فهرست اصطلاحات توییتر فارسی

فهرست اصطلاحات توییتر فارسی

اصطلاحات توییتر معمولا به دو دسته تقسیم می شوند.

  1. اصطلاحاتی که من‌درآوردی هستند؛
  2. اصطلاحاتی که برگرفته از ریشۀ زبان فارسی یا زبانی دیگر (عموماً انگلیسی) هستند.

در ادامه به فهرستی از اصطلاحات کاربردی و رایج توییتر دسترسی خواهید داشت. اگر شما هم اصطلاحاتی از توییتر را شنیده‌اید و فکر می‌کنید پتانسیل اضافه‌شدن به این فهرست را دارند، در قسمت دیدگاه‌ها مطرح کنید تا به این فهرست اضافه کنم.

همچنین برای آشنایی بیشتر با توییتر می توانید نوشتۀ توییتر چیست؟ + نکات زیرپوستی دربارۀ توییتر را بخوانید.

  • آواتار (Avatar): منظور عکس حساب کاربری است که بعضاً به آن آواتار یا عکس حساب کاربری گفته می‌شود.
  • آواتار تخم‌مرغی: به آواتارهای بدون عکس توییتر، آواتار تخم‌مرغی یا کله‌تخم‌مرغی می‌گویند که منظور همان کاربر تازه‌وارد است. در نسخه‌های قدیمی‌تر توییتر، کاربرانی که تازه حساب کاربری در توییتر ایجاد می‌کردند، عکس تخم‌مرغی به‌جای تصویرشان قرار می‌گرفت و تا زمانی که عکس خودشان را بارگذاری نمی‌کردند، آن عکس باقی می‌ماند.
  • هدر (Header): منظور عکس کاور حساب کاربری است. به این عکس که پشت عکس اصلی حساب کاربری قرار می‌گیرد، معمولاً هدرفوتو یا کاورفوتو گفته می‌شود.
  • بایو (Biography): به همان توضیحات مختصری که در حساب کاربریتان دربارۀ خودتان می‌گویید، گفته می‌شود. بایو یا بیو خلاصه‌شدۀ کلمۀ بایوگرافی است.
  • فالو (Follow): به عمل دنبال‌کردن افراد فالو می‌گویند.
  • فالوئر (Follower): به کسانی که شما را دنبال می‌کنند، فالوئر گفته می‌شود.
  • فالوئینگ (Following): کسانی که شما آن‌ها را دنبال می‌کنید، فالوئینگ نامیده می‌شوند.
  • فالوبک (Followback): زمانی که کسی را فالو کنید و او هم شما را فالو کند، به این عمل، فالوبک می‌گویند.
  • آنفالو (Unfollow): وقتی کسی را فالو می‌کنید و بعد از مدتی دیگر قصد فالوکردن او را ندارید، به این عملِ دنبال‌نکردن، آنفالو گفته می‌شود.
  • فالوآنفالو کردن: وقتی در یک زمان تعداد زیادی آدم را فالو کنید و آن‌ها به شما فالوبک بدهند و بعد شما شروع به آنفالو‌کردن آن‌ها کنید، به این عمل فالوآنفالو می‌گویند. این کار را معمولاً برای افزایش فالوئر انجام می‌دهند که عمل پسندیده‌ای نیست.
  • پیشنهاد فالو: زمانی که کاربری بخواهد کاربر دیگری را به دلایل مختلفی مثل هنر، تخصص و… او به دیگران پیشنهاد فالو بدهد از این هشتگ استفاده می‌کند تا بقیۀ فالوئرهایش نیز آن شخص را فالو کنند.
  • هُل‌دادن: یعنی کاربری را ریتوییت‌کردن با هدف اینکه بقیه او را فالو کنند (این موضوع، خیلی ریز به باندبازی برمی‌گردد.) یا یکی از توییت‌های کاربران را ریتوییت‌کردن با هدف اینکه به تعداد افراد بیشتری نمایش داده بشود.
  • پروتکت (Protect): هنگامی که صفحۀ حساب کاربری شما شخصی باشد، به آن پروتکت یا پرایویت (Private) می‌گویند. وقتی حساب کاربری شما پروتکت باشد، فقط کسانی می‌توانند توییت‌هایتان ببینند که شما به آن‌ها اجازه داده باشید.
  • لاک (Lock): وقتی توییتر حساب کاربری شما را بنا به دلایل مختلفی (غیبت طولانی‌مدت، فالو‌کردن پشت‌سر‌هم و…) غیرفعال کند، به این عمل لاک می‌گویند. معمولاً هم وقتی حساب کاربری شما از لاک خارج می‌شود، دو سه روز طول می‌کشد تا فالوئینگ‌های شما مجدداً بارگذاری شود. مثلاً: «حساب کاربریم لاک شده بود، کسی رو آنفالو نکردم.»
  • دی‌اکتیو (Deactivate): وقتی شما حساب کاربری خود را غیرفعال کنید، به آن دی‌اکتیو می‌گویند. کامل این کلمه «دی‌اکتیویت» است که برای آسانی در تلفظ به آن دی‌اکتیو می‌گویند.
  • ریپورت (Report): وقتی توییتی را به‌دلیل توهین‌آمیزبودن، نژادپرستی و… به توییتر گزارش بدهید، به کار شما ریپورت‌کردن می‌گویند.
  • ساسپند (Suspended): وقتی کاربران زیادی یک حساب کاربری را به دلایل مختلفی مثل نژادپرستی و محتوای خشن و… به توییتر گزارش کنند، توییتر حساب گزارش‌شده را بررسی می‌کند و پس از اثبات دلیل، حساب کاربری مدنظر را ساسپند می‌کند. درواقع یعنی برای همیشه آن را می‌بندد.
  • بلاک (Block): وقتی کاربری را مسدود کنید و او نتواند صفحۀ شما را بخواند، به این وضعیت بلاک گفته می‌شود.
  • آن‌بلاک (Unblock): وقتی کاربری را از حالت انسداد خارج کنید، اصطلاحاً به این عمل آن‌بلاک می‌گویند.
  • بلاک آن‌بلاک (Block Unblock): وقتی شما نمی‌خواهید کسی را بخوانید و دوست ندارید که او هم شما را بخواند، اول او را بلاک و بعد آن‌بلاک می‌کنید. با این روش ارتباطتان با هم قطع می‌شود. به بیان دیگر انگار به حساب کاربری آن شخص رفته‌اید و خودتان را آنفالو کرده‌اید. بلاک آن‌بلاک را به‌‌اختصار «ب‌آ» یا «ب.ا» هم می‌نویسند.
  • میوت (Mute): وقتی کسی را فالو کرده‌اید و نمی‌خواهید او را بلاک کنید، اما درعین‌حال نمی‌خواهید هم توییت‌های او را ببینید، از این روش استفاده می‌کنید. معمولاً مواقعی که رودربایستی داشته باشید، مجبور می‌شوید کسی را بلاک یا آنفالو نکنید و درنتیجه او را میوت می‌کنید. وقتی هم که کسی، شخص دیگری را میوت می‌کند، معمولاً اعلام عمومی نمی‌کند. البته این عمل را کلاً قبیح می‌دانند؛ چراکه می‌گویند: «وقتی با کسی حال نمی‌کنی آنفالوش کن نه که میوتش کنی.» میوت‌کردن اشخاص نوتیفیکشنی برای آن‌ها ارسال نمی‌کند.
  • تایم‌لاین (Timeline): به صفحۀ اصلی که توییت‌ها را داخل آن مشاهده می‌کنید، گفته می‌شود.
  • توییت (Tweet): به محتوایی که ارسال می‌کنید، توییت می‌گویند. درواقع، هم‌معنی با پست‌گذاشتن در سایر شبکه‌های اجتماعی است.
  • توییتِ پین (Pin Tweet): به توییتی که در صفحۀ حساب کاربری خود سنجاق می‌کنید، توییت‌پین می‌گویند. این توییت همیشه به‌عنوان اولین توییت صفحۀ شما دیده می‌شود و هرگاه بخواهید می‌توانید آن را تغییر دهید.
  • لیست(List): فهرستی از آدم‌هایی است که آن‌ها را فالو نکرده‌اید و نمی‌خواهید فالو کنید، اما می‌خواهید در جریان توییت‌های آن‌ها باشید. توجه کنید که فقط توییت‌های افرادی که صفحۀ حساب کاربری‌شان به‌صورت عمومی باشد، در فهرست به نمایش گذاشته می‌شود. شما می‌توانید به دو صورت عمومی و خصوصی فهرست درست کنید. فهرست عمومی دردسترس سایر افراد هم هست و آن‌ها می‌توانند فهرست شما را دنبال کنند؛ اما فهرست خصوصی را فقط شما می‌توانید مشاهده کنید.
  • بوکمارک (Bookmark): زمانی که از توییتی خوشتان بیاید و بخواهید بعداً باز هم آن توییت را بخوانید، می‌توانید آن را بوکمارک کنید. توییت‌های داخل بوکمارک فقط به خود شما نمایش داده می‌شود و دردسترس عموم نیست. بوکمارک در نسخۀ وب توییتر دردسترس نیست و حتماً باید از نسخۀ موبایل آن برای استفاده از بوکمارک استفاده کنید.
  • توییت فاخر: به توییتی که ازلحاظ ادبی قوی و به‌خاطر محتوای خود توییت، زیاد ریتوییت می‌شود، توییت فاخر می‌گویند.
  • توییت هوایی: وقتی شما حرفی را به کسی، فارغ از اینکه در توییتر حساب کاربری دارد یا ندارد توییت می‌کنید، به این عمل توییت هوایی گفته می‌شود. البته در حال حاضر این اصطلاح بیشتر برای موقعی استفاده می‌شود که می‌خواهید پاسخ یک توییت را بدهید، اما نه با منشن‌دادن، بلکه با توییتی مجزا. این کار مصداق بارز «فحش را بنداز زمین صاحابش برمی‌دارد» است.
  • ضدهوایی: ضدهوایی هم پاسخ طرف مقابل به توییت هوایی شماست که درواقع هوایی شما را به خود گرفته و بدون ذکر نام شما، پاسختان را باز به‌صورت هوایی می‌دهد.
  • ریتوییت (Retweet): به بازنشر‌کردن محتواها ریتوییت می‌گویند. ازآنجاکه ما ایرانی‌ها عاشق خلاصه‌سازی هستیم، به ریتوییت «ریت» هم می‌گوییم.
  • تق: به خلاصۀ عبارت «توییت قبلی» می‌گویند. مثلاً وقتی توییتی زده می‌شود و بعد می‌خواهید به توییت قبلی ارجاع بدهید، می‌نویسید #تق.
  • تب: به خلاصۀ عبارت «توییت بعدی» می‌گویند. مثلاً وقتی می‌خواهید چیزی را اعلام کنید. #تب بیشتر جنبۀ پیش‌خبری دارد.
  • رتق: به خلاصۀ عبارت «ریتوییت قبلی» می‌گویند. مثلاً وقتی توییتی را ریتوییت کرده‌اید و بعد می‌خواهید دربارۀ آن ویدئویی هم توییت کنید، می‌توانید از عبارت #رتق استفاده کنید.
  • رتب: به خلاصۀ عبارت «ریتوییت بعدی» می‌گویند. مثلاً وقتی دربارۀ یک توییت توضیحاتی می‌دهید و بعد می‌گویید در ادامه #رتب را ببینید.
  • کوت (Quote): درواقع همان ریتوییت است. با این تفاوت که می‌توانید روی آن نظرتان را هم بگویید. البته توییتر عبارت کوت را به عبارت Retweet with Comment به معنی ریتوییت با کامنت تغییر داد.
  • فیو (Favorite): اسم قدیمی لایک در توییتر است. کلمۀ کامل آن فِیوریت است که خلاصه‌شدۀ آن فِیو است. از وقتی که توییتر آیکون «قلب» را به‌جای «ستاره» جایگزین کرد، اسم فیو به لایک تغییر کرد؛ اما افراد بنا به عادت گذشته هنوز در توییتر به لایک، فیو می‌گویند.
  • فیواستار (Favstar): توییت‌هایی که بیش ‌از ۱۰۰۰ فیو بخورند، اصطلاحاً فیواستار می‌شوند.
  • فیوکردنِ منشن: وقتی کسی به توییت کس دیگر منشن می‌دهد و نفر سومی منشن او را فیو می‌کند، به این عمل فیوکردنِ منشن گفته می‌شود. این کار بیشتر با هدف اینکه من از این منشن به این توییت خوشم آمده یا با نظر کسی که منشن داده موافق هستم، انجام می‌شود. البته خیلی از افراد نیز هستند که دوست ندارند سایر افراد، منشن‌هایی که به‌صورت پابلیک می‌دهند، فیو کنند!
  • نوتیفیکیشن (Notification): همان اعلان‌هاست. مثلاً وقتی کسی توییت شما را لایک یا ریتوییت می‌کند یا… برای شما نوتیف می‌آید که کدام کاربر در صفحۀ شما چه کار کرده است. نوتیفیکیشن را به‌صورت خلاصه «نوتیف» هم می‌گویند.
  • بی‌ نوتیف‌ شدن: کوتاه‌شدۀ عبارت «بدون نوتیفیکیشن شدن» است. وقتی کسی لیمیت می‌شود یا بنا به دلایل امنیتی حساب کاربری توییترش معلق می‌شود، بعد از برگشت او به توییتر، هر اینتراکشنی که از سمت فالوئرهای او (لایک، ریتوییت و منشن) صورت بگیرد متوجه نمی‌شود و معمولاً بین ۴۸تا۷۲ ساعت زمان می‌برد تا حساب کاربری فرد از این وضعیت خارج شود و وضعیت نوتیفیکیشنش درست شود.
  • اینتراکشن (InterAction): به اثر متقابلی که بین افراد رواج دارد، اینتراکشن می‌گویند. منظور همان لایک یا ریتوییت‌کردن و… است.
  • منشن (Mention): به پاسخ‌دادن به توییت‌ها منشن می‌گویند. درواقع همان کامنت‌گذاشتن است.
  • منشن قطاری: وقتی تعداد کاربران زیادی را در یک ریپلای منشن کنید، به کار شما منشن قطاری می‌گویند. این اصطلاح به‌دلیل برداشته‌شدن محدودیت کاراکتر در توییتر و محاسبه‌نشدن حروف یوزرنیم افراد، کم‌کم در حال ازبین‌رفتن است.
  • لیمیت (Limit): وقتی شما زیاد فالو، توییت یا لایک کنید، اصطلاحاً لیمیت می‌شوید. چون سرعت این کار زیاد است و عمل شما هم تکرارپذیر است، توییتر به‌عنوان ربات شما را شناسایی‌ می‌کند و چند دقیقه یا چندساعتی دسترسی‌تان مثلاً برای توییت‌کردن متوقف می‌شود که با صبرکردن مشکل برطرف می‌شود.
  • مومنت (Moment): وقتی قرار است داستانی را در چند توییتر تعریف کنید، می‌توانید از قابلیت مومنت‌ساختن استفاده کنید که پس از توییت‌کردن مومنت، شکل ظاهری آن، تفاوت‌هایی خیلی جزئی با توییت‌های معمولی دارد.
  • مجموعه توییت: قبل از اضافه‌شدن مومنت به توییتر، افراد توییت‌های داستانی خود را با عناوینی همچون مجموعه توییت، سلسله توییت، رشته توییت (رشتو) توییت می‌کردند. البته با اینکه مومنت به توییتر اضافه شده است، بااین‌حال خیلی‌ها مجموعه‌توییت‌نوشتن را به مومنت‌ساختن ترجیح می‌دهند.
  • توییت استورم (Tweetstorm): درواقع همان مجموعۀ توییت است. با این تفاوت که می‌توانید تمام توییت‌های خودتان را از قبل آماده کنید و همه را هم‌زمان با هم به‌صورت یک توییت اصلی و مابقی توییت‌ها را به‌عنوان منشن زیر آن توییت ارسال کنید.
  • دایرکت (Direct): فرستادن پیام شخصی در توییتر را دایرکت می‌گویند.
  • هشتگ (Hashtag): وقتی قرار است دربارۀ موضوع خاصی بنویسند، از هشتگ استفاده می‌کنند. مثلاً #نوروز مبارک. برای استفاده از هشتگ، در زبان فارسی بهتر است از نیم‌فاصله استفاده شود؛ اما چون استفاده از نیم‌فاصله سخت است، معمولا از آندرلاین استفاده می‌شود. #نیماشفیع‌زاده اولویت دارد به #نیماشفیع_زاده.
  • ترند (Trend): به تأثیرات توییت‌ها در رواج یک موضوع و شناخته‌شدن موضوع، ترند می‌گویند. شما می‌توانید ترند‌های فارسی توییتر را در حساب کاربری ترندیتر که یک ربات است و به تشخیص خودش از وضعیت ریتوییت می‌کند یا سایت‌های Trendsmap ،Keyhole ،TweetReach و Tweet Binder مشاهده کنید.
  • طوفان توییتری: به اعلام عمومی برای توییت‌کردن دربارۀ یک موضوع مشخص، طوفان توییتری می‌گویند. درواقع یک قدم عقب‌تر از ترند‌شدن موضوعی خاص است که کاربرها تلاش می‌کنند آن موضوع ترند بشود. این طوفان‌ها قدرت ترندجهانی‌شدن نیز دارند. وقتی می‌خواهند طوفان راه بیندازند، می‌گویند فلان هشتگ را همه‌باهم در طوفان توییتری داغ کنیم. این داغ‌کردن استعاره از ترند‌کردن دارد. مثلاً برای جشن قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر از قبل اطلاع‌رسانی می‌کنند که ساعت ۹ شب همه با هشتگ #پرسپولیس_قهرمان توییت کنند و این هشتگ را داغ کنند.
  • ژانر (Genre): وقتی اکثریت افراد دربارۀ موضوعی خاص صحبت کنند، می‌گویند فلان موضوع ژانر شده است. مثلاً وقتی حادثۀ پلاسکو اتفاق افتاد، ژانر توییتر، ساختمان پلاسکو بود.
  • باند/باندبازی: مثل سیاست که هرکسی برای خودش باند و حزب خاص خود را دارد، توییتر هم باند و باندبازی مخصوص به خودش را دارد. هدف اصلی باندبازی افزایش لایک، ریتوییت و فالوئر است. این کار به این صورت انجام می‌شود که مثلاً یک توییت، فارغ از اینکه چه محتوایی دارد، توسط یک باند یا تیم شروع به پروموت‌کردن بشود. بسیار پیش می‌آید که توییت‌هایی که بار محتوایی خاصی ندارند، در توییتر به‌خاطر باندبازی فیواستار شده‌اند.
  • جاج (Judge): در زبان فارسی، ترجمۀ تحت‌الفظی جاج، «قاضی» یا «قضاوت کردن» می‌شود؛ اما در عمل، در زبان فارسی به‌عنوان قضاوت‌نکردن استفاده می‌شود.
  • کراش (Crush): به کسی که شما از او خوشتان می‌آید، ولی او عین خیالش نیست. درواقع نمی‌داند که به او علاقه دارید. این اصطلاح هم برای پسر و هم برای دختر کاربرد دارد. فقط تا زمانی به آن «کراش‌داشتن» می‌گویند که مخفیانه باقی بماند و طرف نفهمد. مثلاً: «من روی بردپیت کراش دارم.»
  • اکس (Ex): به دوست دختر/دوست پسر سابق که دیگر با او در ارتباط نیستید، اکس می‌گویند.
  • اسپویل (Spoil): معنی تحت‌الفظی اسپویل یعنی ازبین‌بردن. در زبان فارسی برای مواقعی استفاده می‌شود که یکی دارد موضوعی را جلوجلو لو می‌دهد و هیجان آن را کم می‌کند. دقیقاً مانند کسانی که به سینما می‌روند و فیلمی را می‌بینند و بعد برای شما تعریف می‌کنند و… . مثلاً: «تو رو خدا قسمت جدید گیم‌آف‌ترونز رو اسپویل نکنید.»
  • کریپی (Creepy): ترجمۀ تحت‌الفظی این اصطلاح، «چندش‌آور» است. کاربرها وقتی از چیزی چندششان می‌شود از این اصطلاح استفاده می‌کنند.
  • شخم‌زدن: وقتی کسی به حساب کاربری شخص دیگری می‌رود و یک‌جا چند توییت او را ریتوییت می‌کند، می‌گویند دارد شخم می‌زند. پیش‌ترها که امکان ریتوییت‌کردنِ توییت افراد توسط خودشان در توییتر فراهم نبود، افراد معمولاً به توییت‌های قدیمی خودشان می‌رفتند و یک نقطه (.) منشن می‌کردند. با این کار توییت خودشان را بالا می‌آوردند. به این کار هم شخم‌زدن می‌گویند؛ با این تفاوت که خود فرد توییت‌های خودش را شخم می‌زد.
  • حساب کاربری فیک: به حساب کاربری که هویت آن اصلی و واقعی نباشد، حساب کاربری فیک می‌گویند. حساب کاربری فیک ربطی به داشتن عکس یا نداشتن آن یا داشتن اسم و نداشتن آن ندارد. حساب کاربری فیک یعنی کاربر خود را در چیزی که نیست جا بزند یا دروغ بگوید. مثلاً دربارۀ شغلش، جنسیتش و… .
  • حساب کاربری ناشناس: حساب کاربری ناشناس می‌تواند یک شخص حقیقی باشد؛ اما در ظاهر و با یک نگاه نمی‌شود فهمید کیست.
  • نود (Nude): ترجمۀ تحت‌الفظی کلمۀ Nude یعنی لخت، برهنه. وقتی می‌گویند: «نود بفرست» منظور این است که طرف مقابل عکس برهنه از خود بفرستد. اصطلاح درست آن در انگلیسی Send Nudes است.
  • هیکی (Hickey): به کبودی روی پوست که به‌خاطر مکیده‌شدن پوست توسط شریک جنسی پدیدار می‌شود، هیکی می‌گویند. این کبودی معمولاً در ناحیۀ گردن بیشتر دیده می‌شود.
  • ترول (Troll): به کسانی که در فضای مجازی مطالب بی‌ربط، ناراحت‌کننده، تحریک‌آمیز، فتنه‌انگیز و… را با هدف تحریک و واکنش‌نشان‌دادن مخاطبان منتشر می‌کنند، ترول می‌گویند. درواقع آن‌ها از آزاردادن سایرین لذت می‌برند. این اصطلاح می‌تواند هم به شکل اسم برای فرد ترول به کار برده شود و هم به شکل فعل برای خود عمل؛ مثلاً ترول‌ورزی یا ترول‌کردن. پیشنهاد می‌کنم با ترول‌ها بحث نکنید؛ چون خود بحث‌کردن شما به‌معنی پیروزی آن‌هاست!
  • فاکین (Fucking): نگلیسی‌زبان‌هایی که با لهجۀ آمریکن صحبت می‌کنند، حرف‌های خود را می‌خورند و کلمات را کامل نمی‌گویند؛ به‌ همین دلیل Fucking را Fuckin تلفظ می‌کنند. در واقع حرف G را از آخر این کلمه حذف می‌کنند. فاکین معمولاً به عنوان صفت مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • لوزر (Loser): به کسانی که محکوم به باخت هستند، لوزر می‌گویند. ترجمۀ تحت‌الفظی این واژه بازنده است. این واژه برای افرادی که در وضعیت باخت هستند، البته نه لزوماً در مسابقه، به کار برده می‌شود.
  • کارنت مود (Current Mood): به حس و حال فعلی افراد کارِنت مود می‌گویند. ترجمۀ تحت‌الفظی این کلمۀ انگلیسی خلق و خوی فعلی یا حال فعلی افراد می‌شود.
  • تفت‌دادن: به برشته یا سرخ‌کردن چیزی در تابه، تفت‌دادن می‌گویند. این اصطلاح هنگامی در ادبیات استفاده می‌شود که شخصی صحبتی را کرده باشد
  • دان (Done): دان درواقع به‌فارسی‌نوشته‌شدۀ کلمۀ انگلیسیdone است، به‌معنی انجام‌شده.
  • دان (Download): دان کوتاه‌شدۀ کلمۀ دانلود است. این کلمه هنگام دریافت فایل از اینترنت استفاده می‌شود.
  • دان (Down): دان به فارسی یعنی پایین. این اصطلاح بیشتر برای سایت‌ها، آن‌هم زمانی استفاده می‌شود که بنا به هر دلیلی سایتشان به مشکل برخورده باشد و باز نشود.
  • ب ر ب ب: این اصطلاح درواقع مخفف همان تکه‌کلام برو بابا هست.
  • کارت (Card): کارت همان URL است که به‌خاطر داشتن Meta Tags، توییتر عکس کاور اصلی پست را به‌صورت بزرگ نمایش می‌دهد. برای مثال می‌توانید پست‌های صفحۀ بی‌بی‌سی را ببینید.
  • :دی (دو نقطه دی): فارسی شدۀ :‌D است.
  • ستارۀ اصلاحی (*): هنگامی که در متنی مانند متن چت، کلمه‌ای را با اشتباه تایپی ارسال کنید و بعد از آن کلمۀ اصلاح‌شده را با ستاره منتشر کنید؛ یعنی همان ستاره‌ای که جلوی کلمۀ اصلاح‌شده قرار می‌گیرد. مانند «شلام» که این‌گونه اصلاح می‌شود: «سلام*».
  • اسمایلی: این واژه به انگلیسی Smiley و به‌معنی لبخند است. اما کاربران اینترنت به‌سرعت عادت کردند که اسمایلی گریه و ناراحتی و عصبانیت هم داشته باشند. این واژه فقط برای حالات صورت انسان‌ها به کار برده می‌شود. با گذشت زمان کاربران دوست‌ داشتند که اسمایلی‌های بیشتری داشته باشند، اما محدودیت ظاهری اسمایل‌ها این اجازه را نمی‌داد؛ پس دست به ابتکار و خلاقیت زدند. وقتی می‌خواهند حالت ظاهری را بهتر برسانند، از اسمایلی‌های خودساخته استفاده می‌کنند.
  • ایموجی: این واژه به انگلیسی Emoji و به‌معنی شکلک است. ایموجی هم شبیه اسمایلی است. با این تفاوت که به ‌صورت انسان محدود نیست و هر نوع تصویر و علامت و شکل دیگر را شامل می‌شود. به همین علت دیگر نمی‌شود آن را به صورتک (که به‌عنوان معادل اسمایلی به کار می‌بریم) ترجمه کرد و به همین علت از ترجمۀ شکلک استفاده می‌شود. می‌شود گفت در حال حاضر بار معنایی ایموجی با اسمایلی یکی شده است.
  • اسم سرخ‌پوستی: به اسمی که مطابق یک صفت یا یک اتفاق یا یک مودِ خاصی دربارۀ خودتان یا بقیه است و معمولاً به‌صورت ترکیب چند‌کلمه‌ای شکل می‌گیرد، «اسم سرخ‌پوستی» گفته می‌شود.
  • بوجی موجی: به بوس‌کردن همراه ملوس‌بازی و صمیمیت زیاد بوجی موجی می‌گویند. بعضاً دیده شده که به این عبارت «بوجی و موجی» هم می‌گویند.
  • قلب‌قلبی‌شدن: وقتی فردی دربارۀ موضوعی خیلی احساساتی بشود، می‌گوید: «قلب‌قلبی شدم» که استعاره از عشق و علاقۀ زیاد است.
  • هوم یا اوهوم: برای تأیید‌کردن صحبت‌های طرف مقابل از هوم یا اوهوم استفاده می‌کنند که منظور همان تأیید‌کردن در گفت‌وگوی کلامی است. البته هرچه بیشتر از تعداد میم یا واو استفاده شود، نشان‌دهندۀ تأیید بیشتر حرف زده‌شده است. مثلاً «اوهومممم» یا «اوهوووووم».
  • اودافظ: به خداحافظی‌کردن لوس‌بازی، اودافظ یا اودافس می‌گویند.
  • پشمام: وقتی کسی خیلی متعجب بشود می‌گوید: «پشمام!» و منظور این است که موهای بدنش ریخته. البته بعضاً دیده شده که از عبارت‌های دیگر‌ی مثل اپیلاسیون هم استفاده می‌کنند.
  • برگام: منظور همان پشمام هست که به‌خاطر هم‌آهنگ‌بودن و قابل استفاده بودن در جمع، از کلمۀ «برگام» استفاده می‌کنند. البته بعضاً دیده شده که از عبارت «پاییز شدم» هم استفاده می‌شود که منظور همان «موهام ریخت» است.
  • تباه: تباه در لغت‌نامۀ دهخدا به‌معنی «ضایع‌شدن و فاسدن‌شدن» است. معمولاً به‌عنوان تیکه به افراد گفته می‌شود: «فلانی خیلی تباهه»؛ منظور همان خیلی داغان و خراب بودن است.
  • چسناله: به نالۀ دروغین و تظاهرآمیز که معمولاً برای جلب توجه و ترحم استفاده می‌شود، چسناله می‌گویند. چسناله ذاتاً از روی ناز و عشوۀ افراد برمی‌آید. البته عده‌ای هم هستند که از چسناله به‌عنوان شوخی و خنده استفاده می‌کنند و جنبۀ جلب توجه و ترحم ندارد و صرفاً جنبۀ غُرزدن دارد.
  • دایورت: در لغت به‌معنی انتقال تماس از یک خط به خط دیگر است؛ اما در توییتر به‌معنی «بی‌محلی‌کردن» یا «کم‌محلی» به کار، شخص یا موضوعی خاص است.
  • خا: این کلمه بیشتر در گویش شمالی‌ها دیده شده و به‌معنی «خب» یا «باشه» است.
  • تله: انسان‌ها با هدف دفاع از جان یا دام خود، از روش‌هایی برای درتله‌انداختن سایر جانوران استفاده می‌کنند. این تله‌ها در گذشته معمولاً به شکل گودال بوده و با خاک و برگ درخت‌ها پنهان می‌شده. اما امروزه توییتری‌ها از اصطلاح یا استعارۀ به‌تله‌انداختن برای توییت‌هایی استفاده می‌کنند که هدف اصلی‌شان حفظ جان و دامشان نیست، بلکه ایجاد اینگیجمنت برای توییتشان است تا سایر توییتری‌ها زیر توییتشان به بحث و گفت‌وگو بپردازند و تله‌گذار به هدف خود برسد. مثلاً پسری توییت می‌کند: «خیلی خوشگلم» و بقیه می‌گویند: «این توییت تله است که دخترها گولش رو بخورن برن دایرکتش تا پسره مخش رو بزنه» یا مثلاً بعضی‌ها پرسش‌های احمقانه را به‌عنوان تله استفاده می‌کنند تا بقیه با پاسخ‌دادن به آن پرسش احمقانه، برای آن تله‌گذار اینگیجمنت ایجاد کنند.
  • اِلَخ: مخفف‌شدۀ عبارت «الی آخر» است.
  • شام‌دادن: اصطلاحی است که افراد در مواقعی که شخصی به دستاوردی می‌رسد از آن استفاده می‌کنند و می‌گویند: «باید شام بدهی»؛ یعنی «باید شیرینی این دستاوردی که به دست آوردی به ما بدهی». جالب است بدانید که خیلی از دفعاتی که از این اصطلاح استفاده می‌کنند، واقعاً عملی می‌شود و شخصی که به دستاوردی رسیده، واقعاً به دوستانش شام می‌دهد.
  • بشوره ببره: وقتی جایی کثیف می‌شود، با آب می‌شورند تا تمیز بشود. این اصطلاح، برگرفته از همین عمل است. وقتی چیزی باعث حس و حال بد شود، می‌گویند: «یه چیز دیگه‌ای باشه که بشوره ببره این حس و حال بد رو.»
  • رو کیبورد غلت می‌زنم: موقعی که فردی شدت خنده‌اش زیاد باشد، به‌جای استفاده از ایموجی خنده یا ارسال علامت :‌)، حروف کیبورد (لپ‌تاپ یا موبایل) را فشار می‌دهد و یک سری عبارت بی‌معنی تایپ می‌کند و این کار به‌معنی این است: «خیلییییی خندیدم و دارم روی کیبورد غلت می‌زنم از خنده». اینکه چه حروفی تایپ کنید هم قاعدۀ خاصی ندارد. درواقع قاعدۀ اصلی آن این است که عبارت بی‌معنی باشد. مثلاً وقتی می‌خواهند بخندند، این‌جوری می‌خندند: «نچجتذحخرخرخزازهززذحجددمدجدمدمدم».
  • اینترنت برای امروز بسه دیگه: این عبارت ترجمۀ عبارت That’s Enough Internet for Today است. توییتری‌ها در مواقعی که بر موضوعی تأکید دارند و آن موضوع از شدت احمقانه‌بودن توهین به شعور مخاطب است از این اصطلاح استفاده می‌کنند و می‌گویند: «اینترنت برای امروز بسه و بریم سراغ کارهای دیگمون».
  • سگ سیاه افسردگی: وینستون چرچیل که در طول زندگی خود چنددوره به افسردگی مبتلا شده بود، افسردگی را سگ سیاه اسم‌گذاری کرد. سگی که با آرواره‌های محکم خود چرچیل را گرفته و ول نمی‌کند. وقتی کسی می‌خواهد از افسردگی و غم خود بنویسد، از این عبارت استفاده می‌کند.
  • کمی تحقیق بد نیست: موقعی که فردی اخبار و اطلاعات اشتباه را توییت می‌کند و بقیه می‌خواهند او را از اطلاعات اشتباهش آگاه کنند، معمولاً اطلاعات درست را با منبع آن ذکر می‌کنند و بعد هشتگ می‌زنند که #کمی_تحقیق_بد_نیست؛ یعنی: «راجع به آن موضوع تحقیق کن، بعد درباره‌اش حرف بزن».
  • بکشید ما را ملت ما بیدارتر می‌شود: این جملۀ معروف از روح‌الله خمینی است که در توییتر معمولاً با جایگزین‌کردن کلمات دیگر به‌جای «بکشید»، «ملت» و «بیدارتر» جمله‌های جدیدتر می‌سازند.
  • چیزی که نکشتمون، قوی‌ترمون می‌کنه: این جملۀ معروف از فریدریش نیچه است که در توییتر به‌جای کلمۀ «چیز»، هر چیزی که باعث قوی‌ترشدن می‌شود، جاگذاری می‌کنند.
  • خبر کوتاه بود و جانکاه: این عبارت عنوان شعری از هوشنگ ابتهاج است که با همین عنوان هم شروع می‌شود و در خط بعدیِ شعر می‌گوید: «اعدامشان کردند.» در توییتر معمولاً وقتی می‌خواهند خبری هولناک و ناگهانی را بدهند از این عبارت استفاده می‌کنند و بعد خبر هولناک را می‌دهند.
  • داستان کوتاه ترسناک: موقعی که شخصی بخواهد داستانی ترسناک را توضیح بدهد، از این عبارت در ابتدای توییتر خود استفاده می‌کند و بعد داستان کوتاه خود را تعریف می‌کند. مثلاً «داستان کوتاه ترسناک؛ زمستون شد!» به‌نوعی مثل همان «خبر کوتاه بود و جانکاه» هست؛ با این تفاوت که اینجا بُعد رعب و وحشت دارد.
  • زیبا نیست؟: وقتی اتفاق وصف‌ناپذیری برای افراد می‌افتد، از عبارت «زیبا نیست» استفاده می‌کنند تا نظر بقیه را هم دربارۀ آن موضوع بدانند و به نوعی مهر تأییدی بر آن چیزی که دیده‌اند و زیبا بوده است، باشد.
  • ولی حالا باز هر جور راحتید: این عبارتی است که وقتی کسی می‌خواهد اظهارنظری کند که حدس می‌زند اکثر افراد با او موافق نخواهند بود یا حجم زیادی از آدم‌ها می‌توانند علیه او بشوند، انتهای توییت خود می‌نویسد که بار مسئولیت را از گردن برداشته باشد. مثلاً وسط جام جهانی توییت بزند: «تیم ملی ایران خیلی بد بازی کرد؛ ولی خب حالا باز هر جور راحتید.» این توییت به این معنی است: «نظر من این هست، ولی خب نظر شما هم محترمه.»
  • بالاخره هرکس به نوعی: این عبارتی است که وقتی کسی سلیقه‌اش در موضوعی متفاوت‌ با عرف جامعه است استفاده می‌شود. مثلاً وقتی در ذهن اکثر جامعه این ذهنیت وجود دارد که خورش کرفس غذای محبوبی نیست و یک نفر می‌گوید عاشق خورش کرفس است، طرف به او می‌گوید: «دیگر بالاخره هرکس به نوعی…»؛ یعنی ما اکثریت به‌نوعی داریم شما اقلیت‌ها را تحمل می‌کنیم که این تیکه‌ها معمولاً جنبۀ شوخی دارد.
  • از پاسخ می‌مانم: در زمان ریاست‌جمهوری حسن روحانی، امیرحسین جعفری یکی از روحانیان منتقد دولت بود. او پس از پخش مراسم تحویل نخستین ایرباس خریداری‌شده توسط ایران از تلویزیون، توییت کرده بود: «تلویزیون تصویر #ایرباس را نشان می‌دهد. دختر سه‌ساله‌ام می‌پرسد ما هم سوارش می‌شویم؟ از پاسخ می‌مانم.» بعد از انتشار این توییت، عبارت «از پاسخ می‌مانم» به‌عنوان یکی از اصطلاحات رایج در توییتر جا افتاد و در مواقعی که افراد پرسش‌هایی می‌کنند که پاسخی برای آن‌ها نداریم، از این عبارت استفاده می‌شود به این معنی که ما پاسخی برای این پرسش تو نداریم.
  • درود بر پدرت: این عبارت به‌عنوان فحش، ولی نه با بار معنایی خیلی زشت به کار می‌رود. می‌توان گفت معنی آن چیزی شبیه «پدرسوخته» است. این عبارت وقتی استفاده می‌شود که مثلاً کسی دربارۀ موضوعی اظهارنظر عجیب و غریبی می‌کند و نفر دوم می‌خواهد بگوید این چه اظهار‌نظری است که تو کردی! در این موقع از این عبارت استفاده می‌کند با این مضمون که «پدرت وقتی برای تربیت‌ تو نگذاشته» یا «درود به پدرت با این تربیت‌کردنش!»
  • یا فقط من این‌طوری‌ام: معمولاً فرد توییت‌کننده قبل از این اصطلاح، توضیح کوتاهی از خصوصیت خود می‌نویسد و بعد در انتهای آن از این اصطلاح، با هدف اینکه ببیند توضیحی که نوشته فقط برای خودش صدق می‌کند یا برای بقیه هم اتفاق می‌افتد، استفاده می‌کند.
  • من مُلدم: این عبارت مشخصاً همان عبارت «من مُردم» هست، با این تفاوت که برای بانمک‌بازی به زبان بچگانه به‌صورت «من مُلدَم» نوشته می‌شود. توییتری‌ها وقتی از موضوعی خیلی سر ذوق می‌آیند و مشعوف می‌شوند از این عبارت استفاده می‌کنند.
  • یعنی می‌خوام بگم: وقتی کاربری بخواهد در اول توییت خود عبارتی به کار ببرد و بعد در قسمت دوم توییت نتیجه‌گیری کند در بین دو عبارت از عبارت «یعنی می‌خوام بگم» استفاده می‌کند.
  • ریتوییت کنین همدیگه رو پیدا کنیم: موقعی که فردی خصوصیتی دارد که فکر می‌کند آدم‌های زیادی می‌توانند آن خصوصیت را داشته باشند، در توییت خود از این اصطلاح استفاده می‌کند تا بتواند جمع بیشتری از کسانی که شبیه به آن خصوصیت هستند، دنبال کند.
  • بر طبل شادانه بکوب: این قسمتی از آهنگ امید جعفری به نام «طبل شادی» است. معمولاً تلویزیون موقع افتخارآفرینی‌ ورزشکاران این آهنگ را پخش می‌کند و توییتری‌ها هم در مواقعی که افتخارآفرینی صورت می‌گیرد، از این اصطلاح استفاده می‌کنند.
  • مهدیار اون سنتور رو بیار تو: این عبارت قسمتی از آهنگ «یه مشت سرباز» سروش هیچکس است که توییتری‌ها در مواقع بروز حس خوب یا حس خوشحالی‌شان از آن استفاده می‌کنند.
  • خدایا بسه دیگه: این اصطلاح از ویدئوکلیپی از علی‌اکبر رائفی‌پور گرفته شده است. رائفی‌پور در این کلیپ در حال مناجات است و در وصف ظهور امام زمان می‌گوید: «خدایا بسه دیگه»؛ با این معنا و مفهوم که از انتظار برای ظهور خسته شدیم. توییتری‌ها هر موقع از موضوعی خسته می‌شوند از این اصطلاح استفاده می‌کنند که از فلان موضوع خسته شدیم.
  • چه خبرتونه؟: این اصطلاح از ویدئوکلیپی از محمود احمدی‌نژاد گرفته شده است. احمدی‌نژاد در این کلیپ در حال سخنرانی است و در وصف انتقادات و نظریات دربارۀ دولت نهم و دهم در جایی از کلیپ می‌گوید: «چه خبرتونه؟ چه خبرتووونه؟». توییتری‌ها نیز هر زمان دربارۀ موضوعی خیلی صحبت می‌شود از این عبارت «چه خبرتونه؟ چه خبرتووونه؟» استفاده می‌کنند؛ با این هدف که «چه خبره بابا! یه کم یواش‌تر…».
  • فردای براندازی: فرقه‌ای سیاسی راه اصلاح کشور ایران را براندازی حکومت فعلی می‌دانند و برای وعده و وعیدهایشان از این عبارت استفاده می‌کنند. توییتری‌ها برای شوخی از این عبارت استفاده می‌کنند که مثلاً «فردای براندازی فلان چیز آزاد شده».
  • ج.ا: مخفف جمهوری اسلامی ایران است.
  • تایم لاین موازی: منظور از این عبارت درواقع تایم‌لاینی دیگر نیست، بلکه منظور دقیقاً مثل همان دنیای موازی است. افراد وقتی بخواهند اتفاق‌هایی که در تایم‌لاینشان به‌طور طبیعی رخ نمی‌دهد طبیعی جلوه دهند، از این عبارت استفاده می‌کنند که مثلاً: «تو تایم‌لاین موازی فلان کار رو می‌کنن یا نمی‌کنن.»
  • پی‌نوشت: نوشته‌ای است که پس از پیکرۀ اصلی یک نامه یا نوشتار به آن افزوده می‌شود. پی‌نوشت می‌تواند جمله، پاراگراف یا متنی مستقل باشد. گاهی به‌اختصار به‌صورت «پ.ن» هم نوشته می‌شود.
  • آقای قاضی: وقتی قرار است مجرم در دادگاه از خود دفاع کند، معمولاً می‌گوید: «آقای قاضی فلان…». توییتری‌ها وقتی می‌خواهند دربارۀ موضوعی اظهارنظر کنند که بار اعتراض و ناله داشته باشد یا نوعی اعلام وضعیت باشد، از این عبارت استفاده می‌کنند.
  • می‌خند؟: این اصطلاح از ویدئوکلیپی گرفته شده که از یکی از تماشاگرهای تیم فوتبال تراکتورسازی گرفته و پخش شده است. این تماشاگر در این کلیپ به نشانه اعتراض به مجری برنامۀ نود (عادل فردوسی‌پور) می‌گوید: «چرا می‌خند؟» منظور این است که چرا مجری می‌خندیده. توییتری‌ها وقتی می‌خواهند به کسی که به موضوعی می‌خندد بگویند: «می‌خندی»، از این اصطلاح استفاده می‌کنند.
  • اشکی شدم: منظور همان احساساتی‌شدن یا اشک‌ریختن است. کاربرها برای ابراز این حس از اصطلاح اشکی شدم استفاده می‌کنند.
  • پوستم شفاف شد: هنگامی که اتفاق خوش‌آیندی برای کسی می‌افتد از این اصطلاح استفاده می‌کنند. مثلاً: «فلان چیز باعث شده پوستم شفاف‌تر بشه». بعضاً دیده شده از اصطلاح «چند درجه زیباتر شدم» هم با همین مفهوم استفاده شده است.
  • خُبه خُبه: این اصطلاح برگرفته از تیکه‌کلام بازیگری ایرانی به نام حمیده خیرآبادی است که وقتی بحثی پیش می‌آمد از این اصلاح استفاده می‌کرد و می‌گفت: «خُبه خُبه دیگه بحث رو تموم کنین.» توییتری‌ها هم وقتی می‌خواهند به موضوعی ورود کنند از این اصطلاح استفاده می‌کنند.
  • هار هار: موقعی که منشن یا توییت خیلی لوسی توییت می‌شود، بقیه برای اینکه نشان بدهند آن توییت خیلی لوس است، از این نوع خندۀ «هار هار»، «هور هور»، «هیر هیر» یا شکل‌های دیگر استفاده می‌کنند؛ اما پر‌استفاده‌ترین آن‌ها همین سه‌تاست.
  • رادیودَرون: به آوا یا آوازی که پیوسته و برای مدتی خواسته یا ناخواسته در دلتان با خود می‌خوانید و به زبانتان نمی‌آورید یا به‌صورت اتوماتیک در ذهنتان اجرا می‌شود، رادیودرون گفته می‌شود.
  • رادیوچهرازی: رادیوچهرازی نام یک پادکست به زبان فارسی بود که بین کاربران فضای مجازی بسیار محبوب بوده و هست. این پادکست از اسفند ۹۱ تا بهمن ۹۲ در قالب ۲۱ اپیزود منتشر شد. داستان، مجموعه‌روایتی از چند دیوانه در آسایشگاه چهرازی (ابراهیم چهرازی) با نام‌های جمشید، دلبر و حبیب است. تاکنون هویت عوامل تولیدی این پادکست مشخص نشده و افراد زیادی ادعا کرده‌اند که جزو عوامل تولیدی این پادکست بوده‌اند.
  • رقیق شدم: کاربران توییتری وقتی از دیدن یا خواندن چیزی خیلی احساساتی می‌شوند و قلبشان نرم می‌شود از این اصطلاح استفاده می‌کنند.
  • می‌خونمتون: وقتی کاربری می‌خواهد به فالوئرهایش بگوید که در چه شرایطی مشغول خواندن است، معمولاً از این کپشن به همراه یک عکس از شرایطی که داخل آن هست توییت می‌کند.
  • رِشکو: وقتی توییتی توسط بقیه کوت می‌شد، بعد کوتِ آن توییت، باز کوت می‌شود و این روند ادامه پیدا می‌کند و کاربرها به‌طور مدام توییت‌های حول محور آن موضوع را کوت می‌کنند، به این روند رشکو می‌گویند.
  • از اینجا تا فلان‌جا پرانتز: موقعی که کاربری با موضوع خیلی خنده‌داری رو‌به‌رو می‌شود و می‌خواهد شدت خنده‌اش را در مقابل آن موضوع نشان بدهد، این‌جور توییت می‌کند: «از تهران تا تبریز پرانتز :‌)))))))» این اصطلاح به‌معنی این است که هر چه تعداد پرانتز جلوی «:» بیشتر باشد، شدت خنده بیشتر است.
  • ریتوییت مزید امتنان است: عبارتی است که وقتی کاربری بخواهد بقیۀ کاربران توییتش را ریتوییت کنند استفاده می‌کند. به این معنی که «ریتوییت‌کردن شما در واقع لطف و عنایت شما به منِ توییت‌کننده است».
  • بختم: هنگامی که کاربری از اتفاقی توییت می‌کند و احتمال رخ‌دادن آن اتفاق کم باشد یا مسخره باشد، کاربر با عبارت «بَختَم» به‌معنی اینکه «این هم از بخت و اقبال ما» توییت می‌کند.
  • شانس مایه: هنگامی که کاربری از اتفاقی توییت می‌کند و آن اتفاق خیلی خوشایند نیست و احتمال وقوع آن فقط برای آدمی بدبخت بوده، با عبارت «اینم شانس مایه» به این موضوع اشاره می‌کند که یعنی «این هم از شانس ماست» که مثلاً فلان اتفاق برای من افتاده.
  • ترن آن (turn on): این عبارت انگلیسی برای چیزی به کاربرده می‌شود که می‌تواند حس جنسی شما را تحریک کند.
  • ترن آف (turn off): این عبارت انگلیسی برای چیزی به کاربرده می‌شود که می‌تواند حس جنسی شما از بین ببرد.
  • نسبت توییت (Ratioed tweet): وقتی تعداد منشن‌ها با بار منفی به یک توییت بیشتر از لایک‌ها و ریتوئیت‌هایش باشد، به آن نسبت توییت می‌گویند. البته در توییتر فارسی عموماً اصطلاح دیگری مثل «منشن بیشتر از توییت اصلی لایک خورده» یا «منشن بیشتر از توییت اصلی ریتوییت داره» جا افتاده و به‌جای این اصطلاح ‌استفاده می‌شود.

پیوند کوتاه: https://www.nima.today/SUyY0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *