خلاصه کتاب «تست مامان» + پادکست

خلاصه کتاب تست مامان

شما می‌تونید قسمت چهارم پادکست برداشت خوانی رو که خلاصۀ کتاب تست مامان هست در آدرس‌های زیر بشنوید یا به متن اون دسترسی داشته باشید:

 

دربارۀ این قسمت پادکست:

ضرب‌المثل معروفی دربارۀ مدیریت می‌گه: «هرگز نباید نظر مادرمون رو درمورد کسب‌وکاری که می‌خوایم راه‌اندازی کنیم، بپرسیم»؛ چون او به خاطر علاقه و محبتی که به ما داره پاسخ صادقانه‌ای نمی‌ده و از ما تعریف می‌کنه؛ پس پاسخ او قابل‌ اطمینان نخواهد بود. اما این ضرب‌المثل گمراه‌کنندست، چون به تعریف‌های مثبت هیچ‌کس درمورد کسب‌وکارتون نباید اعتماد کنید!

هیچ‌کس موظف نیست به ما بازخورد صادقانه بده، به همین دلیل هرکسی ممکنه سعی کنه با تعریف‌های بیهوده ما رو خوشحال کنه. این وظیفۀ خود ماست که به دنبال بازخورد صحیح و منطقی بگردیم. برای این مسئله، بهترین افراد، مشتریان ما هستند. این کتاب به بیان روش‌های ارتباط با مشتریان پرداخته و مسائل مهمی دربارۀ «یادگیری از مشتری» و «گفت‌وگو با مشتری» مطرح می‌کنه تا با استفاده از اون‌ها بتونیم از مکالمات خود با مشتریانمون، بیشترین بازده و خروجی مفید رو داشته باشیم.

دربارۀ نویسندۀ کتاب:

این کتاب نوشتۀ راب فیتزپاتریک (Rob Fitzpatrick) است. راب، کارآفرین حوزۀ تکنولوژیه. او یکی از شرکای Founder Centric هست. راب و همکارانش در فاندر سنتریک به شتاب‌دهنده‌های اروپایی و دانشگاه‌ها در طراحیِ کسب‌وکار و برنامه‌های آموزشی استارتاپی کمک می‌کنن.

راب جزو افراد پذیرفته‌شده در Y Combinator بوده و همین‌طور سازندۀ محصولاتیه که توسط برندهای بزرگ دنیا مثل Sony و MTV استفاده می‌شن. او کارآفرین ساکن در کالج دانشگاهی UCL هست، تجربۀ جذب سرمایه در آمریکا و انگلستان رو داره و اخیراً از طریق سرمایه‌گذاری جمعی، یه بازی کارتی رو تولید کرده. راب فیتزپاتریک تو وبلاگ The Startup Toolkit دربارۀ مراحل اولیۀ راه‌اندازی استارتاپ‌ها می‌نویسه. اگه دوست داشتید می‌تونید راب رو در سایت شخصی، توییتر و لینکدین دنبال کنید.

دربارۀ کتاب:

کتاب تست مامان (The Mom Test: How to talk to customers) دربارۀ گفت‌و‌گو و هنر برقراری ارتباطه. این کتاب به ما یاد می‌ده که چطور یه گفت‌و‌گو رو ایجاد کنیم و از اون اطلاعات موردنظر خودمون رو، بدون اینکه از هدف اصلی گفت‌و‌گو فاصله بگیریم، بیرون بکشیم؛ چراکه می‌شه گفت بهترین شیوۀ فروش، تمجید از دیگرانه.

خوندن این کتاب برای هر کارآفرین و هر مدیری یکی از واجباته. سراسر کتاب شامل نکته‌ها و فوت‌های کوزه‌گریه که برای هر کارآفرینی جذابه. اگه قبلاً هم تجربۀ گفت‌و‌گو درمورد ایده‌ها رو داشتید، جذابیت این کتاب براتون دوچندان خواهد بود. ما بعد از به‌کار‌بردن ایده‌های این کتاب به‌راحتی می‌تونیم تفاوت رو در گفت‌و‌گوهای امروزمون، با گفت‌وگوهای گذشتمون احساس کنیم.

مقدمۀ کتاب:

یادگرفتن از مشتری مثل کَندوکاوِ باستان‌شناس‌ها واسه زیرخاکی‌هاست. حقیقت جایی اون پایینه، ولی خیلی حساس و شکننده. با هر بیلی که به زمین می‌زنیم، به حقیقت نزدیک‌تر می‌شیم؛ اما کافیه که ابزار کندوکاو ما ناکارآمد باشه تا گنجی که اون زیره تیکه‌تیکه بشه.

تیم‌های زیادی رو می‌بینیم که با بولدوزر و دینامیت، کار حفاری و کندوکاو رو شروع می‌کنن؛ اونا هر طور که شده مردم رو مجبور می‌کنن تا چیز خوشایندی راجع به کسب‌وکارشون بگن. از سؤال‌های خامی مثل «فکر می‌کنی ایده‌ای که دارم خوبه؟» استفاده می‌کنن و زیرخاکی‌ای رو که دنبالش بودن با این سؤال‌های خام تیکه‌تیکه می‌کنن.

از طرف دیگه، بعضی از بنیان‌گذارها سعی می‌کنن یه شهر زیرزمینی رو با مسواک کشف کنن و از بیل‌زدنِ عمیق و پیداکردن زیرخاکی‌های باارزش شونه خالی می‌کنن. چیزی که ما به دنبال کشف اون هستیم اینه که چطور کسب‌وکارمون رو به موفقیت برسونیم. برای این کار، باید خیلی بیل زد و عمیق حفاری کرد. اما یادمون نره که قبل از پیدا‌کردن جواب هر سؤالی، باید یاد بگیریم که سؤال‌های درستی بپرسیم. سؤال‌های غلط، اغلب به جواب‌های اشتباه منتهی می‌شن و اون جواب اشتباه، خودش می‌تونه باعثِ از‌بین‌رفتن تمام تلاش‌های شبانه‌روزی‌مون بشه. این موضوع خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنید اتفاق می‌افته.

واقعیت اینه که اهداف و سؤال‌های ما، ابزارهای حفاری‌مون هستن. اما قبل از کار با این ابزارها، باید نحوۀ استفاده از اون‌ها رو خوب یاد بگیریم که البته کارِ راحتی هم نیست. اما اگه یادمون باشه که چه گنجِ بزرگی زیر خاک منتظرمونه، اون موقع به ارزش واقعی یادگیری این مهارت‌ها پی می‌بریم.

نوشتۀ پشت جلد کتاب:

همه دارن بهتون دروغ می‌گن

می‌گن نباید از مامانمون بپرسیم که ایدمون خوبه یا نه. آره یه جورایی درسته؛ ولی اونایی که این حرف رو می‌زنن نکتۀ اصلی ماجرا رو متوجه نشدن. ما درواقع نباید از «هیچ‌کس» دربارۀ خوب یا بد بودن ایدمون سؤال کنیم. حداقل نه با این کلمات. کافیه این سؤال رو بپرسیم و تو جوابش مامانمون (چون خیلی دوستمون داره) بیشتر از همه بهمون دروغ بگه؛ در‌کل، این سؤال، سؤال درستی نیست و هر کسی رو تشویق می‌کنه که تا حدی تو جوابش دروغ بگه.

ارزشش رو داره که این کار رو درست انجام بدین

صحبت با مشتری یکی از مهارت‌های اساسی برای توسعۀ مشتری و لین استارتاپ (lean startup) است. هممون می‌دونیم که باید با مشتری صحبت کنیم، ولی انگار هیچ‌کس حاضر نیست اعتراف کنه که صحبت با مشتری کارِ سختیه که به‌راحتی می‌شه اشتباه انجامش داد. این کتاب قراره بهمون نشون بده که چطور می‌تونیم این کار رو بهتر انجام بدیم و کجای کار ممکنه اشتباه کنیم. این کتاب یه راهنمایِ سریع و کاربردیه که جلوی اتلافِ وقت و پول و حتی سکتۀ قلبی ناشی از شکست رو می‌گیره!

هستۀ اصلی کتاب:

در کتاب تست ‌مامان قراره قدم‌به‌قدم یاد بگیریم چجوری یه گفت‌وگوی ثمربخش با مشتری داشته باشیم. از چه کسایی بپرسیم، چی بپرسیم و چجوری بپرسیم. کدوم نظرها بی‌ارزشن و چرا و چطور مشتریای فرضی به ما دروغ می‌گن. محصول ما کدوم مشکلات مخاطبای ما رو حل می‌کنه، موفق می‌شه و… . 

راب در هر فصل نکات مهم رو در قالب عبارت‌هایی با عنوان «قاعدۀ کلی» مطرح می‌کنه. مرور دوبارۀ این «قاعده‌های کلی» کارکردی مانند مرور خلاصۀ کتاب رو داره.

این کتاب شامل نُه فصل هست:

  1. تست مامان؛
  2. دوری از داده‌های بد؛
  3. پرسیدن سؤال‌های مهم؛
  4. پیچیده و رسمیش نکنین؛
  5. تعهد و پیشروی؛
  6. پیداکردن گفت‌وگوها؛
  7. انتخاب مشتری‌ها؛
  8. برنامه‌ریزی و روند کار؛
  9. نتیجه‌گیری و برگۀ تقلب.

فصل اول: تست مامان

نویسنده در فصل اول‌ کتاب، تست مامان رو مطرح کرده و می‌گه: «نباید از مامانمون بخوایم که درمورد ایدۀ کسب‌وکارمون نظر بده؛ چون مادرمون در بیشتر مواقع به ما دروغ می‌گه (فقط به این خاطر که خیلی دوستمون داره) در اصل ماهیت این سؤال بده؛ چون مردم رو تشویق می‌کنه که برای دلخوشی ما تا حدی دروغ بگن. علت انتخاب اسم تست مامان هم همینه که اگه ما از مامان خودمون دربارۀ ایده‌ای که داریم سؤال کنیم، (چون مامانمون ما رو دوست داره) حتماً جواب می‌ده که چقدر ایدۀ خوبی داری، چقدر تو خلاقی، چقدر باهوشی و… . یا در بدترین حالت ممکن ما رو ناامید نمی‌کنه. درواقع، اگه از مامان خودمون درمورد ایده‌ای که داریم سؤال بپرسیم، بیشتر از همه بهمون دروغ می‌گه و دلیل این کار هم اینه که مامانمون ما رو دوست داره!»

اما راب، نویسندۀ کتاب تست مامان، اعتقاد داره که اگه ما سؤال‌های درستی بپرسیم، هیچ دروغی نمی‌شنویم و در کل اعتقاد داره که این سؤال اصلاً سؤال درست و مناسبی نیست و هرکسی رو تشویق می‌کنه که تا حدی در جوابش دروغ بگه!

این وظیفۀ دیگران نیست که به ما حقیقت رو نشون بدن. پیدا‌کردن حقیقت وظیفۀ ماست. این کار رو باید با طراحی و اجرای یک مکالمۀ درست انجام بدیم. نکتۀ خیلی مهم اینه که انجام یک مکالمۀ اشتباه به‌مراتب بدتر از انجام‌ندادن اونه.

سه قانون مهم تست مامان

  1. به‌جای صحبت دربارۀ ایدۀ خودمون راجع به زندگی مشتریان صحبت کنیم.
  2. به‌جای سؤال‌های عمومی یا نظریات پیرامون آینده، درمورد جزئیات گذشته بپرسیم.
  3. کمتر صحبت کنیم و بیشتر گوش کنیم.

باید سؤال‌های خوب بپرسیم. گاهی این سؤال‌ها باید از خودمون باشه تا ما رو به سمت جواب درست هدایت کنه:

  • یه سؤال خوب سؤالیه که مشتری ندونه ما دوست داریم چه چیزی رو بشنویم؛ اگه مشتری بفهمه ما منتظر چه جوابی هستیم به ما دروغ می‌گه.
  • مردم مشکلاتشون رو می‌دونن، اما نمی‌دونن با اون‌ها چطور روبه‌رو بشن؛ ما باید راه‌حل درست برای اون‌ها پیدا کنیم.
  • رفتار مشتریه که نشون می‌ده او به چه چیزهایی علاقه داره، نه حرف‌هاش.

فصل دوم: دوری از داده‌های بد

اگه می‌خوایم کسی رو ورشکست کنیم، اطلاعات اشتباه در اختیارش بذاریم. این بلائیه که ممکنه مخاطبان ما سر ما بیارن. اون‌ها گاهی‌اوقات اطلاعات اشتباه در اختیارمون می‌ذارن؛ چرا؟ چون ما داده‌های بدی به اون‌ها ارائه کردیم!

حالا چجوری این اتفاق رخ می‌ده؟ با عوض‌شدن مسیر صحبت، وقتی وارد تعارفات می‌شیم. تعارفات عبارت‌های جذابی هستن که هیچ ارزشی ندارن.

  • آیا محصول ما با زندگی شخص سازگاره؟
  • آیا در صرفه‌جویی پول به اون‌ها کمک می‌کنه؟
  • آیا مشکل اون‌ها رو حل می‌کنه؟

اگه پاسخ دقیق این سؤال‌ها رو نمی‌دونیم و فکر می‌کنیم جلسۀ خوبی رو با مشتری داشتیم، به این معنیه که اون‌ها یه سری تعارفات رو به ما تحویل دادن!

تعارفات اطلاعات غیرواقعی هستن که از مشتری دریافت می‌شن؛ خوش آب‌ورنگ، انحرافی و کاملاً بی‌ارزش. تعریف و تمجید‌ها خطرناک و موذیانه هستن. ریشۀ اون از نیاز به تأیید دیگران نشئت می‌گیره؛ چه عمدی و چه سهوی.

بنابراین در زمان توضیح ایدمون زیاد پرحرفی نکنیم (احتمالاً ما به علت هیجانی که برای طرح ایده داریم متوجه این موضوع نمی‌شیم) به‌جای اون، از اون‌ها بخوایم دربارۀ مشکلات ایدۀ ما صحبت کنن. فقط زمانی که ساکتیم و به طرف مقابل گوش می‌دیم، می‌تونیم چیز مفیدی یاد بگیریم.

قاعدۀ کلی: هرچی بیشتر صحبت کنیم، بیشتر کار رو خراب می‌کنیم.

فصل سوم: پرسیدن سؤال‌های مهم

گاهی‌اوقات با اینکه همه‌چیز رو می‌دونیم باز هم سؤال‌های بی‌اهمیت می‌پرسیم. سؤال‌هایی که به پیشرفت کار هیچ کمکی نمی‌کنن. سؤال‌های مهم گاهی ترسناک هستن و معمولاً در هر گفت‌وگویی حداقل یه سؤال باید وجود داشته باشه که از پرسیدن اون واهمه داشته باشیم.

هیچ‌کس نمی‌دونه ایدمون موفق می‌شه یا شکست می‌خوره؛ میزان فروش ایده در بازار نشون‌دهندۀ پیشرفت کار ماست. ما به دنبال حقیقت هستیم نه تلاش برای اثبات درست‌بودن ایده. بنابراین وقتی بدونیم ایدۀ ما اشتباست، نه‌تنها ناامید‌کننده نیست، بلکه به‌منزلۀ پیشرفته. این درک، باعث می‌شه ما مشکل اساسی مشتری رو فهمیده و راه‌حل پیشنهادی خودمون برای حل اون مشکل رو راهی بازار کنیم.

توجه: وارد هیچ بحثی بدون برنامه‌ریزی نشیم. از قبل فهرستی از سه سؤال مهم رو آماده داشته باشیم. این سه سؤال برای افراد مختلف متفاوته، داشتن این فهرست به ما کمک می‌کنه که از شرایط استثنایی که پیش میاد نهایت استفاده رو ببریم و در آرامش کامل اطلاعات موردنظر خودمون رو به دست بیاریم.

 قاعدۀ کلی: در تمامی کارها و گفت‌وگو‌ها، صحبت رو از کلیت مسئله شروع کنیم و تا زمانی که از مهم‌بودن اون اطمینان حاصل نکردیم، روی جزئیات تمرکز نکنیم.

فصل چهارم: پیچیده و رسمیش نکنین

جلسات اول رو با دوستان و آشنایان خودمون بذاریم و درمورد ایدمون با اون‌ها صحبت کنیم. اگه از بین دوستانمون کسی به‌صورت بالقوه مشتری ماست، حتماً از او شروع کنیم. بهترین راه شناسایی یه جلسۀ رسمی یا دوستانه اینه که با مشتری راحت و به‌دور از پیچیدگی صحبت کنیم تا بتونه به‌طور کامل خوداظهاری کنه. اگه مشتری احساس کنه که با صحبت با ما در حقمون لطف کرده، احتمالاً جلسه خیلی رسمیه. برای اینکه از جلسات بیشترین نتیجه رو بگیریم، جلسات رو بیشتر از ۳۰ دقیقه طول ندیم و کمتر راجع به ایدۀ خود صحبت کنیم و مسیر رو به سمتی بکشونیم که اطلاعات موردنظر خودمون رو به دست بیاریم.

قاعدۀ کلی: کسب اطلاعات لازم دربارۀ مشتری و ارائۀ راه‌حل مناسب در یه جلسۀ غیررسمی و دوستانه، خیلی سریع‌تر از یه جلسۀ ملاقات طولانی رسمی صورت می‌گیره.

فصل پنجم: تعهد و پیش روی

باید بدونیم چیزی به نام «جلسه خوب پیش رفت» وجود نداره. هر جلسه یا موفق می‌شه یا شکست می‌خوره. هرموقع گام بعدی در جلسه کاملاً مشخص باشه، این یه موفقیته. مشتری یا گام بعدی رو برای تعهد به خرید برمی‌داره یا اعلام می‌کنه مایل به خرید نیست؛ در هر دو حالت گام بعدی ما مشخصه. وقتی از مشتری می‌شنویم: «اجازه بدید بعد از تعطیلات دوباره دربارۀ اون صحبت کنیم، یا خودم بهتون زنگ می‌زنم!» و ما هم درمقابل، عملاً کاری برای مرحلۀ بعد انجام نمی‌‌دیم، یعنی شکست.

تعهد یعنی اینکه مخاطب با دادن چیزهای ارزشمندی مثل زمان، اعتبار یا پول، جدیت خودش رو برای خرید محصول نشون بده و پیشرفت یعنی اینکه اون‌ها به سمت مرحلۀ بعدی و درخواست خرید در دنیای واقعی حرکت کنن. این دو مسئله اغلب با هم هم‌پوشانی کامل دارن.

قاعدۀ کلی: اگه ما نمی‌دونیم که گام بعد از جلسۀ فروش یا ارائۀ محصول چیه و چه اتفاقی قراره بیفته، این جلسه بی‌فایدست.

فصل ششم: پیداکردن گفت‌وگوها

پیداکردن گفت‌وگوها، یعنی داشتن اطلاعاتی که بتونیم سر صحبت رو باز کنیم و ارتباط گرمی با مخاطب شکل بدیم. به نوعی یعنی همان یخ‌شکنی. این کار خیلی سخته، اما لازمه بدونیم مردم دوست دارن دربارۀ مشکلاتشون با اون‌ها صحبت کنیم تا خودشون. اگه ما با علاقه دربارۀ مشکلات اون‌ها صحبت کنیم و کمتر دربارۀ خودشون حرف بزنیم، اون‌ها به‌راحتی با ما ارتباط برقرار می‌کنن.

نظریۀ «شش درجۀ جدایی» کوین بیکن (Kevin Bacon) چی می‌گه؟ این نظریه می‌گه: «هر دو انسان روی کرۀ زمین، به‌طور میانگین در یه رابطه با شش واسطه یا کمتر به هم مربوط می‌شن؛ یعنی حداکثر توسط شش واسطه به یکدیگر متصل می‌شن.»

نویسندۀ کتاب تست مامان در ادامۀ این نظریه می‌گه: «پیداکردن مشتری برای محصول‌ از این هم ساده‌تره. کافیه از چند نفر سراغ اون رو بگیرید.»

قاعدۀ کلی: تا زمانی که اطلاعات جدیدی می‌شنویم، به گفت‌وگو ادامه بدیم.

فصل هفتم: انتخاب مشتری‌ها

گفته می‌شه استارتاپ‌ها از گرسنگی نمی‌میرن، بلکه بین تعداد زیاد انتخاب‌ها، مشتریان خوب یا ایده‌های متفاوت غرق می‌شن. یکی از راه‌هایی که مانع غرق‌شدن ما می‌شه اینه که مشتریامون رو بخش‌بندی کنیم. وقتی ندونیم مشتریامون چه کسانی هستن، مجبوریم با انواع مختلف مردم صحبت کنیم و به خاطر متفاوت‌بودن افراد، با داده‌های مختلف و سه مشکل اساسی روبه‌رو می‌شیم.

  1. بین گزینه‌های مختلف غرق می‌شیم و نمی‌دونیم کارمون رو از کجا شروع کنیم.
  2. پیشرفتی به سمت جلو نداریم و مشکل رو هم نمی‌دونیم.
  3. بازخورد‌های متفاوت دریافت می‌کنیم و نمی‌تونیم اون‌ها رو کنار هم قرار بدیم تا نتیجه‌گیری کنیم.

با سؤال‌های درست، مخاطبان خودمون رو تقسیم‌بندی کنیم. اگه یه محصول با کاربران متفاوت داشته باشیم، با بخش‌بندی بررسی کنیم ببینیم چه کسی طرف‌دار این محصوله. در هر مورد این بخش‌بندی رو اون‌قدر کوچیک کنیم تا به مشتری اصلی برسیم و ویژگی‌های خاص و مورد علاقۀ اون گروه رو تولید کنیم. این کار رو با پرسیدن این سؤال‌ها شروع کنیم:

  • کدوم تیپ از این افراد بیشتر از بقیه طرف‌دار محصول ماست؟
  • آیا تمام افراد این گروه محصول ما رو خریداری و استفاده کردن، یا فقط برخی از اون‌ها این کار رو کردن؟
  • چرا اون‌ها طرف‌دار این محصول هستن؟
  • آیا همۀ افراد این گروه انگیزۀ خرید این محصول رو دارن؟
  • آیا انگیزه‌های دیگه‌ای هم وجود داره؟

 قاعدۀ کلی: اگه هنوز بازخوردهای متفاوتی ازطرف مشتری‌ها دریافت می‌کنیم، مشخصه که هنوز نتونستیم روی بخش‌بندی خاصی از مشتری‌ها تمرکز کنیم.

فصل هشتم: برنامه‌ریزی و روند کار

اجرای فرایند‌ها، یعنی همۀ کارهای قبل و بعد از گفت‌وگوی یه مشتری رو درست انجام بدیم. قبل از جلسۀ گفت‌وگو باید دقیقاً بدونیم چه نوع اطلاعاتی رو قراره به دست بیاریم و چه کسانی از ما باید در جلسه حضور داشته باشن. چجوری یادداشت‌برداری کنیم، کجا یادداشت‌برداری کنیم، بهترین وسیلۀ یادداشت‌برداری چیه و صرف‌نظر از همۀ این‌ها، مهم‌ترین موضوع اینه که یادداشت‌ها به اندازۀ کافی ساده و قابل فهم باشن و همۀ اعضای تیم بتونن اون‌ها رو راحت بازبینی و مرور کنن.

قاعدۀ کلی: اگه بدون برنامه‌ریزی به جلسات بریم و امیدوار باشیم که نتیجۀ خوبی به دست بیاریم، استفادۀ درستی از وقت مشتری نکردیم.

فصل نهم: نتیجه‌گیری و برگۀ تقلب

یه مرور کلی به هشت فصل گذشته و نوشتن سرفصل‌های مهم در یکجا که بتونیم با یه مرور ساده همه‌چیز رو به یاد بیاریم و چیزی از قلم نیفته. درحقیقت این قسمت کارِ برگۀ تقلب امتحان رو برامون انجام می‌ده.

مهارت‌های کلیدی و مهم برای حضور در یه جلسه عبارته از:

  • پرسیدن سؤال‌های خوب؛
  • دوری از اطلاعات بد؛
  • برگزاری جلسات دوستانه؛
  • اصرار بر تعهد و پیشرفت؛
  • چار‌چوب‌بندی جلسه؛
  • بخش‌بندی مشتریان؛
  • آماده‌سازی و مرورکردن؛
  • یادداشت‌برداری.

در آخر، قبل از رفتن به هر جلسه از خودمون بپرسیم: « چه اطلاعاتی می‌خوایم از این مشتری‌ها به دست بیاریم؟»

برای خرید این کتاب می‌توانید به پینگونیو مراجعه کنید.

مشخصات کتاب:

  • عنوان اصلی: The Mom Test: How to talk to customers & learn if your business is a good idea when everyone is lying to you
  • عنوان فارسی: تست مامان؛ چطوری با مشتری‌ها صحبت کنیم و با وجود دروغ‌هایی که از همه می‌شنویم، بفهمیم که آیا ایدۀ کسب‌و‌کارمون به درد می‌خوره یا نه.
  • نویسنده: راب فیتس‌پاتریک (Rob Fitzpatrick)
  • مترجمان: ابراهیم عیسایی، احسان معافی، احمدعلی شفیعی، اکرم حاجی قاسمی، المیرا جمال جمالیان‌نژاد، المیرا خواجه‌ای، امیر آخوندی، امیر موسوی‌پور، امیر یوسفی، امیر ولی‌پور، امیرارسلان رؤیائی، امیرحسین سعید مهر، امین رشیدی، بابک ارجمندنیا، باران آذر، بتول غضنفری، بنفشه قصرفخری، بهنام منتظر، پرهام پرنیان، پریسا رضاپور، تکتم رنجبران، جاوید ایزدفر، حسن رضایی، حسین سلطانلو، حسین مهدوی حقیقی، حمید رحیمی، حمیدرضا داودی، حمیدرضا مهدوی‌پناه، رضا خسروشاهی، رکسانا باجلان فرخی، سامان آران، سپهر رنجبران، سپهر محمدپور، سپیده سعید، سجاد مهد‌ی‌پور، سعید اسماعیلی، سیدحمیدرضا شندآبادی، سیدمیثم حدیقه، شهاب خدامی، شیدا میرجهانی، عاطفه محیب، علی بخشی، علی پویا، علی پیرانی، علی علمشاهی، علیرضا زمانی، علیرضا کاربر، فرزام خجسته‌نیا، فرشاد اسدپور، فرهاد حسنی، فرید علاقه‌مند، کمیل منفرد، کورش سلیمانی، لاله مداح‌علی، لاله ملازاده بیدختی، مجید حمیدیان‌فرد، محسن برجی، محمد آذری، محمد اکبری، محمد قدرتی، محمود بشاش، مرتضی خیری، مرتضی عقیلی، مژگان سبحانی، ملیحه نوروزی، منوچهر زنگویی، مهتاب مفیدی، مهدی اصل علی‌نژاد، مهدی زارع، مهدی علی‌پور، مهرداد عباسی، مهسا علی‌پور چرندابی، مهیار سوری، نازلی ابراهیمی، ندا اکرمی، نرگس شمسیان، نسرین پیرفلاح، نگار پرن، نوید نکویی، نیلوفر صلواتی، هدی جمالی، هژیر دبیری، هما علی‌نژاد، هیوا شم.
  • شماره چاپ: اول
  • نشر: انتشارات کتاب یوسف
  • تعداد صفحات: ۱۷۴
  • قیمت: ۲۵۰۰۰ تومان

1)فرزین سلطانی

2)بیشتر از یک

3)امیرحسین شریف ۱

4)امیرحسین شریف ۲

5)فارابی

6)بوکاپو

7)کافه بوک

8)کتابراه

9)دیاکوبین

10)فیدیبو

11)مدیر کسب و کار

12)مانوئل اوهانجانیانس

13)مازیار میر

14)شبتا

پیوند کوتاه:https://www.nima.today/4KEtI

منابع   [ + ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *