اطلاع‌ندادن نتیجۀ مصاحبۀ شغلی، بازی با مرگ و زندگی کسب‌وکار است!

خیلی از ما سعی می‌کنیم با برنامه زندگی کنیم. برای پیدا‌کردن کار مناسب هم برنامه‌ریزی می‌کنیم. شرکت‌های مختلف را بررسی کرده و شرکتی که با علاقه و حرفه و آیندۀ ما مرتبط باشد مشخص می‌کنیم. رزومۀ شسته‌رفته‌ای تهیه و برایشان ارسال می‌کنیم و اگر انتخاب بشویم، می‌رویم برای مصاحبه.
اما خیلی‌وقت‌ها شده که ما به مصاحبۀ شغلی شرکت‌های مختلف رفته‌ایم و بعد از گذشت مدتی نمایندۀ آن کسب‌و‌کار هیچ اطلاعی از نتیجۀ مصاحبه به ما نداده است و ما اصلاً نمی‌دانستیم که در مصاحبۀ شغلی قبول شده‌ایم یا نه. چند روز منتظر می‌مانیم و در دلمان با هر تماس تلفنی ناشناسی می‌گوییم: «آخ‌جون، برای اطلاع‌دادن نتیجۀ مصاحبه تماس گرفتن.»

ذهنیت خوب یا بدی که از مصاحبه‌های شغلی با کسب‌و‌کارهای مختلف در ذهنمان حک می‌شود خیلی مهم است؛ چون امثال ما، چه با آن کسب‌و‌کار همکاری کنیم، چه همکاری نکنیم، قطعاً بعدها باز به آن مصاحبۀ شغلی با فلان کسب‌و‌کار رجوع خواهیم کرد و دربارۀ برخورد خوب یا بد نمایندۀ آن کسب‌و‌کار، با دوستان و همکارانمان صبحت خواهیم کرد.

یک مصاحبۀ شغلی فقط منوط به اطلاع‌دادن یا ندادن نتیجۀ مصاحبه نیست. قبلاً راجع به سؤالاتی که باید از کارفرما و مصاحبه‌شونده‌ها بپرسید توضیحاتی دادم؛ اینکه چطور در مصاحبۀ شغلی حضور پیدا کنید و چه سؤالاتی بپرسید. اما یکی از اتفاق‌های مهم در هر جلسۀ مصاحبۀ شغلی، اطلاع‌دادن نتیجۀ آن مصاحبه است. به نوعی می‌شود گفت که یکی از نشانه‌های مهم شخصیت هر کسب‌و‌کاری، اطلاع‌دادن نتیجۀ مصاحبۀ شغلی است. مخصوصاً که این موضوع در ایجاد اولین ذهنیت مصاحبه‌شونده‌ها بسیار تأثیرگذار است. پس کسب‌و‌کارها باید به‌خوبی بدانند که نباید با مسئله‌ای به این مهمی بازی کنند؛ چون بازی‌کردن با این مسئله یعنی بازی با مرگ و زندگی!
در همین خصوص گفت‌وگوی کوتاهی با شمیم عطایی، دربارۀ اتفاق‌های بعد از مصاحبۀ شغلی او انجام دادم.

شمیم، به نظر تو جلسۀ مصاحبه فقط در حد جلسۀ مصاحبه باقی می‌ماند؟

بعد از داشتن یک مصاحبۀ خوب یا بد، آموزنده یا مخرب، محترمانه یا تحقیرآمیز چند حالت وجود دارد: یا به شما می‌گویند از فردا یا هفتۀ بعد بیایید و کار را شروع کنید یا می‌گویند بررسی می‌کنیم و با شما تماس می‌گیریم یا اینکه می‌گویند منتظر تماس ما باشید و… . خلاصه هزار روش برای بازگذاشتن نتیجۀ این فرایند وجود دارد. فرایندی که یا می‌تواند بهترین بازاریابی برند آن شرکت باشد یا می‌تواند عاملی برای تخریب تصویر ذهنی افرادی باشد که در آن صنف یا صنعت کار می‌کنند.

من، شمیم عطایی، فارغ‌التحصیل رشتۀ گردشگری هستم. به‌واسطۀ دورۀ کارشناسی ارشد با استادانی آشنا هستم که در صنعت گردشگری در رده‌های ارشد مدیریتی فعال هستند. علاوه بر این، هم‌کلاسی‌ها و دوستانی دارم که در این صنعت کار می‌کنند یا همکارانی قدیمی دارم که به‌واسطۀ کارم همچنان با آن‌ها در ارتباط هستم. پس وقتی برای مصاحبه به یک شرکت گردشگری دعوت می‌شوم، می‌توانم سفیر بازاریابی باشم؛ بدون صرف کوچک‌ترین هزینه‌ای از طرف آن شرکت. تجربه‌ام را با همه در میان می‌گذارم؛ فرقی نمی‌کند من را برای آن موقعیت شغلی جذب کنند یا نه. حرفه‌ای‌بودن رفتار آن کسب‌و‌کار را می‌توانم بفهمم و درباره‌اش با همۀ نتورکی که دارم صحبت کنم.

اگر رفتار آن کسب‌و‌کار در جلسۀ مصاحبه با تو خوب نباشد، فکر می‌کنی بعداً چقدر باید هزینه کند تا ذهنیت تو را درست کند؟

اخیراً در یکی از شرکت‌های معروف توریستی مصاحبه‌ای داشتم که همه جا تبلیغ محیطی و سایتی و… از آن دیده می‌شود. قبل از مصاحبه خیلی دوست داشتم آنجا کار کنم و حس می‌کردم واااااای چه جای خوبی است. بعد از مصاحبه حسم کاملاً تغییر کرد. مدیرعامل که انگار از خواب بلند شده بود، شروع به زیر سؤال بردن رزومه‌ام کرد. بعد مثل چانه‌زنی در خیابان مولوی، دربارۀ حقوق پیشنهادیم وارد بحث شد که من خواستم به این بحث ادامه ندهیم و حقوق پیشنهادی خود را اعلام کنند. پذیرفتند و گفتند: ̕من علاقه دارم شما اینجا کار کنید؛ ولی باید با همکارانم مشورت بکنم و با شما برای رقم پیشنهادی تماس می‌گیرم.̔ از آن صحبت یک ماه گذشته و تماسی گرفته نشده!

من این تجربه را با همۀ دوستانم در میان گذاشتم. می‌دانم آن‌قدر قابل اعتماد هستم که صحبت من تصویر ذهنی آن‌ها را هم تغییر بدهد. بالاخره یکی از عناصر بازاریابی، بازاریابی دهان‌به‌دهان است که نمی‌شود آن را نادیده گرفت. اما اگر خیلی حرفه‌ای با من تماس می‌گرفتند و تصمیمشان را با من در میان می‌گذاشتند، قطعاً حس بهتری به این شرکت بزرگ می‌داشتم و این حس را با بقیه به اشتراک می‌گذاشتم. احترام به کسی که علاقه‌مند به همکاری با شما بوده است فراموش نکنید. در شرایطی که اخلاق حرفه‌ای نایاب است، شما به‌راحتی با اندکی تغییر می‌توانید فرهنگ عالی سازمانی شرکتتان را برای کسانی به نمایش بگذارید که ممکن است در شرکت شما کار نکنند، ولی سفیر شما باشند.

عصر قبلی عصر اطلاعات بود و الان عصر ارتباطات است. هیچ‌چیزی برای کسب‌و‌کارها مهم‌تر از خود آدم‌ها نیست. کار که همیشه هست. شرکت X نه، شرکت Y؛ اما چیزی که مهم است، آدم‌ها هستند. بی‌شک می‌شود گفت یکی از سرمایه‌های بزرگ و ارزشمند هر کسب‌و‌کاری آدم‌هایی هستند که در آن کسب‌و‌کار مشغول هستند.

آدم‌ها، بزرگ‌ترین سرمایۀ آدم‌ها هستند!

به یاد دارم موقعی که در نظربازار کار می‌کردم، می‌خواستیم برای دیجیتال مارکتینگ نیرو جذب کنیم و در جابینجا آگهی دعوت به همکاری منتشر کردیم. بعد از دریافت رزومه‌ها، آن‌ها را به سه دسته تقسیم کردیم. در ادامۀ مطلب می‌توانید این دسته‌بندی را به همراه توضیحاتی درخصوص نحوۀ برخوردمان با افراد بخوانید.

  1. کسانی که ازلحاظ سنی مستعد پیشرفت بودند؛
  2. کسانی که باید با آن‌ها جلسۀ مصاحبه می‌گذاشتیم؛
  3. کسانی که بنا به دلایل مختلف نمی‌شد با آن‌ها همکاری کنیم.

از بین رزومه‌ها خانمی رزومۀ خود را فرستاده بود که سابقۀ کاری چشمگیری نداشت. روز قبل از مصاحبه با من تماس گرفت و گفت: «آقای شفیع‌زاده مطمئن هستید که من فردا برای مصاحبه بیام خدمت شما؟ آخه من چیز زیادی بلد نیستم!» گفتم: «بله شما تشریف بیارید.»

مصاحبۀ شغلی من با آن خانم زمان زیادی نبرد؛ چون چیز خاصی بین ما رد و بدل نشد. اما در انتهای مصاحبه چند کتاب فارسی و انگلیسی و چند سایت به زبان فارسی و انگلیسی در حوزۀ بازاریابی دیجیتال به ایشان معرفی کردم و در آخر از من تشکر کرد و رفت.

بعد از گذشت ۳ ماه همان خانم با من تماس گرفت. بعد از سلام و احوال‌پرسی شروع کرد به تشکر‌کردن برای اینکه آن روز او را راهنمایی‌ کردم و منابع دیجیتال مارکتینگ را به او معرفی کردم. در آخر هم گفت که اخیراً در یک شرکت به‌عنوان نیروی کارآموز دیجیتال مارکتینگ مشغول به کار شده. آن لحظه، برای من لحظۀ خیلی شیرین و قشنگی بود؛ چون دیدم توانسته‌ام به کسی کمک کنم.

بعد از آن هم با آدم‌های مستعد و جویای کار بسیاری مصاحبه کرده و آن‌ها را راهنمایی کردم. چون خودم را جای آن افراد می‌گذاشتم. خودم با سختی‌ها و برخوردهای بالا به پایین بسیاری رو‌به‌رو شده بودم و روزی خودم هم آن‌ طرف میز به‌عنوان مصاحبه‌شونده نشسته بودم و الان به‌عنوان مصاحبه‌کننده این طرف میز هستم. معتقدم که خیلی از آدم‌ها یادشان نمی‌رود که چه چیزی را از چه کسی یاد می‌گیرند و برای همین هم دانش و تجربیاتم را بدون هیچ انتظاری از کسی و با اشتیاق، با بقیه به اشتراک می‌گذارم.

با افرادی که برای مصاحبه قبول می‌شدند، جلسۀ حضوری می‌گذاشتیم. تقریباً ۳ ساعت بعد از اتمام جلسۀ مصاحبه پیامی با این متن: «سعید مسلمی عزیز وقتت بخیر، ممنون از اینکه امروز وقت گذاشتی و تشریف آوردی. خوشحال شدم دیدمت و از امروز یک دوست دیگه به دایرۀ دوستانم اضافه شده. موفق باشی» را برایشان می‌فرستادم. در آخر، نتیجۀ مصاحبه از طریق کانال ارتباطی مشخص به افراد اطلاع داده می‌شد. جالب است بدانید پیمان خلیلی، یکی از آن کسانی است که با وجود دو جلسه مصاحبه و چند ساعت صحبت، بنا به دلایلی امکان همکاری فراهم نشد. اما پیمان درست بعد از آن مصاحبۀ شغلی یکی از بهترین دوستان من شد! علت را هم بهتر است از زبان خود او بشنویم.

پیمان کلاً نظر تو دربارۀ اطلاع‌ دادن یا ندادن نتیجۀ مصاحبه شغلی چیست؟

من به عنوان کسی که خیلی مصاحبۀ شغلی رفتم باید بگویم که همیشه این انتظار را داشتم که بازخورد جلسۀ مصاحبۀ شغلی را به من بگویند؛ اما اکثر کسب‌وکارهایی که برای مصاحبه می‌رفتم، به من بازخورد نمی‌دادند. این مسئله اول از همه بی‌تعهدی آن شرکت به اخلاق را نشان می‌دهد. به این دلیل می‌گویم اخلاقیات، چون باید بفهمیم مصاحبه‌شونده، در هر سطحی که باشد، انسان است نه ماشین و حتی اگه به درد آن شغل نمی‌خورد، باید از او به‌خاطر حضورش تشکر بشود و دلیل نپذیرفتن را‌ هم به او اطلاع بدهند.

کلاً این قضیه به‌خاطر نگاه اصولاً بالا به پایین به نیروی کار هست. مثلاً درست‌کردن ایمیل تشکر و کمی شخصی‌سازی آن به همراه نتیجۀ جلسۀ مصاحبه، واقعاً کار سختی نیست.

حتی فراتر از این، همیشه سعی می‌کنم بعد از مدت کوتاهی خودم نتیجۀ مصاحبه را پیگیری بکنم؛ اما چند استارتاپ معروف نمایندۀ آن شرکت‌ها به‌عنوان مصاحبه‌کننده، حتی جواب ایمیل من را هم نداده‌‌اند!

مصاحبۀ شغلی که با نظربازار داشتی چطور بود؟

مصاحبۀ شغلی با نظربازار واقعاً تجربۀ خوبی بود. یادم هست نظربازار تازه به دفتر جدید آمده بود و‌ وقتی من روی صندلی نشسته بودم، صندلی دیگری نبود. ابراهیم (مدیرعامل نظربازار) که آمد، رفت پایین‌تر از من، روی تشک نشست و کلی با این کار او حال کردم و خودم هم رفتم کنار او نشستم. رفتار خود تو هم خیلی کول بود و همیشه به تو گفته‌ام. بعد از مصاحبه هم با تو و سینا در تلگرام در ارتباط بودم و‌ حتی وقتی آن زمان به‌خاطر قضیۀ حقوق کار را رد کردم، فکر نکردم ارتباطم با شما قطع شده و واقعاً هم نشد. این تجربه تا به امروز تنها تجربۀ من از شرکتی بوده که حتی با اینکه نشد همکاری کنیم، اما ارتباطم با آن حفظ شده. حتی وقتی بعداً وارد ای‌نتورک شدم، رفتار تو و سینا خیلی دوستانه بود و این قضیه کلی به من انگیزه داد که بیشتر از قبل این رابطه را حفظ کنم. مخصوصاً شخص خودت.

در آخر چند نیروی باتجربه و کارکشته را با‌توجه‌به موقعیت و نیاز نظربازار جذب کردیم و با آن‌ها شروع به همکاری کردیم. یکی از آن دیجیتال مارکترها ارسلان شورابی بود. نظر او را هم دربارۀ جلسۀ مصاحبۀ شغلی با نظربازار پرسیدم. در ادامه می‌توانید توضیحات ارسلان را بخوانید.

ارسلان جلسۀ مصاحبه شغلی با نظربازار چطور بود؟ چیزی بود که خیلی در تصمیم‌گیری تو برای انتخاب نظربازار تأثیرگذار بوده باشد؟

جلسۀ مصاحبه‌ای که با نظربازار داشتم، خیلی متفاوت بود. متفاوت‌ترین نکته این بود که برای من واقعاً مهم بود طوری مصاحبه بدهم که قطعاً پذیرفته بشوم؛ اما همه‌چیز متفاوت‌تر از هر جلسۀ مصاحبۀ دیگری بود.

اول که وارد شدم، فقط نیما حضور داشت که البته از قبل هم افتخار آشنایی با او را داشتم. نشستیم و خیلی خیلی صمیمانه شروع به گپ‌زدن کردیم. از دوستان مشترکمان گفتیم و تجربیاتی که داشتم، خیلی کلی مرور کردیم. جلسه خیلی خوب و دوستانه پیش رفت تا جایی که من دیگر به رسمی‌بودن جلسه شک کردم و از نیما پرسیدم که امروز قرار است با سینا، مدیر بازاریابی نظربازار هم دربارۀ روند کار صحبت کنیم یا خیر؟ که نیما با لبخند گفت: ̕آره به آنجا هم می‌رسیم.̔

سینا و ابراهیم (مدیرعامل نظربازار) با هم وارد جلسه شدند و یکی‌یکی شروع کردند به پرسیدن سؤالات مختلف دربارۀ سوابق کاری. نکتۀ جالبی که در این مصاحبه برای من پررنگ شد، این بود که سؤالات دربارۀ سوابق کاری خیلی کلی بود؛ اما بعد که وارد مسائل تیپ شخصیتی و اخلاقی شدیم، همه‌چیز به‌شدت جزئی بود و تأکید بیشتری روی این مسائل داشتند. پیامی که من در آن لحظه گرفتم این بود که در این تیم، بیش از اینکه تخصص اهمیت داشته باشد، صداقت، صراحت و روحیۀ کار تیمی داشتن برای مدیران اهمیت دارد.

کنترل ذهنیت آدم‌ها فقط دست خودشان است

کسانی که بنا به دلایل مختلف برای مصاحبه قبول نمی‌شدند، لنگ در هوا رها نمی‌کردیم؛ چون وقت آدم‌ها، اینکه بتوانند برای آیندۀ شغلی خودشان تصمیم بگیرند و منتظر نباشند، برای ما مهم‌تر از هر چیز دیگری بود. ایمیلی را با عنوان «پاسخ به فرصت شغلی شما سعید مسلمی عزیز در نظربازار» برایشان آماده و ارسال می‌کردیم. متن ایمیل را می‌توانید در زیر بخوانید و از آن برای استخدام در کسب‌و‌کار خودتان الگو بگیرید. برای دیدن تصویر ایمیل با سایز اصلی روی آن کلیک کنید.

این تجربۀ من از روند جذب نیروی دیجیتال مارکتینگ بود. اگر شما هم تجربه‌ای در‌ این‌ زمینه داشتید، خوشحال می‌شوم برای من زیر همین بلاگ‌پست به‌صورت کامنت بگذارید. حالا شاید برای شما این سؤال پیش بیاید که اگر نمایندۀ آن کسب‌و‌کار نتیجۀ مصاحبۀ شغلی را به ما خبر نداد، چطور پیگیری کنیم.

مصاحبه‌شونده‌ها بعد از جلسۀ مصاحبۀ شغلی چه باید کنند؟

وقتی مصاحبه‌ای شغلی را ترک می‌کنید، دو اتفاق می‌افتد: یا طبق آن زمانی که در مصاحبه با نمایندۀ آن کسب‌و‌کار مشخص کردید (مثلاً تا سه روز بعد از زمان مصاحبه) نتیجۀ مصاحبه را به شما اطلاع می‌دهند که خب هیچ، این بحث روشن است؛ اما وقتی بعد از مدت مشخصی که گفته بودند، به شما اطلاع ندادند، نمی‌توانید بنشینید و منتظر باشید تا پیشنهاد کاری، خودش به سراغ شما بیاید. باید خودتان روند ادامۀ همکاریتان را پیگیری کنید. پیگیری فرایند استخدام، کار کاملاً درستی است؛ ولی برای انجام این کار راه‌های حرفه‌ای و مناسبی وجود دارد تا شما احساس ناراحتی و عجز نکنید.

  • اصولی پیگیری کنید
    • پیگیری‌کردن پس از انجام مصاحبۀ شغلی، کاری بسیار مهم و حیاتی برای افراد جویای کار است. از این طریق می‌توانید علاقه و تمایل خود را برای به‌دست‌آوردن موقعیت شغلی مدنظر به مسئولان استخدام نشان دهید. اما پیگیری‌کردن دربارۀ نتیجۀ مصاحبه و استخدام باید اصولی و حساب‌شده باشد.
  • در زمان مشخص ارتباط برقرار کنید
    • بعد از مصاحبۀ شغلی بهترین راه برای برقراری ارتباط مجدد، استفاده از آخرین پل ارتباطی است. بدین معنی که اگر برای آخرین‌بار با فرد مصاحبه‌کننده از طریق ایمیل، پیام‌رسان تلگرام و… ارتباط برقرار کرده‌اید، برای پیگیری نیز از همان ایمیل یا پیام‌رسان تلگرام استفاده کنید.
      قبل از اعلام نتیجۀ مصاحبۀ شغلی خود، مقاله یا مطلب جالبی که دربارۀ شرکت یا صنعت آن‌ها دارید، برای مصاحبه‌کننده ارسال کنید. مثلاً بگویید: «من این مطلب را خواندم و به نظرم آمد که شاید برای شما هم جالب باشد. البته اگر قبلاً آن را نخوانده باشید.» این کار باعث می‌شود اسم و علاقۀ شما به‌طور غیرمستقیم در ذهن مصاحبه‌کننده جا بگیرد.
  • با شاکی‌بازی پیگیری نکنید
    • مراقب نحوۀ صحبت‌کردن خود باشید. صبور باشید و هنگام صحبت با مسئول مربوطه، فشار زیادی وارد نکنید. روند استخدام و تصمیم‌گیری دربارۀ شما به زمان زیادی نیاز دارد. ممکن است شرکت مدنظر همچنان در حال گذاشتن جلسۀ مصاحبۀ شغلی با افراد دیگر باشد یا در حال تصمیم‌گیری برای استخدام شما باشند. بنابراین صبور باشید و از فرصت استفاده کنید و موقعیت‌های شغلی دیگر را نیز در نظر بگیرید. مثلاً پیام ندهید و بگویید: «سلام، آقا پس این نتیجۀ مصاحبۀ ما چی شد؟ من را می‌خواهید یا برم با شرکت دیگری صحبت کنم؟»
  • اگر جوابی دریافت نکردید، مجدداً بااحتیاط پیگیری کنید
    • اگر کسب‌و‌کار مدنظر شما مدتی یک‌هفته‌ای را برای پاسخ‌گویی به شما تعیین کرده باشد و از مدت‌زمان تعیین‌شده نیز گذشته باشد و پیام پیگیری اولیه را نیز ارسال کرده باشید، می‌توانید مجدداً پیامی را برای پیگیری وضعیت استخدامی خود بفرستید.
      در پیام جدید خود نیازی نیست که به آن‌ها بگویید پاسخی ارسال نکرده‌اند. تنها کافی است که به بازه زمانی تعیین‌شده توسط خود شرکت اشاره کنید و مجدداً از آن‌ها بخواهید که شما را در جریان روند استخدام برای موقعیت شغلی مدنظر قرار دهند.
  • اگر باز هم پاسخی دریافت نکردید، برای بار دوم دلسوزانه پیگیری کنید
    • شما هیچ‌وقت نمی‌دانید که داخل شرکت مدنظر چه می‌گذرد و چه دلایلی برای دریافت‌نکردن پاسخ از سوی آن‌ها وجود دارد. پس با سعۀ صدری بیشتر و همچین جمله‌ای روند استخدامتان را پیگیری کنید: «امیدوارم بهترین انتخاب برای این موقعیت شغلی در شرکت شما صورت بگیرد. گفته بودید نتیجۀ مصاحبه ده روز دیگر اعلام می‌شود. می‌خواستم بدانم آیا نیاز به اطلاعات خاصی در این زمینه دارید که بتوانم در اختیارتان بگذارم و کمکی کرده باشم؟»
      یا مثلاً پیشنهادهای کاری دیگرتان را به فرد مصاحبه‌گر اطلاع دهید؛ نه به‌عنوان تهدید، اما برای اینکه در زمان کمتری به شما اطلاع دهند.
  • چه موقع باید به سراغ فرصت دیگری بروید
    • اگه بی‌صبرانه منتظر دریافت پاسخ از طرف شرکت مدنظر خود هستید و بعد از گذشت مدت‌زمان تعیین‌شده توسط شرکت، هنوز پاسخی دریافت نکرده‌اید، وقت آن رسیده به سراغ فرصت‌های دیگر بروید.
      هرگز فقط روی یک مصاحبه و یک شغل تمرکز نکنید. همیشه به یاد داشته باشید که فرصت‌های بسیاری برای شما وجود دارد. حتی اگر فرد صبوری هستید، انتظار طولانی‌مدت هرگز سیاست خوبی نیست. روند استخدام ممکن است گاهی بیشتر از چیزی که شما یا کارفرما انتظار دارید طول بکشد.
  • زیادی هم پیگیری نکنید
    • تلاش‌ها و پیگیری‌های بیشتر می‌تواند مضر باشد. به‌عنوان تجربۀ شخصی می‌توانم بگویم که اگر بعد از دو بار پیگیری پاسخی از سوی آن‌ها دریافت نکردید، به سراغ فرصت‌های جدید شغلی بروید. درنهایت به یاد داشته باشید که حتی اگر استخدام نشدید، ارتباطتان را با افرادی که با شما مصاحبه کردند از دست ندهید؛ چون وقتی سکه را بالا بیندازید تا به پایین برسد هزار چرخ می‌زند :‌)

1)Lifehacker

2)Snagajob

3)Career news and insights

4)The Muse

5)ناملیک

6)بازده

7)مسیر ایرانی

8)زومیت

9)بازار خبر ۱

10)بازار خبر ۲

11)سه سوت جابز

12)دنیای اقتصاد

پیوند کوتاه: https://www.nima.today/XMJbw

منابع   [ + ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *