معایب همکاری با آژانس دیجیتال مارکتینگ چیست؟

به بیان ساده، آژانس دیجیتال مارکتینگ به شرکتی گفته می‌شود که در ایجاد و ارائۀ راه‌حل‌های خلاقانه و خدمات توسعۀ فنی مهارت و تخصص دارد. آژانس دیجیتال مارکتینگ مدل جدیدتری از آژانس‌های تبلیغاتی است. آژانس دیجیتال مارکتینگ به دنبال ارائۀ راه‌حل کاربردی با هدف رفع مشکل به کمک تفکر خلاقانه است. یک آژانس دیجیتال مارکتینگ حرفه‌ای تلاش می‌کند با تمرکز بر مشاوره و همراهی کسب‌و‌کارها و ارائۀ خدمات منحصر‌به‌فرد، خود را از سایر رقبایش متمایز کند.

برای آژانس دیجیتال مارکتینگ کیفیت و کمیت کارهایی که برای کسب‌و‌کارها انجام می‌دهد بسیار مهم است. آن‌ها موارد لازم برای اینکه دارایی هر کسب‌و‌کار به چه شکلی باشد تا بتواند به اهداف مدنظر خود دست پیدا کند لحاظ می‌کنند. آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ ابزار و مهارت لازم برای ایجاد ایده‌های جدید را دارند و سعی می‌کنند ایده‌ها را به شکلی در کنار یکدیگر قرار دهند که این پازل بهترین و بیشترین بازدهی را برای کسب‌و‌کارها داشته باشد. اما خب باید به این نکته توجه داشته باشید که همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ بی‌عیب‌و‌نقص هم نیست و در کارکردن با آن‌ها شاید به مشکلاتی نیز برخورد کنید.

در این مقاله سعی کردم به وجه اشتراک معایب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ ایرانی بپردازم. همچنین تلاش کرده‌ام منابع مطالعاتی گوناگون را با تجربیات شخصی و کاری خودم و سایر افراد در کار با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ کنار هم قرار دهم تا به مجموعه‌ای کامل از معایب کار با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ ایرانی برسم. هدف من از نوشتن این مقاله کمک به بهبود وضعیت آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ در ایران است. بنابراین امیدوارم که آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌جای موضع‌گیری در مقابل این معایب، از آن‌ها درس بگیرند.

این کالبدشکافی سه بخش اصلی دارد که در ادامه به توضیح معایب هر بخش می‌پردازم. اگر شما هم در کار با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان کارمند، ناشر یا مشتری دچار مشکل بودید، لطفاً در دیدگاه‌های این مقاله مشکلتان را بیان کنید تا به مقاله اضافه کنم.

  • کارمند: معایب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان کارمند؛
  • ناشر: معایب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان ناشر یا پابلیشر (Publisher)؛
  • مشتری: معایب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان مشتری.

این مقاله با هدف کالبد‌شکافی معایب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به همت و دیدگاه‌های جمعی از متخصصان و فعالان این حوزه مانند علیرضا میهن‌نژاد، بهداد خُسور، آیناز نوری، دریا نویدی، هادی مرادی، حسن سیدی، ارسلان شورابی، فریبا احمدی، مهدی برهمندپور، محمد بهکام، رعنا شمس، سعید مسلمی، ترنم سارمی، حسین وحدانی، اردشیر طیبی، مصطفی قاری، حسن شفیعیان، مرضیه قائدی، علی حسینی، مانی اکبرپور، محمدیوسف فراهانی، بهنام غلامی، پریسا محمدی، سامان فائق، نسرین طاهری‌پور، علیرضا رستگار، سپهر علیخانی، صابر وکیلی راد، اشکان احمدی، حمید کریمی، پیمان خلیلی، سعید مسلمی، زینب جم و دوستان دیگری گردآوری شده است که به دلایل مختلف نمی‌خواستند نامشان ذکر شود. در اینجا از همۀ آن‌ها به‌طور ویژه تشکر می‌کنم.

معایب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان کارمند

اگر قرار باشد به‌عنوان کارمند در آژانس دیجیتال مارکتینگی شروع به کار کنید، احتمالاً با معایب زیر رو‌به‌رو خواهید شد. 

  1. نداشتن درک صحیح از منابع انسانی
    یکی از عواملی که باعث رنجیدن کارمندهای آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ از این آژانس‌ها می‌شود، نداشتن درک صحیح آن‌ها از نیروهایشان است. بی‌صداقتی، نگاه بالا به پایین و دیرکرد در پرداخت حقوق، سه نمونه از دلایل مهم آزرده‌خاطر‌شدن کارمندهاست. تعدادی از کارمندهای آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ معتقدند قدرت و حجم پولی که در پروژه‌های مختلف در آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ جا‌به‌جا می‌شود، یکی از عوامل مهم رخ‌دادن این اتفاقات است. گویی که کارمندها ربات هستند و پول در اولویت است، در‌صورتی‌که وجود همان کارمندها باعث خلق مشتری و پول شده است. متأسفانه این‌گونه رفتارها این ذهنیت را برای کارمندها ایجاد می‌کند که صاحبان آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ همان لمپن‌های بازاری هستند. با این تفاوت که الان کت‌و‌شلوار پوشیده‌اند و لمپن بازار دیجیتالی شده‌اند! حجت مسگری دربارۀ وجود همین پوزیشن‌های شغلی عجیب و غریب توییت کرده: «من باید یه پوزیشن شغلی جدید در آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ ایجاد کنم به اسم فان دایرکتور
  2. ندادن آموزش کاربردی به کارمندها
    معمولاً چون مشتری‌های آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ درخواست‌های مشخصی دارند، کارکردن در این آژانس‌ها جای پیشرفت شغلی چندانی برای کارمندها ندارد. حداکثر فایدۀ کارکردن در کنار افراد خلاق تیم‌های مختلف موجود در آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ این است که به خلاقیت کارمندها می‌افزاید یا به‌خاطر درارتباط‌بودن با کسب‌و‌کارهای بزرگ، می‌توانند با افراد کلیدی شرکت‌های بزرگ ارتباط بگیرند. آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ عموماً به دنبال پرورش نیروی فنی و تخصصی نیستند. آن‌ها بیشتر به دنبال جذب نیروهای مبتدی هستند که حتی سابقۀ کار آن‌چنانی هم نداشته باشند تا در‌عین‌حال که کار مشتریانشان را راه می‌اندازند، حقوق کمتری به کارمندان خود بدهند و بیشتر سود حاصل را برای خود بردارند.
  3. نداشتن دانش کافی برای مذاکره با مشتری
    یکی از عوامل مهم در جذب مشتری، دانستن اصول مذاکره است. خیلی از کارشناسان فروش آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ نحوۀ مذاکره با مشتری و سیاست‌های لازم پیش رو را که برای کسب درصد خودشان از پروژه‌های معرفی‌شده توسط مشتری ضروری است، نمی‌دانند و از ترس اینکه مبادا مشتری با آن‌ها کار نکند، طوری رفتار می‌کنند که حس تهاجمی‌بودن به مشتری منتقل می‌شود. همین مسئله باعث می‌شود مشتری حس خوبی به آژانس دیجیتال مارکتینگ نداشته باشد و فکر کند با یک آژانس دیجیتال مارکتینگ مبتدی و غیرقابل اعتماد طرف است.
  4. هر کس زبان انگلیسی خوبی دارد، مدیر است!
    یکی از مشکلاتی که کارمندها در آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، مدیران کم‌سابقه‌ای هستند که زبان انگلیسی‌ خوبی دارند. برای مثال وقتی کسی چهار اصطلاح زبان انگلیسی بلد است، به‌عنوان کسی که خیلی می‌فهمد، در جایگاه مدیر و اکانت منیجر و… قرار می‌گیرد و بحث مدرک تحصیلی، تجربه و دانش، سابقۀ کار و… فاکتور گرفته می‌شود! همین موضوع باعث دلسردشدن سایر کارمندها می‌شود؛ سایر کارمندانی که تجربه، دانش، سابقۀ کار و… خوبی به نسبت افراد دیگر دارند. به این دلیل که شاید کسانی باشند که زبان انگلیسی‌ خیلی خوبی نداشته باشند، اما تجربۀ کاری خوبی در این زمینه داشته باشند. حواستان باشد مدیرانی که فقط چهارتا اصطلاح انگلیسی بلدند، از رگ گردن به شما نزدیک‌ترند.
  5. بدقولی در زمان تحویل پروژه
    وقتی مشتری درخواست خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ مطرح می‌کند و کارشناس فروش هم مهر تأییدی به پروژۀ مشتری می‌زند، دیگر اینکه این کار شدنی هست یا نیست یا در پتانسیل‌های آن آژانس دیجیتال مارکتینگ هست یا نیست، اصلاً مطرح نمی‌شود. همین قول‌دادن‌های الکی که از سود بیشتر برای کارشناسان فروش نشئت می‌گیرد باعث می‌شود مثلاً مشتری، قراردادی را که باید سوم مهر تحویل بگیرد و روی آن حساب و برنامه‌ریزی کرده، هفتم مهر تحویل بگیرد! چرا؟ چون بعد از عقد قرارداد تازه دنبال این می‌افتند که چطور و با چه ابزار یا ناشری می‌توانند آن را اجرا کنند. این مسئله باعث سلب اعتماد مشتری‌ها از اعتبار و تعهد آژانس دیجیتال مارکتینگ می‌شود.
  6. کمیسیون چنددرصدی
    یکی از رفتارهای زننده‌ای که در بین خیلی از آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ هم عرف شده و دیده می‌شود، بحث کمیسیون‌دادن به نمایندۀ مشتری است که به نظر من ازلحاظ حرفۀ کاری، خیلی زننده است؛ چون تصمیم‌گیرنده‌ها اعتبار خودشان را به‌خاطر چند میلیون تومن خراب نمی‌کنند. البته شاید باشند افرادی که حاضرند اعتبارشان را زیر سؤال ببرند؛ اما خب مثلاً فرض کنید مدیر بازاریابی یک شرکت، به‌عنوان تصمیم‌گیرنده‌ای از سمت کسب‌و‌کار، می‌خواهد بسنجد که کدام آژانس دیجیتال مارکتینگ پروژۀ شرکتش را ازلحاظ هزینه‌ای به‌صرفه‌تر انجام می‌دهد. در این میان کارشناسان فروش آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ برای اینکه پروژه حتماً به آژانس دیجیتال مارکتینگی که خود در آن کار می‌کنند برسد، پیشنهاد می‌کنند که مثلاً ۱۰درصد یا ۱۵درصد هزینۀ کل پروژه را به آن مدیر بازاریابی به‌عنوان کمیسیون بر‌گردانند.
  7. ارائه‌ندادن راه‌حل مناسب برای مسئله
    خیلی از آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ خودشان را با رویکرد حل مسئله مواجه نمی‌کنند؛ یعنی مشتری با هر مقدار نیاز و مشکل که پیش آ‌ن‌ها بیاید، یک سری مدیا و مدل از پیش تعریف‌شدۀ مشخص جلوی او می‌گذارند و می‌گویند راه‌حلت را از بین این‌ها انتخاب کن. به نظر من در حالت ایدئال، آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ باید از مدیافروشی به‌سمت ارائۀ راه‌حل استراتژیک و کاربردی حرکت کنند تا بتوانند اعتماد مشتری‌هایشان را جلب کنند. واقعاً باید دید آیا مشکل مشتری ترافیک پایین است یا به بهینه‌سازی نرخ تبدیل نیاز دارد؟ آیا قیمت محصول مشتری رقابتی نیست؟ و… . این‌ها همه سؤالاتی هستند که عموماً مشتری‌ها جواب آن‌ها را نمی‌دانند و می‌خواهند که آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ برای سؤال‌های بی‌جوابشان راه‌حل مناسب ارائه کنند. اما خب معمولاً آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ همۀ تلاش خود را می‌کنند که از این بخش فرار کنند و روی فروش مدیا تمرکز کنند و به‌اصطلاح، دنبال دردسر برای خودشان نمی‌گردند.
  8. نبود توسعه و رشد در صنعت تبلیغات
    آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ باید برای گسترش بازار خود مسئول رشد و توسعۀ صنعتشان باشند. برای مثال آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ سال‌هاست که از بنرهای ثابت و گیف و یا نهایتاً iframe برای مشتری‌های خود استفاده می‌کنند. البته به این معنی نیست که کارشان کاربردی نیست؛ اما بنرهای خلاقانه و به‌خصوص اینتراکتیو هنوز چندان نتوانسته جای خود را در این بازار بین مشتری‌ها پیدا کند. بخش بزرگی از این مسئولیت به روی شانۀ آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ است که مشتری‌های خودشان را از تکنولوژی‌ها و خدمات روز دنیا آگاه کنند و بتوانند به آن‌ها سرویس‌ها و خدمات به‌روز ارائه کنند و آن‌ها را به‌سمت استفاده از ابزار و خدمات جدیدتر سوق بدهند.

معایب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان ناشر

اگر قرار باشد به‌عنوان ناشر با آژانس دیجیتال مارکتینگی شروع به کار کنید، احتمالاً با معایب زیر رو‌به‌رو می‌شوید. 

  1. نداشتن شناخت کافی از مخاطب
    یکی از چالش‌هایی که بین آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ و ناشران هست، بحث نداشتن شناخت کافی آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ از مخاطبانِ ناشران است. خیلی‌وقت‌ها مشتری درخواستی را به آژانس دیجیتال مارکتینگ منتقل می‌کند و آژانس دیجیتال مارکتینگ هم محتوا را به ناشر می‌دهد تا منتشر کند؛ اما خب آن محتوا اصلاً باتوجه‌به جنس کاربرهای آن سایت برایشان جذاب نیست و وقتی تبلیغ منتشر می‌شود و کاربران سایت ناشر جذب تبلیغ نمی‌شوند، آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ این ایراد را به ناشران وارد می‌کنند که نشریۀ شما (سایت، اپلیکیشن و…) کاربردی و به‌دردبخور نیست یا مثلاً کاربرهایتان فیک هستند. درصورتی‌که مشکل اینجاست که آن تبلیغ برای این کاربرها نیست و باید برود در کانال انتشار متناسب با خودش منتشر بشود. یا مثلاً خیلی‌وقت‌ها هم شده که آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ بودجۀ مشتری‌هایشان را به کانال‌هایی تخصیص می‌دهند که اصلاً کانال مناسبی برای تبلیغ آن محصول یا سرویس نیست؛ اما چون کانال انتشار آن از سایر کانال‌های تبلیغاتی ارزان‌تر است، برای دریافت پول بیشتر از مشتری خود این راهکار را ارائه می‌دهند. در نهایت باز هم با‌توجه‌به نداشتن شناخت کافی از مخاطبان کانال‌های انتشار، این مشکل به وجود می‌آید که مخاطبان ناشران جذب تبلیغ نمی‌شوند و آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ ایراد را به ناشران وارد می‌کنند.
  2. پولت را می‌خوریم، یک آب هم روش!
    خیلی‌وقت‌ها آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ برای اینکه بخواهند با ناشری که بنا به دلایل مختلف کیفیت مدنظرشان را ندارد قطع همکاری کنند، قطع همکاری غیرحرفه‌ای می‌کنند. به این صورت که به بهانۀ اینکه مخاطبان ناشران فیک هستند یا کیفیت لازم را ندارند و… حساب ناشران را در سرویسشان به جرم تقلب مسدود می‌کنند و آن مبلغی که باید تسویه می‌شد، تسویه نمی‌کنند و به‌عنوان ضرری که به آژانس آن‌ها زده شده، آن‌ مبلغ را بالا می‌کشند.
  3. اجبار به انتشار
    خیلی‌وقت‌ها ناشران براساس شناختی که از مخاطبان رسانۀ خود دارند و تجربه‌های قبلی‌‌شان، می‌خواهند محتواهای ارسالی آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ را که مشتریانشان به آن‌ها درخواست داده‌اند، تغییر بدهند یا ویرایش کنند، اما آژانس‌های تبلیغاتی به‌ دلیل اینکه ویرایش و تأیید مجدد مشتری و… فرایند را طولانی می‌کند یا به دلیل نداشتن درک کافی از جنس محتوا یا نداشتن شناخت کافی از مخاطبان ناشران قبول نمی‌کنند. ناشران هم مجبور هستند محتوا را همان‌گونه که به آن‌ها سفارش داده شده منتشر کنند که خب طبیعتاً نمی‌تواند بازخورد قابل قبول و خوبی که مدنظر ناشر است، برای مشتریِ آژانس دیجیتال مارکتینگ به ارمغان بیاورد. درخصوص همین موضوع سعید چوبانی در توییتی نوشته: «سیستم مدیریت محتوا دادن ابتدایی‌ترین اصول سئو توش رعایت نشده، پیشنهاد کردن ۱۵میلیون بدین بیاریم صفحه اول، اسمشون هم آژانس دیجیتال مارکتینگ، خدا بیا مارو بخور.»
  4. غلت املاعی!
    خیلی‌وقت‌ها محتواهای متنی که از سمت آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به ناشران ارسال می‌شود با غلت‌های املاعی و اشکالات ویرایشی همراه است و اصول تبلیغ‌نویسی در آن‌ها رعایت نشده. ناشر باتجربه این موارد را به آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ گوشزد می‌کند؛ اما باز هم آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌خاطر اینکه پول را از مشتری گرفته‌اند و نمی‌خواهند فرایند اجرای پروژه طولانی بشود، این کار را انجام نمی‌دهند و ناشر به‌ناچار باید محتوایی که غلط املایی و ایراد نگارشی و… دارد منتشر کند. خب این کار باعث آسیب‌زدن به اعتبار مشتری آژانس دیجیتال مارکتینگ می‌شود و مسئولیت آن عملاً با آژانس دیجیتال مارکتینگ است. متأسفانه آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌جای اینکه به مکانیزم اجرا توجه داشته باشند، بیشتر بر محتوا تمرکز دارند. اما خب خیلی‌وقت‌ها نشان‌ داده‌اند که به محتوا هم توجه ندارند و فقط به تیغ‌زدن جیب مشتری‌های خود توجه می‌کنند! کاربری در توییتر به نام امیر گلخانی دربارۀ همین مسئله نوشته: «این‌همه آژانس دیجیتال مارکتینگ و ادعا، نتونستن برای جشنواره‌های Back to school معادل فارسی خوب بسازن که رو بیلبورد نخوره ̕بازگشت به مدرسه؟»
  5. بدقولی در پرداخت وجوه
    معمولاً آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌خاطر گردش مالی زیاد خود به دنبال طراحی‌های عجیب و غریب برای به‌دست‌آوردن سود بیشتر برای خودشان هستند. تاآنجاکه بشود با ناشران دیر تسویه حساب می‌کنند که مثلاً چند روزی پول را در بانک بخوابانند و از خواب پول چند‌ده‌هزارتومنی سود کنند. اگر آن‌قدر که بر حاشیۀ سود خودشان تمرکز دارند، به فکر رضایت مشتری و ناشرینشان باشند، قطعاً سود بیشتری می‌تواند نصیبشان بشود.

معایب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان مشتری

اگر قرار باشد به‌عنوان یک مشتری با آژانس دیجیتال مارکتینگی شروع به کار کنید، احتمالاً با معایب زیر رو‌به‌رو خواهید شد.

  1. نداشتن درک دقیق از مشکل
    بسیار پیش آمده که وقتی مشتری به آژانس دیجیتال مارکتینگ مراجعه می‌کند، نمایندۀ آژانس دیجیتال مارکتینگ برای اینکه پروژه را بگیرد، اصلاً گوش نمی‌کند که نیاز و دغدغۀ مشتری چیست. فقط برای اینکه بتواند به سود خودش از آن پروژه برسد، یک سری راه‌حل تکراری ارائه می‌کند. گویی آن‌قدر مشتری دارد که نیازی به جذب مشتری جدید ندارد. بسیاری از مشتریانی که درک صحیحی از خدمات یک آژانس دیجیتال مارکتینگ ندارند هم پروژه‌های خود را به این به‌اصطلاح کارشناسان آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ می‌سپارند.
  2. لاکچری‌بازی!
    زمانی که همکاری خود را به‌عنوان مشتری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ شروع می‌کنید، کار خود را به افرادی می‌سپارید که درزمینۀ کپی رایتینگ، طراحی، ایده‌پردازی و… تخصص دارند و همگی سردمدار خلاقیت و نوآوری هستند. در ازای این واگذاری باید بهای سنگینی نیز پرداخت کنید. برای بسیاری از کسب‌و‌کارهای کوچک، آژانس دیجیتال مارکتینگ گزینۀ مقرون‌به‌صرفه‌ای نیست و عملاً کف هزینه‌ای که به شما اعلام می‌کنند خیلی بیشتر از توانایی پرداخت کسب‌و‌کارهای کوچک و استارتاپ‌هاست. معمولاً همکاری با آژانس دیجیتال مارکتینگ هزینه‌بر است و برخی کسب‌و‌کارها نمی‌توانند از پس هزینه‌های کار با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ بربیایند. تمرکز اصلی آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ بر تعداد مشتری کمتر و حجم پول بیشتر است، نه مشتری بیشتر با حجم پول‌های کمتر؛ چراکه آژانس دیجیتال مارکتینگ اگر بتواند برای مشتری‌های کوچک‌تر خود مانند استارتاپ‌ها هم پروپوزال‌های مقرون‌به‌صرفه آماده کند، می‌تواند حجم بازار بیشتری را جذب خود کند.
  3. پروپوزال خوب یا پروپوزال بد؟
    معمولاً پروپوزال‌هایی که آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به مشتری‌های خود ارائه می‌کنند نسخه‌ای است که برای همۀ مشتری‌های خود پیچیده‌اند و گاهی دیده شده است که اوج شخصی‌سازی آن‌ها، اضافه‌کردن لوگوی آن مشتری به صفحۀ اول پروپوزال است. پروپوزال خوب پروپوزالی است که بداند نیاز و دغدغۀ مشتری چیست، ضعف آن کجاست و برای رفع چه نیازی، باید چه راه‌حلی ارائه کند و هدف نهایی از اجرای آن کمپین چیست. متأسفانه در خیلی از مواقع مشاهده می‌شود که چون مشتری در حوزۀ دیجیتال دانش کافی ندارد و آگاهی‌اش کم است، آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ سوءاستفاده می‌کنند و به‌گونه‌ای پورپوزال را آماده و برنامه‌ریزی می‌کنند که برایشان بیشتر منفعت مالی داشته باشد تا اینکه بخواهد نیاز مشتری را رفع کند. رضوان مددی درخصوص همین موضوع توییت کرده: «آژانس‌های تبلیغاتی و به‌اصطلاح متخصص دیجیتال مارکتینگ، به نیروهاتون یاد بدید وقتی به اصرار خودشون جلسه ست می‌کنن تا پروپوزال ارائه بدن، واقعاً پروپوزال بدن، نه اینکه بیان و شروع کنن به پرسیدن بیزینس پلن و مارکتینگ پلن! انگار من اصرار داشتم جلسه بذارم!»
  4. نداشتن آشنایی با کسب‌و‌کار یا محصول
    ممکن است آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ خمیردندان یا گوشی سامسونگ یا مایکروفر را بشناسند، اما دربارۀ محصول یا صنعت همۀ مشتری‌های خود به‌میزان درخور توجهی اطلاع نداشته باشند و به اندازۀ مشتری عاشق کسب‌و‌کار یا محصول نباشند. این موضوع مطمئناً در روند تبلیغات تأثیرگذار خواهد بود. برای اینکه به این مشکل برنخورید و پول و وقتتان تلف نشود، پیشنهاد می‌کنم در گذر زمان به آموزش اکانت منیجرهای آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ، به‌منظور آشنایی بیشتر با کسب‌و‌کار یا محصول خود بپردازید. البته باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد که آن‌ها احساس و شناخت درستی دربارۀ کسب‌و‌کار یا محصولتان پیدا کنند. تازه اگر هم پیدا کنند شاید فردا از آن آژانس دیجیتال مارکتینگ بیرون بیایند و در شرکت دیگری مشغول شوند که خب در این صورت وقتتان را تلف کرده‌اید. درنتیجه خیلی باید دقت کنید که چه نیازی را به‌سمت آژانس دیجیتال مارکتینگ می‌برید تا آورده‌اش برای شما بیشتر از ضررش باشد.
  5. اولویت‌بندی
    اگر آژانس دیجیتال مارکتینگ مشتری‌ای را به‌عنوان مشتری بزرگ در نظر نگیرد، ممکن است بهترین منابع خود را که در اختیار دارد برای پروژه‌های آن مشتری تخصیص ندهد. اگر آژانس دیجیتال مارکتینگ پس از امضای قرارداد، کارهایی را از مشتریانی بزرگ‌تر از کسب‌و‌کار شما بگیرد، ممکن است اولویت و کیفیت کاری او برای انجام هدف شما بسیار کم شود؛ چون تمرکز اصلی‌اش بر مشتری بزرگ‌تر است. اگر هم به‌طور مداوم بر فعالیت‌های آژانس‌های‌ دیجیتال مارکتینگ نظارت نداشته باشید، ممکن است تمام تمرکز خود را برای انجام پروژۀ شما به کار نگیرند؛ درنتیجه، امکان است پروژۀ شما به افراد مبتدی‌تر محول شود و آن‌ها بسیار سطحی عمل کنند و اهمیتی برای چشم‌انداز و مأموریت مشتری قائل نشوند.
  6. خلاقیت محدود
    ممکن است آژانس دیجیتال مارکتینگ رویکرد «یکی برای همه» را برای مشتریانش انتخاب کند و زمانی را برای کشف و به‌کارگیری خلاقیت مناسب و مخصوص برای تبلیغ بهتر زمینۀ کاری مشتریانش در نظر نگیرد. درنتیجه برای همۀ مشتریانش یک نسخه بپیچد و یک حرف تکراری را به همۀ آن‌ها بزند. برای مثال، اگر آژانس قبلاً کمپین موفقی را برای شرکت یا محصولی شبیه به شما کار کرده باشد یا یک آژانس تبلیغاتی دیگر کمپینی نظیر محصولتان را تبلیغ کرده باشد، ممکن است کار محصول شما را نیز به همان شیوه پیش ببرد. درنتیجه، آژانس دیجیتال مارکتینگ ممکن است هیچ‌گونه تغییری در بازار ایجاد نکند و این می‌تواند نشان دهد که تبلیغاتتان نامناسب و بدون کارایی است و زمان و هزینه‌تان تلف شده است. یا مثلاً ممکن است کمپین‌های تبلیغاتی و ایده‌های خلاقانه‌ای که آژانس دیجیتال مارکتینگ پیشنهاد می‌کند، منعکس‌کنندۀ چشم‌انداز و ارزش‌های مشتری مدنظر نباشد.
  7. قول‌های بی‌عمل
    معمولاً آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ برای گرفتن کار و کسب رضایت مشتریان، قبل از عقد قرارداد قول‌های بزرگ و اعتماد‌جلب‌کن می‌دهند، اما بعد از عقد قرارداد و اجرای کمپین، از قول‌هایی که داده‌اند و عملی نشده عقب‌نشینی می‌کنند. البته آن‌ها آن‌قدر استاد هستند که مو لای درز کارشان نرود و هیچ قول تضمینی به شما نمی‌دهند و با استفاده از عبارات «اگر»، «شاید» و «احتمالاً» بار مسئولیت را از روی دوش خودشان به روی دوش احتمالات ریاضی می‌اندازند.
  8. فقط من فروش کنم
    بعضی آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ، مطابق درخواست مشتری کارشان را از ارائۀ هدفمند و منطقی کمپین‌ها و محتواها به‌سمت تبلیغات زرد و زودبازده با چاشنی کد تخفیف می‌برند، بدون اینکه اهمیت بدهند می‌تواند چه خطرهایی برای مشتری داشته باشد و چه لطمه‌ای به برندایمیج (Brand Image) او بزند. آن‌ها معمولاً به نیاز مشتری گوش نمی‌دهند و فقط می‌خواهند آن محصول و خدماتی که خودشان دارند به مشتری بفروشند. وقتی هم مشتری نیاز خود را می‌گوید و برای آن راه‌حل ندارند، باز از طریق دیگر می‌خواهند محصول و خدماتشان را راه‌حل شما نشان دهند؛ در‌صورتی‌که راه‌حل شما چیز دیگری است که آن‌ها ندارند. متأسفانه خیلی از آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ روح بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ را درک نکرده‌اند و فقط بلدند با یک سری ابزار دیجیتال کار کنند. آن‌ها سعی می‌کنند کار را در فروش رسانه خلاصه کنند و فقط بگویند ما این‌قدر منتشر می‌کنیم و این‌قدر بازدید می‌گیریم و… . چرا؟ «چون فقط من فروش کنم و سودم را بردارم، توی مشتری بمون واسه خودت!» درخصوص این موضوع سعید مسلمی با الهام‌گرفتن از فیلم مارمولک توییت کرده: «به تعداد آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ ایران، راه هست برای رسیدن به خدا.»
  9. از تخم‌مرغ تا جون آدمیزاد
    گاهی مشتری به‌خاطر نداشتن شناخت کافی از ظرفیت‌های آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ، همۀ نیازهای خود را به آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ منتقل می‌کند و آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ هم برای اینکه قصدشان فقط فروش بیشتر و کسب درآمد است، سعی می‌کنند برای همۀ نیازهای گفته‌شده راه‌حل ارائه کنند. به این ترتیب ناگهان به خودتان می‌آیید و می‌بینید آژانس دیجیتال مارکتینگ مدنظرتان دارد بیسکوییت و قهوۀ شرکتتان را هم تهیه می‌کند؛ چون خود را دلالِ درصدبگیر می‌داند تا یک متخصص! آژانس‌های بزرگ تبلیغاتی (به‌قول معروف ۳۶۰درجه)، خدمات دیجیتال مارکتینگ را فقط برای جوری جنسشان دارند و البته چون معمولاً کمپین‌های دیجیتال مارکتینگ را کنار کمپین‌های چندمیلیاردی محیطی به مشتری‌هایشان پیشنهادش می‌دهند، به‌راحتی می‌توانند یک قیمت نجومی برای همان کمپین دیجیتال بدهند که کنار آن چندمیلیاردی که برای تبلیغات محیطی‌شان می‌خواهند بگیرند، اصلاً به چشم نمی‌آید و متأسفانه هردو طرف هم راضی هستند.
  10. قیمت‌های نجومی
    متأسفانه چون صنف و نرخ مشخصی برای خدمات آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ در ایران نیست، معمولاً هر چقدر که بتوانند روی سرویس‌ها و خدماتشان سود می‌کنند. درواقع پولی که واقعاً از مشتری می‌گیرند بسیار بیشتر از نرخ‌های تعیین‌شدۀ رسمی است که اعلام می‌کنند. عموماً تعهد آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ روی Top-of-Funnel Marketing است و برای همین اصولاً میانگین کانورژن (Conversion) پایینی دارند. درواقع تمرکزشان بر دادن کلیک است و براساس کلیک کسب درآمد می‌کنند که این قضیه بعضاً می‌تواند حجم درخور توجهی از ترافیک بی‌کیفیت و… را ایجاد کند. برای همین جای خالی مدل‌هایی مثل CPA بیشتر احساس می‌شود که اگر هم ایجاد بشوند، اصولاً قیمت زیادی را در نظر می‌گیرند و اگر حاشیۀ سود تبلیغ‌دهنده زیاد نباشد، عموماً ROI مثبت نمی‌شود.
  11. نتایج نامشخص
    در همکاری‌ با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ، همیشه ریسک خطر وجود دارد؛ اینکه نتایجی از آژانس دیجیتال مارکتینگ دریافت کنید که با آن هدفی که مدنظرتان بوده کاملاً متفاوت باشد. آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ معمولاً بخش تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها را خیلی سرسری می‌گیرند و بیشتر تمرکزشان روی بحث آگاهی از برند است. برای دستیابی به موفقیت، باید هدف مشخصی را برای آنچه می‌خواهید انجام دهید، داشته باشید. بعضاً دیده شده که آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ گزارشی از کمپین‌های اجراشدۀ خود برای مشتری‌شان ارائه نمی‌کنند و مشتری هم پیگیر گزارش نمی‌شود. بعضی اوقات هم که گزارش ارائه می‌کنند و با داده‌هایی که خود مشتری در دست دارد متفاوت است، به مشتری پیشنهاد می‌کنند که مثلاً بیا پلن سه‌ماهۀ دوم را با هم اجرا کنیم که پول بیشتری از مشتری بگیرند و وقتی مشتری نه راه پس دارد نه راه پیش و مجبور می‌شود قبول کند، تازه موارد اصلی را در پلن دوم برای مشتری اجرا می‌کنند که مشتری هم احساس خوبی مثلاً به برنامه‌ریزی دقیق آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ داشته باشد.
  12. ما بهترین هستیم و بقیه هیچی نیستند!
    آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ در رقابت با هم برای جذب مشتری معمولاً سرویس‌های خودشان را رایگان یا با تخفیف‌های بسیار بالا و غیرمعقول ارائه می‌دهند و سعی می‌کنند از انتشار تبلیغات در کانال‌های انتشار، کمیسیون دریافت کنند. این موضوع باعث می‌شود رسانه‌ای انتخاب شود که خودشان به آن‌ها علاقه دارند و سود بیشتری برایشان دارد، نه رسانه‌هایی که برای اهداف مشتری بهترین گزینه هستند. در اکثر موارد هم این رسانه‌ها با جامعۀ هدف مشتری تطابق ندارند و تأثیری بر کسب‌و‌کار او نمی‌گذارند. یا مثلاً در جلسات مختلف از صفات عالی استفاده می‌کنند و می‌گویند ما خفن‌ترین و اولین و بهترین آژانس دیجیتال مارکتینگ ایران هستیم و رقیب‌های ما هیچی نیستند! کلاً اصول رقابت‌کردن را هم زیر سؤال می‌برند.
  13. اکانت منیجرهای روی مخ!
    خیلی‌وقت‌ها اکانت منیجرها برای جلب اعتماد مشتری از چاشنی دروغ و بزرگ‌نمایی استفاده می‌کنند. مثلاً فکر می‌کنند اگر بگویند می‌توانند کاری را با کیفیت خیلی خوب انجام بدهند، تمام مشتری‌ها را جذب خود می‌کنند؛ درصورتی‌که آمار و ارقام و تجربه‌های گذشته‌شان در اجرای کمپین‌ها بهتر می‌تواند اعتماد مشتری را جلب کند. یا مثلاً برای اینکه نشان بدهند خیلی پیگیر و به فکر مشتری هستند، تا زمانی که مشتری به آن‌ها پول نداده مرتباً با مشتری تماس می‌گیرند؛ اما امان از وقتی که مشتری پول بدهد، دیگر جواب زنگ او را هم نمی‌دهند؛ احتمالاً چون خیالشان راحت شده که دیگر پول مشتری را گرفته‌اند. اما این نکته را در نظر نمی‌گیرند که قرار نیست مشتری تنها یک بار با آن‌ها همکاری کند و باز هم از آن‌ها استفاده خواهد ‌کرد.
  14. اینفلوئنسرزدگی
    خیلی از آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ از میان تمام کارهای دیجیتال مارکتینگ، فقط اینفلوئنسرمارکتینگ آن را بلد هستند. به همین دلیل وقتی مشتری سرویس خاصی را برای شهر خاصی سفارش می‌دهد و آن شهر اینفلوئنسری در توییتر یا اینستاگرام و… ندارد، دچار چالش می‌شوند و کاسۀ چه کنم چه کنم دست می‌گیرند. آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ در فضای مجازی، برای جایگاه برند، هدف را در نظر نمی‌گیرند و خیلی‌وقت‌ها به وجهۀ مشتری ضربه می‌زنند. مثلاً یک محصول لاکچری را با یک اینفلوئنسر چیپ تبلیغ می‌کنند و درنهایت شاید به فروش منجر بشود، اما جایگاه برند زیر سؤال می‌رود. اگر خیلی بخواهند سر مشتری منت بگذارند و نخواهند از اینفلوئنسر استفاده کنند، پیشنهاد برگزاری مسابقه و هشتگ‌زدن می‌دهند و اصلاً مهم نیست مشتری چه کارکتری دارد و شخصیت آن چگونه است.
  15. خراب‌کردن ذهن کسب‌و‌کارها نسبت به دیجیتال مارکتینگ
    در اصل بهتر است هر کسب‌و‌کاری خودش کار دیجیتال مارکتینگ را انجام بدهد و نهایتاً در بعضی فرایند‌های تخصصی یا پیچیده از افراد خبره کمک بگیرد؛ چون خیلی‌وقت‌ها شده که آژانس دیجیتال مارکتینگ کار همان نیروی دیجیتال مارکتینگی را که در تیم مشتری نیست انجام می‌دهد و سرویس بیشتری به مشتری ارائه نمی‌کند.
  16. دهن‌لقی!
    احتمال دارد آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ رقیب مشتریان خود را هم در فهرست مشتریانشان داشته باشند. به‌خصوص اگر آژانس دیجیتال مارکتینگ مدنظر در ترویج و بازاریابی نوعی محصول تخصص داشته باشد، احتمال اینکه خیلی کمپین‌ها و ایده‌های شما شبیه رقیبتان بشود، وجود دارد. از طرف دیگر کارمندهای آژانس دیجیتال مارکتینگ ممکن است به‌صورت تصادفی، چیزهایی راجع به کمپین‌های قبلی مشتریانشان به دیگران بگویند و اثر تبلیغاتی آن را کاهش دهند یا داده‌های محرمانه‌ای را فاش کنند.

پیرو همین صحبت‌ها به سراغ میلاد صفایی، مدیرعامل آژانس دیجیتال مارکتینگ بومرنگ رفتم و مصاحبه‌ای را در همین خصوص انجام دادم که در ادامه می‌توانید آن را بخوانید.

در آژانس دیجیتال مارکتینگ بومرنگ، میلاد به همراه تیمش سعی می‌کنند که با استفاده از تجربیات، خلاقیت و دانششان به کسب‌و‌کارهای دیگر کمک کند تا تجربۀ بهتری از دنیای دیجیتال به دست آورند.

میلاد جان خودت را معرفی می‌کنی؟

من میلاد صفایی هستم، متولد ۱۳۷۱٫ دانشجوی رشتۀ صنایع بودم که ترم چهار با معدل ۱۹٫۵ از دانشگاه انصراف دادم؛ به‌خاطر اینکه فکر می‌کردم دانشگاه واقعاً در زندگی آدم تأثیر ندارد؛‌ البته تأثیرات به‌خصوصی برای عده‌ای دارد؛ اما در حوزۀ کاری ما نه چندان. آن زمان با چیزی به اسم استارتاپ ویکند آشنا شدم. به دنبال برگزار‌کننده‌های استارتاپ ویکند در کانون کارآفرین رفتم. همان زمان ایمیلی به این مضمون برای آن‌ها فرستادم: «برای من خیلی جذاب است در اکوسیستم شما باشم و از بچگی هم دوست داشتم که یک شرکت برای خودم بزنم و آدم‌ها را بیارم آنجا تا بتوانند کار کنند و یاد بگیرند.» بعد با حمیدرضا احمدی آشنا شدم و او در جواب ایمیل من گفت: «تو خیلی جوانی و من تو را به شرکت دوستم، ای نتورک، معرفی می‌کنم.» بعد از اینکه با شایان شلیله، مدیرعامل ای نتورک و ریحانه خلیل‌پور، مدیر منابع انسانی ای نتورک، مصاحبه کردم و همکاری من شروع شد، با گذشت زمان فهمیدم که واقعاً تبلیغات آنلاین یک چیز واقعی است و خیلی از کسب‌و‌کارها هم حاضرند برای آن پول خرج کنند و خوب هم می‌توان از آن پول در‌آورد.

از کی علاقه‌مند شدی که به‌سمت دنیای دیجیتال مارکتینگ بیایی؟

تا قبل از استخدامم در ای نتورک که در فروش حضوری کاله کار می‌کردم، فکر می‌کردم فروش و بازاریابی هر دو یک چیز است؛ اما وقتی به ای نتورک آمدم، فهمیدم که نه، این دو، دو چیز مجزا هستند. یادم است اواخر سال ۱۳۹۳ برای اولین‌بار واژه‌های دیجیتال مارکتینگ و سئو و تبلیغات آنلاین را شنیده بودم و کلاً به این مجموعه دیجیتال مارکتینگ می‌گفتند. سال ۱۳۹۴ سرپرست فروش ای نتورک شده بودم و خب خیلی از وقت من بیرون از شرکت سپری می‌شد. آن موقع بود که در ارتباطم با کسب‌و‌کارهای مختلف فهمیدم که دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین چقدر برای آن‌ها جذاب است. با گذر زمان دیدم فقط تبلیغات آنلاین مهم نیست، بلکه ایمیل مارکتینگ، کانتنت مارکتینگ و سوشال مدیا مارکتینگ و… هم مهم هستند و آن‌ها هم باید در کنار سئو و دیجیتال مارکتینگ باشند تا مجموعۀ کاملی بشوند.

مهر ۱۳۹۵ از ای نتورک بیرون آمدم و حدود ۶، ۷ ماهی برای کسب‌و‌کارهای مختلف مشاوره می‌دادم و آنجا باز به نیازهای جدیدی از سمت کسب‌و‌کارها برخوردم. درنهایت با این تجربیات تصمیم گرفتم یک گروه اجرایی دیجیتال مارکتینگ راه‌اندازی کنم. بهمن ۱۳۹۵ به همراه دو نفر از دوستانم کاری را شروع کردیم به اسم بومرنگ.

مهم‌ترین عیب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان کارمند چیست؟

یکی از سختی‌های کارکردن در آژانس دیجیتال مارکتینگ این است که شما وارد حوزه‌ای می‌شوید که هنوز در ایران به بلوغ کامل و ساختار مشخصی نرسیده. کارمندهای آژانس‌های دیجیتال مارکتینگی که براساس نیاز مشتری قدم برمی‌دارند، از امنیت شغلی خوبی برخوردار نیستند. اگر قرار باشد امنیت شغلی را این‌طور تعریف کنیم که باید هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید، باید بگویم از امنیت شغلی بسیار خوبی برخوردارید؛ چون آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌خاطر ماهیتشان مجبورند هر روز یک چیز جدید به محصولات و خدماتشان اضافه کنند تا از رقبایشان عقب نمانند.

مهم‌ترین عیب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان ‌ناشر چیست؟

رابطۀ خیلی بدی بین ناشران و آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ وجود دارد؛ آن‌ هم به‌خاطر تقلب‌هایی است که معمولاً از سمت ناشران انجام می‌شود و این ذهنیت بد و منفی را برای آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ ایجاد کرده است. خیلی‌وقت‌ها به تجربه دیده بودم ناشران برای اینکه رقیبشان را تخریب کنند ترافیک فیک روی رسانه‌شان می‌فرستند و این وسط آژانس دیجیتال مارکتینگی که به مشتری خود قول داده، بدقول می‌شود. در چنین شرایطی نه می‌شود یقۀ آژانس دیجیتال مارکتینگ را گرفت نه آن رسانه را؛ چون مقصرش کس دیگری است که عملاً نمی‌شود یقه‌اش را گرفت.

به نظر من، در ایران به‌ دلایل مختلفی مثل محدودیت‌های تکنولوژی و… پلتفرم هوشمندی مثل Facebook Ads Work و Google Ads Works و… نداریم. اینکه می‌گویم هوشمند نیستند، یعنی دقیقاً نمی‌توانند مخاطب هدف را تارگت کنند و بیاورند به‌سمت مشتری. مثلاً می‌بینید در سایت خبری، اسباب‌بازی تبلیغ می‌شود.

مهم‌ترین عیب همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به‌عنوان مشتری چیست؟

معمولاً انتظار می‌رود که این همکاری بین مشتری و آژانس دیجیتال مارکتینگ باشد؛ اما عملاً این خط به یک مثلث تبدیل شده که ضلع سوم آن را مدیرهای دیجیتال مارکتینگ شکل می‌دهند و معمولاً اولویتشان پیش‌بردن اهداف کسب‌و‌کار نیست و بیشتر تبلیغاتی را انجام می‌دهند که باعث پرسونال برندینگ شخصی خودشان می‌شود. اینکه منافع شرکت در اولویت نیست و سلیقۀ شخصی در اولویت است، مشتری و آژانس دیجیتال مارکتینگ را به چالش می‌کشاند.

در آخر تشکر می‌کنم که پذیرفتی در این مصاحبه علیه صنعت خودتان صحبت کنی. به‌عنوان حرف پایانی توصیه‌ای به کسب‌و‌کارها برای همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ نداری؟

برای اینکه آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ، کار دیجیتال مارکتینگ خوبی برای کسب‌و‌کارها انجام بدهند، باید زمان مناسب و کافی را در اختیار داشته باشند تا بتوانند مطالعۀ خوبی دربارۀ نیازهای کسب‌و‌کارها داشته باشند. آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ بالقوه نمی‌توانند در بازه زمانی کوتاه بازوهای فکری و استراتژی برای کسب‌و‌کارها باشند و فقط می‌توانند بازوی اجرایی باشند. فقط در طولانی‌مدت است که می‌توانند بازوهای فکری و استراتژی در کنار بازوی اجرایی باشند.

پیشنهادم به کسب‌و‌کارها این است که به‌صورت ترکیبی از آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ استفاده کنند و به‌صورت انحصاری با یک آژانس دیجیتال مارکتینگ کار کنند تا ببینند کدام آژانس دیجیتال مارکتینگ برای اهدافشان خروجی بهتری دارد.

1)JDM Digital

2)Bizfluent

3)Learn Marketing

4)Quora

5)Ezilon

6)Authentic F&F 1

7)Authentic F&F 2

8)Cram

9)کروشه

10)یار اپلاس

پیوند کوتاه: https://www.nima.today/Ixudp

منابع   [ + ]

۱۵ دیدگاه

  1. جالب بود به نظرم. فقط در مورد هشتمین مورد معایب کار به عنوان کارمند خواستم این مورد رو بگم که اولا این عیب که “نوع تبلیغات توسعه پیدا نمیکند” رو فقط نمیشه مربوط به آژانس مربوط دونست. یه بخش زیادی از دلیل این عدم توسعه برمیگرده به ذهنیت مشتری که فقط یه نوع خاص از تبلیغات رو فکر میکنه براش جواب میده مثلا در مورد ریتارگتینگ که به تازگی داره تو دیجیتال مارکتینگ ایران رونق پیدا میکنه عملا بالای ۶۰درصد آدمها موقعی که پیشنهاد استفاده از اون رو از ما دریافت میکنن به خاطر عدم شناخت کافی تمایلی ندارن.

  2. نیما جان مطلبت واقعا جامع و کامل بود و کلی لذت بردم.
    در مورد اصرار آژانس‌ها برای برگزاری جلسه خیلی خوب گفتی، اینقدر سطح جلسات بی کیفیت برگزار میشه که آدم پیشمون میشه از جلسه.
    تنها چیزی که در جلسات درخواست میکنن بودجه زیاد هست، جالب اینجاست وقتی در ازای بودجه زیاد یک شرط میزاریم قبول نمی‌کنن و زیر بار مسئولیت نمیرن! انگار مشتری فقط قراره سود و هزینه‌هاشون را تامین کنه.

  3. هر روز با یک چالش جدید مواجه میشی که اگه تنوع رو دوست داشته باشی خوبه اما مدام از یک کار به کار دیگه‌ای می‌پری و تمرکزت رو روی یک کار خاص از دست می‌دی، اینه که نمی‌تونی کار رو با کیفیت دلخواهت به سرانجام برسونی. اگه بلاگر باشی هم که وقتی برای تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات نداری، به یک ترجمه و نهایتاً بومی‌سازی سطحی کفایت می‌کنن و در جواب اینکه بهتره وقت بیشتری براش گذاشته بشه، اینو می‌شنوی که نه، کارای مهم‌تری داریم! جای پیشرفتت هم کمتر از دپارتمان دیجیتال مارکتینگ یه واحد صنعتیه، چون وظایفت محدودن! اما فرصت آشنایی با آدمای کلیدی، همکاری در پروژه‌های بزرگ و تجربه همکاری با آدمای حرفه‌ای رو داری و هر روز درگیر فکر و خلاقیتی. بحث پرداختی‌هارو هم اگر نادیده بگیریم، انعطاف کاری جذابیت زیادی داره که باعث میشه تو بخوای توی اون جمع بمونی ولی خب این حس چندان پایدار نیست و ممکنه زود خسته شی و بخوای که جمع رو ترک کنی.

  4. ممنون نیما جان بخاطر وقتی که میزاری محتوایی تولید می‌کنی که ناب و بی رقیبه.
    فقط تو مصاحبه ۲ تا لینک هست که فکر می‌کنم باید تایتلشون تصحیح بشه:
    Google Ads works
    Facebook Ads works
    با توجه به متن انگار که به عنوان اسم سرویس معرفی شدن نه داکیومنت اون.
    مرسی 🙂

  5. سلام
    خداقوت نیماجان
    یک کوآلیتی کانتنت روز آدمو میسازه!
    فقط مواظب باش از کنار آژانس‌ها نگذری تا یه مدتی که با اسنایپ منتظرتن ؛)

    اما فارغ از شوخی، خوبه که راهکارهایی هم برای بهبود وضعیت و شرایط آژانسها و ذینفعانش ارائه بدیم
    مثلا یکیش اینکه به آموزش اهمیت بدن و بلاگهاشونو قوی کنن و فقط با تیتر جذاب نویسی مخاطب نگیرن!

    تجربه نگاری کنند و کنیم! و case study بنویسن و بنویسیم (البته با حفظ محرمانگی)، فقط جلوی پاشونو نبینن بلکه کانتنت مارکتینگ و اینباوند مارکتینگو اول برای خودشون اجرا کنن.

    البته که شرایط کشور و اوضاع دانش و فرهنگ مشتری و ناشر و آژانس به نوعی در یک طیف و یک سطح هست و اینجوری نیست که همه چیز تقصیر آژانس‌ها باشه
    اما خب چون آژانسها ابزار و نیروی انسانی دارن باید از خودشون شروع کنن
    تبلیغ نمیکنم ولی آکادمی تپسل و بلاگ نوین دو نمونه خوب در تولید محتوا هستند که قبلا خود شما هم معرفی کردیشون…

    1. قربانت حسین جان، من قول میدم که هفتۀ بعد هم مزایای همکاریش رو منتشر کنم که دفع بشه :))
      متاسفانه این مشکل هست که اگه بیل زنن باغ خودشون رو اول باید بیل بزنن اما خب یواش یواش میشه این بازار رو ساخت و آموزش داد.

  6. روز بخیر نیما جان
    خیلی ممنون بابت به اشتراک گذاری این مطلب مفید، البته شما از دیدگاه شرکت های فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ به مضوع نگاه کردین، این مشکل و مشکلات این چنینی در شرکت های تبلیغاتی هم به چشم می خوره که مطمئنا اگر کمتر نباشه بیشتر هم هست.
    اما موضوع حوزه دیجیتال مارکتینگ به دلیل جدید بودن مباحث در ایران و عدم شناخت شرکت های تقاضا کننده و همچنین نیاز های اولیه از شرکت های ارائه دهنده خدمات دیجیتال مارکتینگ نمود بیشتری داره، چون شناخت این حوزه از طرف صاحبین کسب و کار فقط خلاصه می شه به وب سایت و یه دونه شبکه اجتماعی به نام اینستاگرام که در این موارد هم وضعیت وب سایت های شرکت های داخلی کاملا مشخصه اما گاها توی شبکه های اجتماعی به صورت جسته و گریخته حرکت های زیبایی رو شاهد هستیم.
    خیلی از مواردی که نام بردی درد مشترک توی جامعه تبلیغاتی کشوره نه فقط حوزه دیجیتال مارکتینگ، اسامی آنچنانی با لقب های عجیب و غریب و خدمات گاها عجیب تر از این دو که به جز سردرگمی، پیچیدگی و بی سوادی چیزی رو به ارمغان نمی آره.
    با سپاس

  7. ممنون از شما بخاطر مقاله پر بار و مفیدی که منتشر کردی.
    من چند ماهی در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ فعالیت داشتم. وقتی به معایب همکاری با این آژانس‌ها به عنوان کارمند اشاره کردی، به خوبی دو مورد اول(خصوصاً عدم آموزش کافی) برام مصداق داشت. مشکلی که خودم به شخصه در اون زمان باهاش مواجه شدم، بحث چند وظیفه‌ای بود؛ با این توضیح که مثلاً به عنوان یک کارمند تولید محتوا علاوه بر انجام این کار در چارچوب وظایف، ازت انتظار دارن هر کار دیگه‌ای که میتونه اونارو به اهدافشون برسونه، با هزینه کم و همان حقوق ثابت قبلی انجام بدی 🙂
    با تشکر

  8. سلام نیمای عزیز
    از مقاله ات لذت بردم و فهمیدم انتظاری که براش کشیدم ارزشش رو داشت
    خیلی جنبه های خوبی رو اشاره کردی واقعیت هم اینه که ما که توی مارکت داریم کار می کنیم با این آژانس ها چه به صورت کارمند یا تبلیغ دهنده و تبلیغ گیرنده، هوشمند نبودن رو به وضوح داریم میبینیم. به نظرم صنفی هم هستن که نظارت روشون نیست و قیمت ها خیلی عجیب و غریب شده توی هر حوزه ای از کلیکی و بنر و گرفته تا حتی اینفلوئنسر مارکتینگ و غیره.
    حتما مقاله ات رو توی لینکداین شیر می کنم شاید یه کوچولو کمک کنم آدمای بیشتری هم بخوننش گرچه شما خودت فیمس ترینی :دی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *