تقابل شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های حرفه‌ای رپ فارسی (گپی با ایمان تارک)

تقابل شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های حرفه‌ای رپ فارسی (گپی با ایمان تارک)

شما می‌تونید این قسمت را در آدرس‌های زیر بشنوید یا در ادامه به متن اون دسترسی داشته باشید:

امروزه نقش رسانه‌ها در آگاهی، رسوندن خوراک محتوایی و توسعۀ همه‌جانبۀ جوامع، بر کسی پوشیده نیست، تا جایی که موسیقی زیرزمینی رپ هم در این شریان‌های خبری برای خودش رسانه داره.

قبل‌ترها رسانۀ رپ فارسی خلاصه می‌شد تو سایت‌ها و بلاگ‌های افراد یا سی‌دی و دی‌وی‌دی‌هایی که دست‌به‌دست فروخته می‌شد. اما امروزه، با افزایش اقبال عمومی از شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های رپ فارسی شکل دیگه‌ای به خودشون گرفتن.

تفاوت رسانه با رسانۀ حرفه‌ای چیه؟ آیا شبکه‌های اجتماعی می‌تونن خود، رسانه باشن؟ بودن یا نبودن رسانه‌ها چه تأثیری بر رپ فارسی گذاشته؟

پیرو همین دغدغه‌ها به سراغ ایمان تارک، فعال حوزۀ هیپ‌هاپ رفتیم تا با او گفت‌وگویی داشته باشیم.

خودت رو معرفی می‌کنی؟

من ایمان هستم و حدود ۱۰-۱۲ سالی می‌شه که در هیپ‌هاپ فعالیت می‌کنم. از حدود ۱۰-۱۲ سال پیش که نوشتن رو شروع کردم، تو دوران دبیرستان و دانشگاه، بیشتر علاقه‌مند به رپ بودم، ولی هرچقدر پیش رفت بیشتر به سمت تولید محتوا و فعالیت رسانه‌ای تو هیپ‌هاپ جذب شدم. به نظرم الان ما خیلی جای کار داریم که از این فعالیت‌ها توی هیپ‌هاپ داشته باشیم. چون ما یا فعالیت رسانه‌ای کم داشتیم، یا اکثراً رسانه‌ای نبوده که بخوایم بگیم از خودش حرفی برای زدن داشته باشه و به نظرم خیلی کار داریم توی این زمینه.

تاریخچۀ رسانه‌های رپی در ایران چطور بوده؟

تاریخچۀ رسانه‌های رپی، حالا کلاً هیپ‌هاپ رو بخوایم بگیم در ایران، سال‌های اولش، یعنی حدوداً اوایل دهۀ ۸۰ که شروع شد، خود من اون موقع نه سنی داشتم و نه اینترنت به‌صورتی بود که بتونیم بررسی کرده باشیم و بدونیم چطوری بوده، ولی طبق شنیده‌هایی که دارم و الان بهش دسترسی داریم، خیلی از هنرمندانی که اون اوایل شروع کردن، خودشون برای خودشون وبلاگ می‌زدن یا سایت می‌زدن و آثارشون رو اونجا می‌ذاشتن. خیلی‌ها هم که باهم آشنا شدن، از طریق همین وبلاگ‌ها و سایت‌ها بوده. این رو البته بهتره به نظرم از خود اون‌ها مجدداً بپرسیم که بدونیم چطوری بوده. ولی بعد، به‌مرور که اومد جلو، یه سایت‌هایی پا گرفتن که آثار رو پوشش می‌دادن، آهنگ‌ها رو می‌ذاشتن و حالا می‌شه گفت خیلی هم قابل قیاس با رسانه‌های اون‌ور آبی نبودن که کارها رو به اون جدیت پوشش بدن. در موازاتشون هم همیشه یه ‌سری شبکه‌های ماهواره‌ای بودن، مثل pmc و… که همیشه بودن و کلاً موسیقی رو پوشش می‌دادن. حالا رپ هم در کنارش پوشش می‌دادن.

حالا اگه یادمون باشه، شبکۀ ایران‌موزیک بود که فکر کنم سال ۸۵_۸۶ بود که یه مقدار بیشتر توی چشم بود. اون موقع‌ها بود که یه سری آثار رو پوشش می‌دادن، ولی از طریق سایت‌ها. از این طرف بخوایم ببینیم، دیگه کم‌کم اون سایت‌ها پیشرفت کردن و شروع کردن به انتشار آثار و کار به جایی رسید که دیدن درآمدزایی هم می‌خوان بکنن و از را‌هایی درآمدزایی هم می‌کردن. بعدش دیگه از سال حدود ۹۰ به این طرف، این سایت‌ها یه مقدار شروع کردن به تغییرات، از چه جهت؟ از این جهت که مثلاً ساندکلود اومد، فیس‌بوک و توییتر و این‌ها پا گرفت و هنرمندان می‌تونستن مستقیم با مردم در ارتباط باشن، آثارشون رو به اشتراک بذارن و به این صورت کم‌کم یه سری از رسانه‌ها کمرنگ شدن.

رسانه‌هایی که تنها راهی‌بودن که منِ مخاطب می‌تونستم برم آهنگ ازشون دانلود کنم. دیگه می‌تونستم برم به ساندکلود هنرمند مورد علاقه‌ام و اون رو گوش کنم. چیزی که پیش اومد این‌جوری شد، تا اینکه الان به اینجا رسید؛ ولی یه چیز جدیدی باز پیش اومد: خب خیلی از این رسانه‌ها آثار هنرمندان و حق انتشار اون‌ها رو می‌خریدن که کماکان الانم داریم؛ مثلاً رادیو جوان یه پولی به هنرمند می‌ده، اثر رو ازش می‌خره و بعدش تمام حقوق اون اثر، مادام‌العمر مال اونه و خب خیلی از هنرمندان این‌جوری کار کردن.

خود رسانه رو چی تعریف میکنی؟

تعاریف کلی که می‌گن حالا توی زبان انگلیسی مدیا می‌گن یا تو زبان فارسی رسانه؛ رسانه یعنی یه ابزاری که تو باهاش یه چیزی رو به یه کسی برسونی. مدیا هم تقریباً همین تعریف رو داره توی زبان انگلیسی؛ یا مدیومی که تو از طریقش بتونی با دیگران ارتباط برقرار کنی؛ حالا اون مدیوم می‌تونه تصویری باشه یا صوتی باشه یا هرجوری باشه. چیزی که ما از قدیم‌الایام داشتیم، رسانه‌های سنتی، حتی قبل از تلویزیون و رادیو، رسانه‌هایی بودن که یک‌طرفه بودن، یعنی اشخاصی یا سازمانی با اکثریت مردم یا تودۀ مردم (همون crowd) ارتباط برقرار می‌کردن و فقط اون‌ها می‌تونستن پیام رو به دست مردم برسونن. تلویزیون و رادیو هم که اومد همین‌طور بود، هیچ راهی نداشتی که مثلاً تو به‌عنوان یه شهروند عادی بتونی تلویزیون داشته باشی، حتی با مخاطب کم. ولی از وقتی اینترنت اومد و نت‌ورک به خونه‌های مردم رسید، دیگه کم‌کم این انحصار شکسته شد و به دست مردم رسید و با شبکه‌های رسانه‌ای هم این انحصار بیشتر شکسته شد. حالا من رسانه رو این‌طوری می‌بینم. رسانه یه چیزیه که تو به‌وسیلۀ اون با بقیه ارتباط برقرار می‌کنی.

آیا پیج‌های اینستاگرامی هم می‌تونن خودشون رو رسانه بدونن؟

اون هم یه رسانه ا‌ست. الان تو یه پیج داری توی اینستاگرام که فقط دوستات می‌تونن اون رو فالو داشته باشن. اون یه رسانه ا‌ست که تو با افراد در ارتباطی، ولی چون این رسانه‌ها زیاد شده، الان ما عموماً رسانه رو به رسانۀ حرفه‌ای تلقی می‌کنیم، رسانه‌ای که یه هدف مشخصی داره، یه روش یا سازوکار مشخصی داره، یه روشی داره برای اینکه چطور من به اون هدفم برسم. این‌ها رو تعیین‌شده داره و یه مقدار دانش رسانه‌ایش بالاتره و می‌دونه که چطوری با مردم در ارتباط باشه و ارتباط برقرار کنه. حالا این رو بیشتر بهش می‌گن رسانه، ولی خب شاید اگه بگیم رسانه‌های حرفه‌ای، بهتره. وگرنه همه چیزی می‌تونه رسانه باشه، ولی این چیزی که ما می‌گیم، تقریباً همون رسانۀ حرفه‌ایه که به‌عنوان رسانه می‌شناسیم. سایت داره، هدف مشخص داره، یه چشم‌انداز داره و الی ‌آخر.

ویژگی‌های رسانهٔ حرفه‌ای چیه؟

بحث حرفه‌ای‌بودن اینه که یه هدف مشخص داشته باشه، یه استراتژی مشخص داشته باشه و بخواد براساس اون پیش بره. نه اینکه بیاد حالا کپی بقیه باشه. مثلاً من الان اینستاگرام رو باز می‌کنم می‌رم تو اکسپلور می‌بینم که همه شبیه همن. اگه اسمشون و آیدی‌شون رو حذف کنی، نمی‌تونی بفهمی کدوم پیجه. نه یه برندینگ مشخصی دارن، نه یه استراتژی مشخص؛ این رو نمی‌شه تو تعریف جدی‌ترش رسانۀ حرفه‌ای بگیم.

طبق این تعاریف، آیا ما یه رسانهٔ حرفه‌ای داریم؟

ببین، اگه بخوایم همون رسانه‌های جریان اصلی (mainstreem) رو ببینیم و بررسی کنیم، آره. مثلاً الان رادیو جوان از نظر برندینگ و این‌جور چیزها داره حرفه‌ای برخورد می‌کنه. هدفش مشخصه؛ هدفش پول درآوردنه و استراتژیش هم مشخصه. میاد مثلاً آثار هنرمندان معروف رو می‌خره، حالا کاری ندارم روشش چطوریه، چقدر انسانی و اخلاقیه، اصلاً کاری به اون نداریم، منظورم انسجامش هست. کارش یه انسجامی داره (اینکه تو چه مسیری و چه جهتی هست رو کاری نداریم). ولی بحث‌های mainstreem رو بخوایم کنار بذاریم، چون تو mainstreem پول هست، به‌هرحال طرف (حالا صاحب رسانه یا هرکسی که باشه) می‌شینه این چیزها رو برای خودش برآورد می‌کنه. ولی تو بحث‌های رسانه‌های مستقل، چون قضیه خیلی تجربی می‌شه، چون مثلاً کارشناس رسانه‌ای نیست که مشاوره بده، تمام این‌ها تجربی می‌شه و یه حالت آزمون و خطا به خودش می‌گیره و تقریباً می‌تونم بگم شاید من یکی‌دوتا حرفه‌ای بیشتر ندیدم.

آیا ماهیت پول‌درآوردن رسانه چیز بدیه یا نه؟

همه می‌دونن که ما تو دنیایی هستیم که به‌هر‌حال درگیر یه سری مسائل هستیم. الان من بخوام یا نخوام به تاریخ ارتباط دارم، بخوام یا نخوام تو این محیط جغرافیایی که به دنیا اومدم، به جغرافیا ارتباط دارم. من بخوام یا نخوام به اقتصاد ارتباط دارم؛ یعنی نمی‌تونی بگی که درآمدزایی چیز بدیه یا از نظر اخلاقی بیای خط‌کشی کنی و از این حرف‌ها بزنی. این حرف‌ها اصلاً چیزی نداره که بخوایم بهش بپردازیم، ولی اونی که بیایم حالا نوع بیزنس رو بررسی کنیم ببینیم چطوریه؛ مثلاً اینکه می‌گی اشکالی نداره که بیزینس مدل داشته باشه، نه، خب یه بیزنس‌مدل هر چیزیه که آدم برای خودش تعیین می‌کنه. مثلاً نونوا می‌گه که بیزینس‌مدل من این‌جوریه که «نون می‌دم پول می‌گیرم»، یا مثلاً اون بسازبفروشه می‌گه که «مدل من اینه که این‌ها رو میام خرج می‌کنم، بعد پولش رو از فروش خونه‌ای که می‌سازم درمیارم». یکی می‌گه من خدمات می‌دم یکی می‌گه من فلان می‌کنم. اتفاقاً بیزینس مدل چیز خوبیه که رسانه‌ها برای خودشون داشته باشن تا بتونن از اون طریق روند اقتصادی هم داشته باشن که بتونن ادامه‌دار باشن.

می‌دونی جریان مالی رسانه‌هایی که الان وجود دارن از کجاست و چطور تأمین می‌شه؟

خب من شاید خیلی متخصص این قضایا نیستم. درواقع استنادی هم بخوام بکنم، به کسایی که تو این زمینه متخصص هستن استناد می‌کنم. من تخصص واکاوی و این چیزها رو ندارم، ولی خب خیلی از این جریان‌های مالی شفاف نیست. مثلاً همین سایت‌های قمار یا اصلاً هنرمندی که اثرش رو داده، اون رسانه اسپانسر سایت قمار رو قبول کرده و داره روی کاور اون هنرمندان هم همش می‌زنه. مطمئناً اون هنرمندان هم می‌دونن و دارن این کار رو می‌کنن. ولی خب، وقتی یه چیزی داره به اون سرعت میاد، اون رسانه رو اون‌جوری تسخیر می‌کنه، این جریان مالی خب مشخصه که چیز صاف و صادقی نیست.

الان رسانه‌ها دارن چطوری فعالیت می‌کنن؟ اسپانسر پیج اینستاگرام دقیقاً داره چی رو حمایت می‌کنه؟

خب اون پیج اینستاگرامی به‌هر‌حال یه گردش مالی‌ای داره یا یه سرمایه‌گذاری کرده یا در آینده یه هدفی براش داره، یه نفعی براش داره.

این شفافیت رو چطور می‌شه تو ایران داشت که موسیقی رپ غیرقانونی و زیرزمینیه؟

چیزی که ما تا الان باهاش دست‌وپنجه نرم کردیم و چیزی که تا الان از شفافیت دیدیم، خب یه سری کسب‌و‌کارهایی که حمایت می‌کنن یا یه شرکت ثبت‌شده دارن یا قانونی داخل ایران دارن فعالیت می‌کنن، خب خیلی کم هستن که خود من شخصاً دیدم. یا یه سری شرکت‌های خارجی هستن یا یه سری شرکت‌هایی هستن که اصلاً نه هیچ جایی ثبت شدن نه چیزی، مثل سایت‌های قمار که خیلی درموردشون صحبت کردیم. خب این سایت‌های قمار نه هیچ جایی ثبت شدن، نه تو هیچ کشوری قانونی هستن؛ حالا کاری نداریم که تو ایران قانونی نیستن و خب این خیلی مشخصه که این پول‌ها از کجا میاد از کجا می‌ره. چیزی نداشتیم که تا‌به‌حال نشه تشخیص بدیم که چطوری جریان مالی‌اش میاد و می‌ره. یه برندی میاد، مثلاً اسپانسر یه آهنگی می‌شه یا اسپانسر یه آلبومی می‌شه، اون برند رو می‌شه راحت بری ته و توش رو دربیاری که ببینی از کجا اومده، اهدافش چیه و چطوریه.

یا مثلاً خیلی از برندهای ایرانی بودن، الان مثلاً بعضی برندهای ایرانی رو می‌بینم که اخیراً دارن اسپانسر می‌شن برای بعضی از محتواها توی فضای مجازی، برای هیپ‌هاپ ایران. خب می‌تونی راحت دربارۀ این برندها تحقیق کنی و ببینی چطوری هستن یا یه سری برندهای خارجی هستن که می‌تونی بری تحقیق کنی دربارشون ببینی چجوری هستن. می‌گم من خیلی چیز خاصی ندیدم، مگر اینکه یه شخصی بیاد بگه من با هزینۀ شخصی خودم می‌ذارم، باز دوباره اون شخص رو شما می‌تونی بری یه مقدار درباره‌اش تحقیق کنی، اگه این‌کاره باشی.

فکرمیکنی آیندهٔ رسانه‌های رپی به کدوم سمت می‌ره؟

به نظرم شاید کم‌کم همین بلاگ‌ها، همین رسانه‌هایی که حالت مجله دارن، مجلۀ خبری و… بیشتر بشه؛ چون تو این سال‌های اخیر، تو دهۀ نود، هرچی رفته دیگه ندیدیم سایت جدیدی برای پخش آهنگ پا بگیره. هرچی هستن همون قدیمی‌ها هستن که دارن فعالیت می‌کنن، ما چیز جدیدی ندیدیم. به نظرم دیگه اون‌هام برای اینکه بمونن یا مسیرشون رو عوض می‌کنن یا استراتژی‌شون رو تغییر می‌دن. جدیداً هم بیشتر میان به سمت نقد و بررسی. حالا کاری نداریم که نقد و بررسی‌ها درسته یا نه، ولی چیزی که تا الان دیدیم بیشتر به این مسیر می‌ره.

مخاطب‌ها الان دارن به نسبت قبل، خودشون آگاه‌تر می‌شن و خود خواننده، خود رپ‌خون هم الان داره رسانه می‌شه، یعنی قبلاً رسانه بوده، ولی الان دیگه خودش داره یه بازویی می‌شه که بتونه بدون نیاز به رسانه‌هایی که مشخصاً به قول خودت کار رو پخش می‌کنن و درواقع کار رو پوشش می‌دن. فکر می‌کنی که در ادامه این بیشتر می‌ره به سمت رسانه‌های تحلیلی تا رسانه‌هایی که برای انتشار کار دارن فعالیت می‌کنن؟

بله دقیقاً. حالا یه مسئلۀ دیگه‌ای هم که هست اینه که ما تو هر برهه‌ای از تاریخ وارد می‌شیم، وارد چالش‌های جدیدی می‌شیم؛ یعنی این نیست که مثلاً ما فکر کنیم از اون انحصار دهۀ هشتاد رسانه‌های رپی رسیدیم به جایی که الان دیگه هنرمند راحت روی ساندکلود می‌ذاره؛ نه، از اون رسانه‌ها، اون‌هایی که پول داشتن و تونستن از نظر مخاطب بزرگ‌تر بشن و تأثیرگذاری‌شون بیشتر بشن، الان یه فن‌بیس بزرگی دارن و به اون خاطر، تک‌تک هنرمندان رو زیر یوغ خودشون آوردن؛ خیلی از هنرمندانی که می‌خوان باهاشون کار کنن. ده سال پیش هیچ هنرمندی نبود که بتونه به‌صورت مستقل خیلی راحت کارش رو مثلاً به گوش یه عده افراد کمی برسونه، واقعاً نمی‌شد؛ یعنی مثلاً طرف می‌خواد سی‌دی بزنه، وبلاگ و وب‌سایت بزنه برای خودش، مگه چقدر بازدید می‌شد که بخواد صداش رو برسونه.

خب خیلی‌ها از طریق این سایت‌ها رسوندن؛ ولی الان هنرمند حداقل به این مسئله رسیده که می‌گه آقا من با هیچ وب‌سایتی کار نمی‌کنم، با هیچ رسانه‌ای همکاری نمی‌کنم، کاملاً مستقل اثرم رو انتشار می‌دم. ولی از طرف دیگه هم اون مقیاسشون خیلی بزرگ‌تر شده. الان اون رسانه‌ها مثلاً مخاطب میلیونی دارن. شاید چند ده میلیونی مخاطب دارن و خب این‌جوری یه سری از هنرمندان دیگه رو به سمت خودشون می‌کشن، هنرمند به قول خودمون وا می‌ده. می‌گه این‌همه من زحمت بکشم، خب می‌دم به اون پخش کنه، چرا برم مستقل پخش کنم که مثلاً صدهزار نفر ببینن، می‌رم اون‌جوری پخش می‌کنم که ده میلیون نفر ببینن.

فکر میکنی که وظیفهٔ شنونده‌ها یا مخاطب‌های اون رپ‌کن، تو این وضعیت چیه؟

هنرمند مستقل ما با استقلال خودش پیش اومده، عموم مخاطبانش اون‌هایی هستن که دارن تو شبکه‌های اجتماعی فالوش می‌کنن یا مثلاً توی ساندکلودش فالوش کردن و آثارش رو می‌بینن، خب وقتی طرف با استقلال پیش رفته، این‌جوری رشد کرده. بذار یه مثالی برات بزنم: دقیقاً عین یه گیاهی که مثلاً توی سیمان رشد کنه با یه گیاهی که مثلاً شما بیای توی خاک بکاری، هیچ‌وقت این‌ها پایه و اساسشون مثل همدیگه نبوده، جایی که رشد کردن متفاوت بوده، پس کلاً یه فضای متفاوتی دارن. الان هنرمندانی که با استقلال پیش اومدن مخاطب خیلی متمرکزتری دارن، یعنی مخاطبشون، به قول گفتنی، خیلی بهشون وفادارتره؛ ولی هنرمندی که یه رسانۀ بزرگی که خب همه حالا می‌شناسیم و اون رسانه شاید حداقل دویست تا هنرمند بزرگ و معروف رو داره، آثارشون رو به‌صورت انحصاری می‌ذاره، یعنی تمام مخاطب‌های این دویست هنرمند، مخاطب اون رسانه هستن. من الان به‌عنوان یه هنرمند بخوام برم تو اون سایت اثرم رو انتشار بدم، مخاطب‌های من، یعنی یکی از مخاطب‌های اون دویست هنرمند جمع می‌شن. بنابراین یه جور پخش و پلاست.

مثلاً یکی بوده که یه هنرمند راک رو فالو می‌کرده، یکی سنتی رو فالو می‌کرده، تو این سایت اثرشو گوش می‌داده، یکی پاپ رو گوش می‌داده، الان منِ رپ هم می‌رم اونجا اثرم رو می‌ذارم، یه مخاطبی پیدا می‌کنم. مثلاً یکی از مخاطب‌هام اصلاً عاشق پاپه، یکی از مخاطبام عاشق راکه، یکی‌شون عاشق سنتیه و یه چیز منسجمی نیست که مثلاً بگیم طرف علاقه به رپ داره؛ ولی اون هنرمند مستقل قضیه براش فرق می‌کنه. مخاطب اون هنرمند مستقل، جذب خودش می‌شده نه جذب کس دیگه‌ای، بنابراین من می‌گم وفادارترن. برای مثال، شما فرض کن یه هنرمند مستقل یک میلیون طرف‌دار داره و یه هنرمندی که مثلاً با اون رسانه‌های مین استریم کار می‌کنه‌، اون مثلاً فرض کن هشت میلیون طرف‌دار داره. شاید این یک میلیونِ این، هشتصدهزارتاشون واقعی باشند؛ یعنی زمان روزانه‌شون رو بیشتر با همین آهنگ‌های همین هنرمند بگذرونن، ولی اون که هشت میلیون داره، شاید ۲۰۰ هزارتاشون کسایی باشند که روزشون رو با این می‌گذرونن.

اگه ما به‌عنوان شنونده بخوایم واسه این وضعیت فعلی رسانه‌ها که خیلی شفاف نیستن و دارن جریان رپی رو جهت‌دار می‌کنند قدمی برداریم، باید چی کار کنیم؟

الان این قضیۀ ما هست، همون‌طور که گفتم پخش و پلاست. مثلاً مخاطبی که خیلی از اون هنرمندان کسب می‌کنن پخش و پلاست. اصلاً شاید خیلی‌شون این پادکست رو نشنون، چون اصلاً طرف تو یه فضای دیگه‌ای هست، توی هیپ‌هاپ زور نداره. شاید اکثر مخاطب‌های پادکست تو هم هیپ‌هاپی‌ها باشن. برای همین می‌گم. حالا چیزی که من به‌عنوان مخاطب به نظرم می‌رسه اینه که مخاطب اگه بخواد مخاطب جدی باشه، باید یه مقدار تحلیل‌هاش رو درست‌تر بکنه، یه مقدار بیشتر فکر کنه، یه مقدار مطالبه‌گرتر باشه، فقط طرف‌دار نباشه؛ یعنی مثلاً جبهه‌گیر نباشه که هرکسی هر کاری کرد، این بی‌چون‌و‌چرا قبول کنه، یا حتی من خودم می‌گم آدم سوگیری نداشته باشه که مثلاً من حالا این رو یه جوری توجیهش کنم.

مطالبه‌گر باشه یعنی اینکه از هنرمندش بخواد. بدونه اگه یه روزی هنرمند مورد علاقه‌اش با کس دیگه‌ای، مثلاً یه درگیری‌ داشت، به تو چیزی نمی‌رسه؛ واقعاً به منِ مخاطب چیزی نمی‌رسه. من فقط میام این وسط عقلانیت خودم رو از دست می‌دم، خب من با عقلانیتِ بیشتر، از هنرمندم مطالبه کنم! اگه رفت با یه برندی کار کرد که می‌دونم اون برند یا اون کسب‌وکار مشکل داره یا بیزینسش معیوبه با یه چیز درست و حسابی نیست، بهش گوشزد کنم، نیام ازش حمایت کنم. نقادانه با این قضیه برخورد کنم. این چیزیه که من می‌تونم بگم، ولی اون حرفم رو به این خاطر زدم، گفتم الان اکثریت مخالفانتون ممکنه همون کسایی باشن که دنبال این قضیه‌ هستن و واقعاً خوبه، ولی اون هنرمندانی که می‌گی می‌رن اون‌جوری کسب می‌کنن، خیلی‌هاشون هستن مخاطبشون توی این بحث‌ها نیست که بخواد این حرف‌ها رو حتی بشنوه.

چه آهنگی رو تقدیم شنونده‌هامون می‌کنی؟

رض – دختر مامان.

پیوند کوتاه:https://www.nima.today/km36p

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *