تغییراتی صورت گرفته است.

من برای ویراستاری محتواهای بلاگم با زینب صادقی‌نژاد کار می‌کنم. زینب ویراستار زبان فارسی است. شروع آشنایی و همکاری ما برمی‌گردد به سال ۱۳۹۵ که هر دو در نظربازار کار می‌کردیم. بعد از نظربازار هم این همکاری همچنان ادامه داشته است.

زینب آدمی به‌شدت دقیق و علمی است و می‌شود به صحبت‌ها و استدلال‌های او درحوزۀ ویرایش و ویراستاری در زبان فارسی اعتماد کرد. او ذهنی بسیار خلاق و آماده برای ویراستاری انواع محتواهای متنی دارد و در کمترین زمان ممکن با دانش و استدلال‌های منطقی و روش اصولی و حرفه‌ای، پیچیده‌ترین متن‌ها را ویرایش می‌کند. همۀ این‌ها نشان‌ از تجربۀ کاری، زبردستی و طیف گستردۀ واژگان او دارد که بر اثر تمرین و مطالعۀ فراوان به دست آمده است. زینب معتقد است: «زبان فقط برای برقراری ارتباط و فهماندن خواست و منظور ما به کسی نیست. درواقع زبان فقط برای چه‌گفتن به کار نمی‌رود، بلکه چگونه‌گفتن هم مهم است.»

زینب جان کمی خودت را معرفی می‌کنی؟

من، زینب صادقی‌نژاد هستم‌، متولد ۱۳۶۳. تحصیلاتم را تا مقطع کارشناسی ارشد در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی ادامه دادم. به‌طور تخصصی در حوزۀ تصحیح نسخ خطی ادبی کهن کار می‌کنم و مدت ۱۰ سال هم هست که به‌صورت حرفه‌ای کار ویرایش انجام می‌دهم. در این مدت کتاب‌ها، مقالات و… بسیاری در حوزه‌های عمومی و تخصصی ویرایش کردم. یکی دیگر از حوزه‌های کاری من نوشتن مدخل در دانشنامه‌ها و دایرهالمعارف‌های ادبی است. سه‌چهار سالی هم هست که به حوزۀ نویسندگی و تولید محتوا و سئو علاقه‌مند شده‌ام و در این زمینه با سایت جوهر همکاری می‌کنم. چون به آموزش علاقه‌مندم و مدتی هم کار تدریس انجام می‌دادم، به‌صورت خصوصی به علاقه‌مندان به یادگیری ویراستاری و تازه‌کاران این حوزه، ویراستاری تدریس می‌کنم.

ویراستار کیست و دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟

تعریف دقیق اینکه ویراستار کیست و دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد، در ظاهر خیلی آسان، ولی در عمل بسیار سخت است. ویراستار در کشورهای دیگر هم‌طراز با نویسنده و مترجم است؛‌ اما در ایران، از نظر بسیاری از نویسندگان و مترجمان، ویراستار مزاحمی است که بدون داشتن صلاحیت کافی، در کار آن‌ها دخالت ‌کرده و هزینه‌ای اضافی به آن‌ها یا ناشران تحمیل می‌کند. هرچند این عقیده در گذشته خیلی پررنگ‌تر بوده و به‌مرور زمان ویراستار و ویراستاری تا حدی جای خود را در حوزۀ چاپ و نشر پیدا کرده، هنوز هم کم نیستند کسانی که به این حوزۀ بسیار مهم کم‌لطف و کم‌توجه هستند. به همین دلیل با وجود تمام زحمتی که ویراستاران در حوزۀ نشر می‌کشند و نقش مهمی که بر عهده دارند، هنوز هم حق آن‌ها چه به‌صورت مادی و چه به‌صورت معنوی، به‌طور کامل ادا نمی‌شود.

به‌طور مختصر و مفید می‌توان گفت ویراستار چشم سوم نویسنده است. شاید آخرین نفری که متن را به‌صورت دقیق می‌خواند و ایرادات آن را چه از لحاظ ساختاری و چه از نظر صوری و زبانی برطرف می‌کند، ویراستار است. پس می‌توان گفت ویراستار امین و همکار نویسنده و ناشر و یاری‌کنندۀ خواننده در راحت‌تر برقرارکردن ارتباط با متن است. البته نه به این معنا که می‌تواند در کار نویسنده، به بهانۀ زیباتر‌کردن، علمی‌ترکردن یا ادبی‌ترکردن آن دست ببرد، بلکه به‌گونه‌ای متن را اصلاح می‌کند که ضمن حفظ سبک نویسنده و با کمترین تغییر ممکن، خواننده بتواند در کوتاه‌ترین زمان و بدون مکث و سردرگمی و گم‌کردن ارتباط منطقی و درونی اثر، به منظور نویسنده و مفهوم متن پی ببرد. به‌علاوه مجبور نشود برای فهم دقیق و درست متن پیش روی خود، آن را چندبار بخواند، آن هم به‌ دلیل وجود ایرادات نگارشی و ویرایشی.

مزیت یا مزایای ویراستاری چیست؟

ببینید، ویراستار از زمانی که متنی را تحویل می‌گیرد تا زمانی که کار ویرایش آن را به‌طور کامل انجام ‌می‌دهد، چند بار آن را می‌خواند و در تمام پروسۀ ویرایش اثر، با مؤلف یا مترجم و ناشر در تعامل و تبادل نظر است. درنتیجه متنی که بارها توسط چشم سوم خوانده می‌شود، چه از نظر ساختاری و چه از نظر صوری و زبانی با کمترین نقص ممکن و شاید حتی بتوان گفت بدون هیچ ایرادی به چاپ می‌رسد.

طبیعی است آثاری که متن سلیس و روانی دارند و خواننده با یک بار خواندن به‌آسانی آن‌ها را می‌فهمد و می‌تواند با سرعت بهتری در مطالعۀ آن‌ها پیش برود، با استقبال بیشتری هم رو‌به‌رو می‌شوند. ما در بازار نشر، آثار بسیار ارزشمندی داریم که با وجود ارزش علمی‌ای که دارند، به‌خاطر نثر نایکدست، پراشکال و پرفراز‌و‌نشیب خود، با استقبال علاقه‌مندان حوزۀ تخصصی‌شان رو‌به‌رو نشده‌اند و مهجور مانده‌اند. چه بسا حتی خواننده با ورق‌زدن کتاب و دیدن نوعی شلختگی و بعضاً غلط‌های املایی در ظاهر متن که به ویرایش صوری کتاب برمی‌گردد، حتی حاضر به خرید کتاب هم نشده است، چه رسد به خواندن آن تا انتها و استفاده از محتوای اثر. پس ویرایش آثار، هم در زیباتر و جذاب‌تر‌شدن ظاهر اثر و هم در روانی و راحت‌ترشدن فهم مطالب موجود در آن و ایجاد حس خوب ناشی از مطالعۀ متنی خوب، تأثیرگذار است. شاید بتوان گفت ویرایش متون همان فوت کوزه‌گری است که نباید از آن غافل شد. ویرایش جلایی است که ویراستار به متن پیش روی خود و زحمتی که نویسنده و مترجم کشیده است می‌زند و باعث می‌شود کار و تلاش آن‌ها، آن‌طورکه شایسته است به سرانجام برسد و دیده شود.

به نظر شما دلیل اختلاف ناشران یا نویسندگان با ویراستاران که باعث شده در چاپ آثار خوب هم خلل وارد شود، چیست؟

خب دلایل بسیاری وجود دارد و به‌یقین همۀ این مشکلات به یک طرف برنمی‌گردد. هر دو طرف باید در رفتار و انتظارات و شیوۀ کار خود تجدید نظر و اصلاحاتی انجام دهند. ویراستار باید در ابتدا نگاهی کلی به متن و اثر و ساختار کتاب بیندازد و اگر پیشنهادی برای بهترشدن کار می‌بیند یا ضعفی در ساختار و انسجام کتاب مشاهده می‌کند، به مؤلف یا ناشر بگوید. بخش دیگر کار، ویرایش صوری و زبانی اثر است. ما اصطلاحی داریم به اسم «ویرایش مکانیکی». شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین چالش نویسندگان و ناشران ما، با این به‌اصطلاح ویراستارانی است که ویرایش مکانیکی می‌کنند. این دست از ویراستاران که از قضا تعدادشان هم کم نیست، باعث شده‌اند ذهنیت نویسنده‌ها و ناشران دربارۀ همۀ ویراستاران حرفه‌ای و خوب ما نیز خراب شود. متأسفانه برخی از به‌اصطلاح ویراستاران ما یک سری فرمول در ذهن خود دارند که همۀ آن‌ها را بدون درنظرگرفتن ماهیت اثر و سبک نویسنده در تمام متن‌ها اعمال می‌کنند و به‌اصطلاح ویرایش مکانیکی انجام می‌دهند. این مسئله بزرگ‌ترین ضربه را به متن می‌زند و عمده‌ترین مشکل نویسندگان با کار ویراستاران همین است. وقتی کسی ماهیت اثر و روح و سبک نویسنده را در نیابد و با همۀ متن‌ها یکسان برخورد کند، نتیجۀ آن می‌شود همین آشفته‌بازاری که می‌بینید؛ ‌بی‌اعتمادی نویسندگان و ناشران به ویراستاران، ویرایش‌نشدن بسیاری از آثار پیش از چاپ آن‌ها، وجود آثاری پراشکال در بازار یا آثاری که با وجود داشتن ویراستار، پر از اشکالات فنی، زبانی و محتوایی هستند. راستی گفتم محتوایی! توجه به این نکته خیلی مهم است: ویراستار هیچ مسئولیتی در قبال درستی محتوای اثر ندارد؛ ‌بلکه فقط می‌تواند نکته‌هایی که به ذهنش می‌رسد، به مؤلف منتقل کند. پس دخل و تصرف در محتوای متن، بدون اجازۀ مؤلف، در هر شرایطی ممنوع است. ویراستاران ما باید سیر مطالعاتی داشته باشند، دانش خود را در زمینۀ ویراستاری به‌روز کنند و بدانند که ویرایش یک کار مکانیکی نیست که با یک سری فرمول در تمام عمر خود کار کنند. ما در کار ویرایش با زبان سرو‌کار داریم و همان‌طورکه زبان عنصری زنده و پویا و در حال تغییر است، تکنیک‌های کار با آن نیز تغییر می‌کند. ضمن اینکه ویراستار موظف است در درجۀ اول طبق خواست، شیوه‌نامه و سلیقۀ ناشر عمل کند. چنانچه متوجه شد شیوه‌نامۀ ناشر اشکالی دارد، فقط و فقط موظف است با او در‌این‌باره صحبت کند و حق هیچ اعمال سلیقه‌ای را با اختیار خود و بدون اجازۀ ناشر، حتی اگر درست باشد، ندارد. در مقابل نویسندگان و مترجمان هم باید بدانند که اگر ویراستار نقدی به متن وارد می‌کند، قصد زیر سؤال بردن کار آن‌ها را ندارد و تلاش او صرفاً برای بهترشدن متن است نه قدرت‌نمایی و ایجاد تنش و بحث‌های بی‌مورد. این ذهنیت برخی نویسندگان و مؤلفان در بسیاری از اوقات روند کار را کند کرده و با اشکال روبه‌رو می‌کند. ناشران هم می‌توانند با رعایت و حفظ حقوق ویراستاران، ازجمله پرداخت به‌موقع دستمزد ویراستار، ذکر نام ویراستار در ابتدای اثر و… که جزو ابتدایی‌ترین حقوق آن‌ها محسوب می‌شوند، باعث کمترشدن این اختلافات بشوند.

هزینۀ ویراستاری

خیلی از کسب‌و‌کارها و افراد، ویراستاری و ویرایش محتوای متنی را کاری لاکچری و اضافه می‌دانند که فقط هزینه‌ای اضافی را تحمیل می‌کند. در‌صورتی‌که باتوجه‌به توضیحاتی که دادم، ویراستاری جزو کارهای اصلی و اساسی هر متن، پیش از انتشار آن است.

ویراستارها برای ویراستاری محتواهای متنی هزینه‌های متفاوتی براساس تجربۀ کاری‌شان، میزان فوری‌بودن پروژه، نوع پروژه و… دریافت می‌کنند. من از کلمه‌ای ۱۳تومان تا کلمه‌ای ۲۰تومان را شنیده‌ام.

جالب است بدانید خود من در این پنج‌ماهی که بلاگ شخصی‌ام را راه‌اندازی کرده‌ام، حدود دومیلیون تومان برای ویراستاری محتواهای متنی آن پرداخته‌ام!

در آخر هم تشکر می‌کنم از محمدمهدی باقری که من را به نوشتن این مقاله ترغیب کرد. پیشنهاد می‌کنم کتاب غلط ننویسیم با عنوان فرعی «فرهنگ دشواری‌های زبان فارسی» را تهیه و مطالعه کنید. این کتاب تألیف ابوالحسن نجفی، زبان‌شناس، نویسنده، مترجم و پژوهشگر برجستۀ معاصر است که در قالب نوعی فرهنگ لغت، دربارۀ غلط‌های رایج در زبان فارسی نوشته شده‌ است.

1)ترجمیک

2)آموزش مجازی پارس

3)ویرگول

4)پانویس

5)ویراستاران

پیوند کوتاه: https://www.nima.today/G7Hrm

منابع   [ + ]

۹ دیدگاه

  1. عالی بود!!! من از طرفدارای پروپاقرص بلاگت هستم و تو این مدت خیلی چیزا ازت یاد گرفتم و انگیزه ای شدی برای شروع بلاگینگ من. با اجازه ات این اوایل دارم هی ازت ایده می گیرم تا بتونم راه خودم رو پیدا کنم.

  2. سلام. ممنون نیما جان. بعد از مدتی فاصله باز یکی دیگه از مقالات خوبتو خوندم.افراد زیادی هستن که شناخت خاصی از ویراستاری ندارن. اینجا نقدی هم به افزونه ویراستیار میزدی خیلی خوب میشد. راستی این مقالات رفت توی لیست اسپم جیمیلم. نمیدونم چرا ولی گفتم بهت خبر بدم بررسی کنی.

  3. خیلی به موقع این مقاله رو دیدم
    دم شما گرم نیما جان

    یه سوال که خودم تو نوشتن مطالب بلاگ بهش برخوردم میخواستم ببینم شما نظرت چیه.
    دیدی گاهی اوقات میخوای چیزی رو در متن پیشنهاد بدی بعد اگر از فعل دوم شخص استفاده کنی انگار خیلی امرانه میشه ولی اگه اول شخص جمع استفاده کنیم شاید یکم کج فهمی ایجاد کنه
    مثلا بهتره اینکار را بکنیم یا بهتره اینکار را بکنید.

  4. چرا لحن رسمی و محاوره متفاوت از همدیگه ان؟ اتفاقا یک مقاله خوندم که هر دو لحن رو شما استفاده کرده بودین اما منو موقع خوندن اذیت کرد، اول فکر کردم بی توجهی بوده. بعد خوندن این مقاله فهمیدم عمدی بوده. در هر صورت فکر می کنم بخشی به عادت ها برمی گرده. اگر ما به لحن محاوره عادت کنیم اونوقت لحن رسمی مارو اذیت می کنه؟ فکر می کنم همین طور باشه. در اکثر موارد تاکید بر رسمی بودنه، اما چرا؟؟؟؟
    توی داستان نویسی دیالوگ ها ممکن محاوره باشه اما روایت حتما رسمیه، این مساله جا افتاده و من این شکل می پسندمش. اما در متن و محتوای اموزشی اذیتم می کنه و دوست دارم همش رسمی باشه.

    1. سحر جان ممنون از فیدبکت. راستش دیگه اون برمیگرده به شخصیت خودم که کلا با ادبیات محاوره‌ای-رسمی راحت ترم و اینجوری میتونم منظورم رو برسونم اما خب قطعا برای یه عده مثل خودت اینطوری سخته.

  5. نکات خیلی مهمی در مورد اهمیت ویراستاری در نوشتن یادداشت‌های بلاگی در این یادداشت بود که برایم خواندنی و ارزشمند بود.
    ویراستاری با کیفیت چیزی است که جای آن در فضای وب فارسی خالی است و اهمیت آن را به درستی گوشزد کردید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *