۳ دلیل برای توجه وجوه مختلف استارتاپ‌های پلتفرمی

3 دلیل برای توجه وجوه مختلف استارتاپ‌های پلتفرمی

می‌شود گفت تقریباً ترکیب تکنولوژی و اینترنت همۀ جوانب زندگی ما آدم‌ها را تحت‌تأثیر قرار داده و و هر ثانیه دارد در مدل زندگی‌مان تغییر ایجاد می‌کند؛ از اینکه صبح بیدار می‌شویم اول گوشی را چک می‌کنیم گرفته تا آخر شب که پادکست گوش می‌دهیم و می‌خوابیم. این وسط هم کسب‌و‌کارهایی مانند تپسی، کست باکس و… به کمک تکنولوژی‌ها پلتفرم‌هایی ساختند تا از طریق اینترنت به مردم این فرصت را بدهند که باهم بیشتر ارتباط بگیرند و منابع خودشان را باهم به اشتراک بگذارند و موانع سر راه را از بین ببرند. همین موضوع باعث شده که تب‌و‌تاب خاصی برای راه‌اندازی استارتاپ، مخصوصاً مدل پلتفرمی راه بیفتد.

در نوشتۀ نکاتی که بهتر است قبل از شروع یک استارتاپ پلتفرمی بدانید اشاره کرده‌ام که قبل از اینکه بخواهیم استارتاپی با مدل پلتفرم راه بیندازیم، باید به نکاتی مثل اینکه پلتفرم ما مشکل‌گشا، اعتیادآور و ارزش‌آفرین باشد توجه کنیم. بعد در نوشتۀ نقش مدل پلتفرم در تحول دیجیتال به این موضوع پرداختم که برای اینکه مدل پلتفرمی که برای استارتاپمان در نظر گرفتیم بتواند ویژگی‌هایی که در جملۀ قبل به آن‌ها اشاره کرده‌ام به‌خوبی حفظ کند، باید کل تیممان چست و چابک باشد.

باتوجه به بالا‌گرفتن این تب راه‌اندازی استارتاپ‌هایی با مدل پلتفرمی و بازگوکردن ویژگی‌های استارتاپ‌های پلتفرمی، در این نوشته قصد دارم توضیحاتی را دربارۀ تولید ارزش و به‌دست‌آوردن آن، اثر شبکه‌ای غیرمستقیم و هزینه‌های تعامل بدهم.

استارتاپ پلتفرمی چیست؟

پلتفرم مدلی از کسب‌وکار است که با آسان‌سازی تبادلات بین دو یا تعداد بیشتری از گروه‌های وابسته به هم که معمولاً مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان هستند، ارزش تولید می‌کند. همچنین جالب است بدانید که اقتصاددانان به کسب‌وکارهای مدل پلتفرمی، «پلتفرم‌های چندوجهی» یا «MSP» (Multi-Sided Platforms) هم می‌گویند.

پروفسور آندری هاگیو (Andrei Hagiu) در نوشته‌ای MSP را این‌گونه توصیف می‌کند: «پلتفرم‌های چندوجهی همان تکنولوژی‌ها، محصولات و سرویس‌هایی هستند که در قدم اول، با فعال‌سازی ارتباط مستقیم بین دو یا چند گروه شرکت‌کننده (کاربر)، ارزش تولید می‌کنند.»

اما حالا این سؤال پیش می‌آید که گروه‌های شرکت‌کننده یا کابران چه کسانی هستند؟ خب، این بستگی به پلتفرم دارد. در بیشتر موارد، تفاوت بین آن‌ها تفاوت بین تقاضاکننده و عرضه‌کننده است.

  1. طرف عرضه‌کننده: فروشنده، تأمین‌کنندۀ سرویس، میزبان، تولیدکنندۀ محتوا و…؛
  2. طرف تقاضاکننده: خریدار، جویندۀ خدمات، مهمان، مصرف‌کننده و… .
انواع و مثال‌هایی از کسب و کارهای پلتفرومی
انواع و مثال‌هایی از کسب‌و‌کارهای پلتفرمی

هیچ اقدام سیستماتیک و منظمی برای دسته‌بندی کسب‌و‌کارهای پلتفرمی صورت نگرفته است. این فقط یکی از راه‌های دسته‌بندی آن‌هاست.

تولید ارزش و به‌دست‌آوردن آن

پلتفرم‌ها به فروش سرویس‌ها/خدمات و… کمک می‌کنند؛ اما صاحبان این پلتفرم‌ها در ساخت محصولات به‌فروش‌رفته نقشی ایفا نمی‌کنند؛ مثل اسنپ تریپ. آن‌ها سرویس‌هایی را در پلتفرم خود دارند که خودشان ارائه‌ نمی‌دهند؛ مثل پونیشا. بعضی‌ها هم محتوای تولید روزانه‌ را خودشان نمی‌سازند؛ مثل توییتر.

تولید ارزش و به دست آوردن آن

پس چطور ارزش تولید می‌کنند؟ بعضی‌ها می‌گویند که آن‌ها دلال‌های مدرن هستند؛ اما این جواب کاملی نیست. آن‌ها باید ارزش افزوده به کل پروسه اضافه کنند و بتوانند این ارزش را استخراج کنند تا در رقابت باقی بمانند. خیلی از پلتفرم‌ها با مشکلات زیادی روبه‌رو شدند، چون نتوانستند این کار را انجام بدهند. اینجا مثال‌هایی از چگونگی تولید ارزش توسط پلتفرم‌ها برای شرکت‌کنندگان (کاربران) خود و نیز به‌دست‌آوردن ارزش می‌بینید:

  1. پلتفرم‌های به‌اشتراک‌گذاری دارایی‌ها مثل اسنپ‌تریپ به این شکل ارزش تولید می‌کنند:
  • به عرضه‌کننده (صاحبان خانه و هتل): در استفادۀ بیشتر از دارایی‌های حال حاضر آن‌ها (مثل اتاق، خانه، واحد) کمک می‌کند تا درآمد بالاتری کسب کنند و سهم آن‌ها هم از این درآمد بیشتر شود.
  • به تقاضاکننده (مسافر): کمک می‌کند که سکونت ارزان‌تر، شخصی‌تر و غیرسازمانی‌تر پیدا کنند و در زمان‌های اوج درخواست (مثل رویدادهای خاص) و وقتی همۀ هتل‌ها پر هستند، بدون ‌مکان نمانند.

اسنپ تریپ با دریافت درصدی از هر رزرواسیون، ارزش تولید می‌کند. در نمای کلی، این شرکت با هتل‌های زنجیره‌ای بزرگ مقایسه می‌شود، اما با یک نگاه به ترازنامۀ مالی آن‌ متوجه می‌شویم که شبیه درگاه آنلاین مسافرتی کار می‌کند. آن‌ها نگرانی دربارۀ نگهداری و هزینه‌کردن برای واحدهای اقامتی خود ندارند. در مقایسه، هتل‌های زنجیره‌ای، مالک بخش عمده‌ای از املاک و مسئول طراحی و ساختن آن‌ها هستند. آن‌ها نه‌تنها در معرض نوسانات اقتصادی هستند، بلکه باید زمان و سرمایۀ بیشتری هزینه کنند تا عرضۀ خود را افزایش دهند (و تحت‌تأثیر ضررها/رکودها هم هستند). اگرچه در دوران شکوفایی اقتصادی، مشاوران املاک اقتصادی فرصت‌های مهندسی مالی زیادی را به دلیل ذات هم‌گرای خود به دست می‌آورند.

  1. شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های محتوایی مثل توییتر تبادل نظر با دوستان را با تولید محتوا از سمت کاربر تشویق می‌کنند:
  • از سمت عرضه‌کننده: از دیدگاه درآمدی، این سمت را کاربران پر می‌کنند؛ یعنی من، شما و میلیاردها آدم دیگر. ما محتوای کاربری می‌سازیم. توییتر از کاربران خود هزینه‌ای دریافت نمی‌کند، اما از این محتوا برای بررسی و تبلیغات هدفمند استفاده می‌کند. در طرف مقابل، رسانه‌های سنتی مثل روزنامه خبرنگاران را استخدام می‌کنند تا برایشان محتوا بسازند و تبلیغات در میان این محتوا منتشر می‌شود. من و شما و بقیه برای توییتر محتوای آسان تولید می‌کنیم.
  • از سمت تقاضاکننده: آن‌ها شرکت‌های تبلیغاتی هستند. آن‌ها می‌توانند کمپین‌های تبلیغاتی هدفمند بیشتری را به نسبت رسانۀ سنتی راه‌اندازی کنند. آن‌ها به جامعۀ کاربرانی دسترسی پیدا می‌کنند که به دلیل خواندن و دیدن توییت‌های دست اول از دوستان و خانواده‌‌ای که آن‌ها را دوست دارند، به‌شدت انگیزه دارند.

توییتر با دادن فرصت به این شرکت‌ها برای تبلیغات هدفمند ارزش تولید می‌کند و درکل هم برای دسترسی‌دادن به جامعۀ‌ کاربران توییتر. با به‌اشتراک‌گذاشتن داوطلبانۀ توییت‌هایمان و داده‌های حساب کاربری‌مان، ما به توییتر چیزی نزدیک به هزاران نقطۀ اطلاعاتی می‌دهیم (آماری، درآمدی، تحصیلات، علایق و بسیاری چیز دیگر). شرکت‌های تبلیغاتی هم می‌توانند از پول خود برای تبلیغ‌کردن به روشی هدفمندتر از روش‌های سنتی (مثل پخش تلویزیونی) استفاده کنند.

  1. آسان‌سازی تبادل سرویس‌ها و کالاها مثل دیجی‌کالا:
  • عرضه‌کننده (فروشندۀ آنلاین و آفلاین): اشخاصی هستند که وسایل قبلی خود، محصولات آنلاین، کسب‌و‌کارهای کوچک و شبیه این‌ها را می‌فروشند. آن‌ها از آغازی راحت، صرفه‌جویی در هزینۀ تبلیغات، قابلیت استفاده از چارچوب قانونی دیجی‌کالا و استفاده از پلتفرم پرداخت خود دی‌جی پِی ارزش به دست می‌آورند.
  • تقاضاکننده (خریدار): می‌تواند به‌راحتی، با داشتن یک نقطۀ شروع برای فهرست خرید آنلاین خود، با آگاهی به خرید ارزان محصولات، داشتن چارچوب حفاظتی خریدار اعمال‌شده توسط دیجی‌کالا و نیز مزایای دیگر، خرید خود را انجام می‌دهند.

دیجی‌کالا با گرفتن درصد خود از هر تعامل، ارزش تولید می‌کند. مزایایی که آن‌ها به دو طرف ارائه می‌دهند، اجازۀ این کار را به دیجی‌کالا می‌دهد. آن‌ها همۀ این کارها را با هزینۀ سرمایه‌گذاری و سربار کمتری انجام می‌دهند. آن‌ها برای خود خط تولید یا گسترش محصول ندارند. دقیقاً شبیه به مراکز خرید بزرگ، آن‌ها مزایای انباشتگی را ارائه می‌دهند؛ ولی با مشکلات خاصی دست‌وپنچه نرم نمی‌کنند که بسیاری از مراکز بزرگ را به مراکز خرید مرده تبدیل کرده است.

پس یادتان نرود که باید برای طرفین کسب‌و‌کار پلتفرمی خود ارزش خلق کنید.

اثرهای شبکه‌ای غیرمستقیم

هر مدل کسب‌وکاری و همچنین صنعتی، مفاهیم مهم مدیریت کسب‌و‌کار را در خود می‌گنجاند. خیلی از کسب‌و‌کارهای سنتی، برای مثال، شبکۀ تأمین داخلی و فرایند تولید را بهینه می‌کنند. برای مدل کسب‌وکار پلتفرمی، مفهوم اثرهای شبکه‌ای (که همچنین به طرف تقاضاکنندۀ اقتصاد رشدی نیز معروف است) بیشترین اهمیت را دارد.

در موضوع پلتفرم‌های چندوجهی، درک این موضوع حیاتی است که ما دو نوع اثر را از هم مجزا بدانیم:

  • اثرهای شبکه‌ای مستقیم: اگر فقط چند نفر از دوستان شما در فیس‌بوک باشند، پس ارزش آن برای شما کم خواهد بود؛ اما همان‌طورکه تعداد کاربران بیشتر می‌شود، ارزش شبکه هم برای شما و بقیۀ کاربران بالاتر می‌رود. آن‌ها (کاربران) برای پلتفرم‌های شبکۀ اجتماعی ضروری هستند. اثرهای شبکه‌ای مستقیم که به اثرهای شبکه‌ای هم‌جبهه‌ای (موازی) هم معروف هستند، اثر شرکت‌‌کنندگان در یک سمت شبکه روی شرکت‌کنندگانی در همان سمت شبکه است.
  • اثرهای شبکه‌ای غیرمستقیم: اثرهایی هستند که یک نوع از کاربران بر کاربرانی از نوع دیگر می‌گذارند؛ برای مثال، اسنپ. راننده‌ها و مسافران در دو سمت متضاد پلتفرم هستند. اگر تعداد راننده‌ها کم و محدود باشد، اسنپ ارزش کم و ناچیزی برای مسافر دارد و زمان انتظارها به‌شدت طولانی خواهد بود. به همین اندازه هم پلتفرم، برای راننده‌ها ارزش کمی خواهد داشت؛ چرا که تعداد مسافر کم است. ارزش شبکه با رشد تعداد شرکت‌کنندگان هر دو سمت بالا می‌رود (یا به‌طور‌کلی افزایش میزان مشارکت). اثرهای شبکه‌ای غیرمستقیم به اسم اثرهای شبکه‌ای دوجبهه‌ای (متقاطع) نیز معروف هستند.

هر دو نوع می‌توانند نتیجۀ مثبت (بالارفتن ارزش شبکه) یا منفی (پایین‌آمدن ارزش شبکه) داشته باشند.

مدل‌های کسب‌وکار پلتفرمی چند وجه
مدل‌های کسب‌وکار پلتفرمی چند وجه

مدل‌های کسب‌وکار پلتفرمی، چند‌ وجه (گروه‌های مستقلی از شرکت‌کنندگان) را به همدیگر وصل می‌کنند. این موضوع اثرهای مستقیم و غیرمستقیم را به وجود می‌آورد. این اثرها برای رشد و تولید ارزش پلتفرم و برای کاربران در آن، مهم هستند. این تصویر چند اثر غیرمستقیم مثبت را نشان می‌دهد.

کسب‌و‌کارهای پلتفرمی اثرهای مثبت شبکه‌ای را بیشتر کرده و تلاش می‌کنند اثر منفی آن‌ها را از بین ببرند (آن‌هایی که ارزش شبکه را برای بقیه پایین می‌آورند و به همین ترتیب روند تولید ارزش را کند می‌کنند). برای موفق‌شدن پلتفرم، باید تمام اثرهای موازی و متقاطع (هم‌جبهه یا دوجبهه‌ای) در نظر گرفته شده و متعاقباً مدیریت شوند.

هزینه‌های تعامل

پلتفرم‌ها معامله‌ها را ارزان‌تر و ساده‌تر می‌کنند. آندری هاگیو عقیده دارد: «در سطح پایه‌ای، دو نوع از عملکرد اولیه وجود دارد که پلتفرم‌ها انجام می‌دهند:

  • کاهش هزینۀ جست‌وجو که توسط ارکان تشکیل‌دهندۀ چندگانۀ پلتفرم، قبل از انجام تعامل شکل می‌گیرند.
  • کاهش هزینه‌های مشترک که در زمان تعامل رخ می‌دهند.

هر نوع از عملکرد پلتفرم‌ها در یکی از دو دستۀ بالا قرار می‌گیرد.»

آندری هاگیو درک عمیق‌تری از این عبارات دارد؛ اما از دیدگاه مدیران کسب‌و‌کار، نکتۀ زیر، نقطۀ شروع بزرگی است. ما هزینه‌های بعد از تعامل را هم وارد کردیم. این‌ها به‌ندرت اتفاق می‌افتند، اما در ذهن مردم، سدهایی برای وارد‌نشدن به تعامل هستند.

پلتفرم‌ها تعامل بین طرف عرضه‌کننده و تقاضاکننده
پلتفرم‌ها تعامل بین طرف عرضه‌کننده و تقاضاکننده را با کاهش هزینۀ جست‌وجو و هزینۀ تعامل ممکن می‌سازند (یعنی آسان‌تر و ارزان‌تر کردن تعامل‌ها)

در آخر هم باید این نکته را بازگو کنم که در کسب‌و‌کارهای پلتفرمی نمی‌شود فقط به یک وجه توجه کرد؛ چراکه از اساس باید پاسخ‌گوی عرضه و تقاضاهای هر وجه باشیم. رشد هر وجه استارتاپ پلتفرمی درنهایت باعث رشد کلی کسب‌و‌کار شما می‌شود.

اسپانسر: تینت

تینت ۲

تینت (شبکۀ فناوری و نوآوری ایران)، شبکه‌ای هوشمند، فعال و پیشرو در اکوسیستم کارآفرینی کشور است. شکل‌گیری زیست‌بوم برای توسعۀ توانمندی‌ها و فناوری‌های بومی، تحرک‌بخشیدن به ابداعات و نوآوری‌‏ها و کارآفرینی، حمایت از استعدادهای برتر و نیز هم‌افزایی در افزایش سهم اقتصاد دانش‌بنیان در کشور، جزو اهداف تینت قرار دارد.

تینت می‌خواهد فروش خدمات را برای استارتاپ‌ها آسان‌تر کند. آن‌ها در تلاش هستند که با ایجاد فضای رقابتی، شرایط بهتری را برای دسترسی استارتاپ‌ها به خدمات مقرون‌به‌صرفه، باکیفیت و کارآمد ایجاد کنند. اگر کارآفرین هستید و می‌خواهید استارتاپ پلتفرمی راه‌اندازی کنید، برای این کار می‌توانید از تینت کمک بگیرید.

1)Medium

2)Innovation Tactics

پیوند کوتاه:https://www.nima.today/wHy11

منابع   [ + ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *