«هکسره» چیست؟ نحوۀ صحیح به کار بردن آن چگونه است؟

تابه‌حال شده که بین استفاده از «کسره» و حرف «ه» شک کنید و ندانید که چه زمانی هریک از آن‌ها را به کار ببرید. در این بلاگ‌پست یک بار برای همیشه مشکل هکسره را برای شما حل می‌کنم.

استفادۀ غلط و نابجا از نقش‌نمای اضافه در نوشته‌های فارسی و نوشتن آن به‌صورت زبان محاوره‌ای، خصوصاً در نوشته‌های آنلاین رایج است. عموماً این خطا در استفاده از حرف ه به‌جای کسره و بالعکس مشاهده می‌شود. برای مثال استفاده از عبارت «کتابه من» به‌جای شکل صحیح آن که «کتاب من» یا «کتابِ من» است. در انتهای جمله نیز گهگاه به‌جای استفاده از «ه» بدل از «هست» یا «است» ممکن است به‌اشتباه کسره استفاده شود.

‏‎هکسره عنوانی ابتکاری است که اشاره دارد به اشتباه‌های املایی در نوشتن ه و کسره. هکسره بیشتر از آنکه ‏‎غلط املایی باشد، ناشی از ضعف فهم دستور زبان فارسی و تشخیص نادرست صفت و موصوف و مضاف و مضاف‌الیه است. هکسره به زبان ساده یعنی هیچ‌وقت و تحت هیچ شرایطی، آخر جمله کسره نمی‌آید.

این عنوان خلاقانه را برای اولین‌بار در ۱۸فروردین۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۱۸ وحید آنلاین در کانال تلگرام خود با نقدی به کپشن عکس اینستاگرام داوود معرفی کرد.

وحید می‌گوید: «‏‎خیلی فکر کرده بودم که چه اسمی روی این معضل بگذارم که بشه راحت بهش ارجاع داد تا اینکه یک روز به ‎#هکسره رسیدم. مثل خیلی از هشتگ‌های دیگه اولین‌بار در تلگرام ازش استفاده کردم به این امید که توییت هم بشه.»

تنها ‏بعد از گذشت ۵ دقیقه در ساعت ۲۱:۲۳ دقیقه امیر صادق‌پور در توییتی مستقیماً به ‎هکسره اشاره می‌کند.

سایر کاربرها در فضای مجازی نیز به کمک همدیگر این جریان را ادامه‌دار می‌کنند.

وحید آنلاین کیست؟

وحید آنلاین نام مستعار یک شهروند کنجکاو اینترنت است. برخی رسانه‌ها او را «وحید حقیقت‌طلب» معرفی کرده‌اند. او یک گیک خبری است و بسیاری از دنبال‌کنندگانش از او به‌عنوان منبع اخبار و اطلاعات روز یاد می‌کنند. قبل از این نام او Vahid HT بود که از حدود سال ۲۰۱۱ به Vahid Online تغییر نام داد.

وحید آنلاین به‌تنهایی یک خبرگزاری است. سریع‌ترین اخبار و اطلاعات را در حوزه‌های مختلف می‌توانید از جانب او دریافت کنید. کاربران زیادی اخبارشان را با او در میان می‌گذارند تا منتشر کند. کاربران زیادی نیز به امید بازنشر مطالبشان توسط وحید، او را در مطالبشان تگ می‌کنند.

وحید آنلاین قضاوت نمی‌کند. او مطالبی که به نظرش مهم می‌آید و موضوعات اساسی‌ای را که مهجور واقع شده‌اند، در شبکه‌های اجتماعی خود مانند توییتر و اینستاگرام و تلگرام منتشر و بازنشر می‌کند. وحید دربارۀ خودش این‌گونه می‌نویسد:

«بسیار بیشتر از اینکه حرفی بزنم، سعی می‌کنم از خبر‌ها و نظرهای مختلف مردم باخبر شوم و بقیه را باخبر کنم. تلاش می‌کنم بدونم چه خبره و مردم چی میگن. خبرگزاری نیستم. فقط بعضی از چیزهایی که می‌خواستم یکی به خودم نشون بده رو می‌گذارم. من نمی‌خوام وحید آنلاین از هویت یک شهروند اینترنتی که چشمش به رسانه‌هاست خارج بشه.»

هکسره چیست؟

عطیه طائب، دانشجوی کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و ویراستار، در یادداشتی به کارکرد غلط «ه» پرداخته است که در محاوره به‌جای نقش‌نمای اضافه‌ (کسره) جایگزین فعل «است» می‌شود. این یادداشت را می‌توانید در ادامه بخوانید. البته با هدف بهتر جا‌افتادن موضوع توضیحات بیشتری را در کنار صحبت‌های خانم طائب به این مقاله اضافه کردم.

پیش از هر چیز بد نیست یادآوری کنم که آوای /e/ در پایان واژه‌های زبان فارسی دو نمود خطی و حداقل چهار کاربرد زبانیِ متفاوت دارد:

  1. نقش‌نمای اضافه که به‌صورت «کسره» ظاهر می‌شود: دوستِ تو، مثلِ من، کتابِ خوب، فروغِ فرخزاد؛
  2. به‌جایِ «است» و برخی حروف آخر در زبان گفتاری که به‌صورت «ه» ظاهر می‌شود: حالم خوبه، می‌خوره، اگه؛
  3. نشانۀ معرفه در زبان گفتاری که به‌صورت «ه» ظاهر می‌شود: دختره، پسره، مغازه‌داره؛
  4. پسوند در انتهای اسم‌ها و صفت‌ها که به‌صورت «ه» ظاهر می‌شود: دهنه، انگیزه، روزنه.

در چند سال اخیر و با روندی روبه‌رشد، شاهد کاربرد نابجا و نادرست نقش‌نمای اضافه و «ه» بوده‌ایم. کاربرد نا‌بجایی که به‌نظر می‌رسد صدای روشن‌فکران، زبان‌شناسان، ویراستاران، کاربران شبکه‌های مجازی و در یک کلمه، مردم را درآورده است. در این میان، با افزایش محبوبیت شبکه‌های اجتماعیِ مبتنی‌برنوشتار، دیگر با مشکلی ساده مواجه نیستیم و می‌توانیم با خیال راحت از نوعی بحران حرف بزنیم. البته بحرانی که هیچ اجماع نظری بر سر بحران‌بودن آن وجود ندارد. مثلاً با جست‌وجوی هشتگ هکسره در توییتر فارسی و با نگاهی گذرا به آرای کاربران، کاملاً روشن می‌شود که این مسئله نزد همه مشکل تلقی نمی‌شود و حتی بعضی آن را مسئله‌ای حقیر و ناچیز می‌شمرند.

«حداقل» چهار تکواژ برای صدای e یا همان کسره داریم:

  1. اضافه: دست شما، مثل من، کتاب خوب، فروغ فرخزاد.
    • درست: جان من فدای خاک پاک میهنم
    • نادرست: جانه من فدایه خاکه پاکه میهنم
  2. به‌جای «است» و برخی حروف آخر کلمه‌ها در فارسی محاوره: حالم خوبه، می‌خوره، اگه.
    • درست: یه امشب شب عشقه، زمونه رنگارنگه
    • نادرست: یِ امشب شب عشقِ، زمونه رنگارنگِ
  3. نشانۀ معرفه در فارسی محاوره‌: دختره، پسره، مغازه‌داره.
    • درست: خونۀ مادربزرگه هزار تا قصه داره
    • نادرست: خونۀ مادربزرگِ هزار تا قصه داره
  4. پسوند در انتهای اسم‌ها و صفت‌ها: دهنه، انگیزه، روزنه.
    • درست: صد دانه یاقوت، دسته‌به‌دسته
    • نادرست: صد دانِ یاقوت، دستِ به دستِ

خود من در اندک‌جست‌وجویی به توییت‌هایی برخوردم که ذکر چند نمونه‌شان در اینجا خالی از لطف نیست. مثلاً آزاده مظفری نوشته: «هرکی هرجور دوست داره، می‌تونه زندگی کنه و بنویسه و حرف بزنه. اصلاً به ما چه!؟» و کاربر دیگری، با عصبانیت، در جواب کسی که رعایت هکسره را به او تذکر داده، گفته: «ای درد و هکسره […] این مسخره‌بازی چیه راه انداختین؟ زبون عامیانه (!) رو هرکی هرطور دوست داره تایپ می‌کنه.» کاربر دیگری از جریان مقابل هم گفته: «خیلی دلم می‌خواد با کسایی که هکسره رو رعایت نمی‌کنن قطع‌ رابطه کنم؛ منتها، ان‌قدر زیادن که می‌ترسم تو تنهایی بمیرم!»

خلاصه، دعواهایی شبیه به این در شبکه‌های اجتماعی آن‌قدر زیاد است که پرداختن به آن‌ها وقت و انرژی بسیاری می‌طلبد و خیلی از کاربرها وحید آنلاین را در زیر این سوژه‌ها منشن می‌کنند تا به مشکلات هکسره بپردازد؛ چون او پایه‌گذار این عبارت بود.

اما نکتۀ مهم اینجاست که این کاربرد غلط منحصر به حوزۀ مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی نیست. این روزها کافی است نگاهی به بیلبوردها و تابلوهای تبلیغاتی شهر بیندازیم تا به عمق فاجعه پی ببریم.

یک روز در تایم لاین دیدم فرزانه قبادی عکسی از عرشۀ تبلیغاتی با عنوان «کی املاش بیسته» توییت کرده. کلاً هنگ کرده بودم!

جایی دیگر دیدم کاربری به نام مارال عکسی از لایت‌باکس تبلیغاتی انتشارات گاج را توییت کرده و در توضیحاتش نوشته که اشکال هکسره را تلفنی به آن‌ها تذکر داده و از طرف انتشارات گفتند: «از لحاظ طراحی اینجوری قشنگ‌تره!»

در خیابان یوسف‌آباد تهران، رستورانی هست با نام پُرمغزِ «بیست‌تیکِ» که مشخص نیست دربارۀ «تکّه» صحبت می‌کند یا «تیک». البته بعید است شکم گرسنه به این مسائل توجه کند. عکس زیر را کاربری به نام نیمه هادی توییت کرده است.

سؤال اینجاست که آیا اساساً چنین ابتکاری، به‌شرط آنکه ناشی از کم‌سوادی مبتکر موردنظر نباشد، می‌تواند جذاب باشد یا خیر. مسلماً درصورت پذیرش فرضیۀ جذابیت، ناچاریم به این موضوع بیندیشیم که دست‌بردن در حافظۀ بصری میلیون‌ها نفر چه عواقبی می‌تواند داشته باشد و درصورت داشتنِ مجوز برای چنین دستکاری‌هایی، معیار ما در هنگام واکنش چیست. درست است که در عرصۀ تبلیغات، خلاقیت و خرق‌عادت، پسندیده بوده و جزم‌اندیشی ناپسند است، اما به ‌نظر می‌رسد این موضوع، در آینده ما را با مشکلات بزرگ‌تری مواجه کند.

کاربر دیگری به نام بابای بیتا غلط هکسرۀ دیگری را از بیلبوردهای تبلیغاتی توییت کرده بود.

در جست‌وجوی مواردی شبیه به این، آنچه بیشتر از بقیه نظرم را به خود جلب کرد، شعار تبلیغاتیِ مارک بیک (Bic) بود: «فقط بیک مثل بیکِ». این عکس را هم کاربری به نام مورات توییت کرده.

جالب اینجاست کار به جایی رسیده که حتی از تولیدکنندۀ خودکار و مداد نیز نمی‌توانیم انتظار درست‌نویسی داشته باشیم. طبیعتاً طراح آرمِ این کارخانۀ اسم‌ورسم‌دار، برای نجات زبان فارسی حاضر به تغییر این آرم نخواهد شد. اگرچه هیچ‌کس نیز او را مجبور نخواهد کرد.

اما این غلط‌نویسی‌های هکسره‌ای تنها به فضای مجازی و بسترهای آفلاین تبلیغاتی ختم نمی‌شود. بلکه همان‌طور‌که می‌بینید، میثم جان عکسی از پشت‌نویسی یک خاور گذاشته که «بترس» را «به ترس» نوشته! یعنی غلط هکسره در پشت خاور هم مشاهده می‌شود!

مریم با توییتی به غلط هکسره در کتاب نگارش پایۀ دهم برای تمامی رشته‌ها (ص ۷۷) اشاره کرده است.

به‌راستی که در این یک مسئله هیچ بخششی جایز نیست. گویی بخواهیم همۀ آنچه ریسیده بودیم، به‌ یکباره پنبه کنیم. با خود زمزمه می‌کنم: «مؤلف کتاب نگارش… پایۀ دهم… این میزان بی‌دقتی و بی‌سوادی… نه نه!… هرگز باور نمی‌کنم.» انگار در چاهی افتاده‌ایم که هیچ مفری ندارد. وقتی در یک کتاب درسی چنین اشتباه فاحشی رخ دهد، از طراح آرمِ کارخانۀ بیک و تابلوهای تبلیغاتی و توییت‌های مردم چه انتظاری می‌توان داشت؟ آیا گوشزد‌کردن فایده‌ای دارد؟ آیا دردی را درمان می‌کند؟ شاید!

اما این هکسرۀ لعنتی به همین جا و بین مردم عادی در فضای مجازی و طراح‌های بیلبوردهای تبلیغاتی ختم نمی‌شود، بلکه در زیر پوست افراد مشهور کشورمان مثل بازیگران و خواننده‌ها هم نفوذ کرده است. در توییت زیر که مریم مؤمنی در توییتر خود گذاشته، غلط فاحش هکسره را از خانم ساره بیات می‌بینید.

بعد از این ماجرا پوستر آهنگ گروه موسیقی هورش باند نظرم را به خود جلب کرد. اعضای این گروه نام آهنگ خود را «مثله من باش» گذاشته بودند. متأسفانه متوجه شدم این کار در میان هنرمندان و به‌خصوص بچه‌معروف‌های فضای مجازی به‌شدت شایع است.

نیما جمالی، دانشجوی دکتری تمدن‌های خاورمیانه و خاور نزدیک دانشگاه تورنتو، می‌گوید: «پدیدۀ نوظهورِ هکسره، یعنی ه به جای کسرۀ اضافه که موضوعِ گفت‌وگوهای بسیاری شده است، یکی از مهم‌ترین نمودهای گرفتاری مخلِ خواندن است. در فارسیِ شکسته که هم «است» را، هم ـه معرفۀ فارسیِ گفتاری را ـه می‌نویسیم، حتا می‌تواند مانعِ خواندن شود. ـه یا آن‌طور‌که در دورانِ دبستان می‌گفتند ۀ آخرِ چسبان، در فارسی نمایندۀ سه صداست: ه مثلاً در نُه، فتحه مثلاً در نَه، کسره مثلاً در خانه. تا اینجا هنوز گرفتاری‌ای نداریم. گرفتاری آنجاست که یکی از مهم‌ترین تکواژهای وابستۀ فارسی کسرۀ اضافه است که به انتهای موصوف یا مضاف‌ می‌چسبد و بیان‌گرِ رابطۀ وصف بین صفت و موصوف (خطِ خوب) یا رابطۀ اضافی (خطِ تلفن) است. در کلماتِ مستقل صدای کسرۀ آخر را با ـه نشان می‌دهیم (خانه). اگرـه را ننویسیم، کلمۀ دیگری خواهیم داشت که در خوانش (خواندن) به ساکن ختم می‌شود (خان). استثنا کسرۀ اضافه است که با ـه نشانش نمی‌دهیم؛ چون جزء کلمه نیست. این تداخل علتِ زبان‌شناختیِ ظهورِ پدیدۀ هکسره است.»

به نظر من هم هرچه دیرتر جلوی این غلط را بگیریم، بیشتر به ضرر خودمان است؛ چون امروز اگر با هکسره نجنگیم، فردا باید با عکسره بجنگیم!

در ادامه به توییت‌های حمیدرضا پورنصیری و سعید متین توجه کنید.

اضافه‌شدن واژۀ «عه» به‌جای کسرۀ اضافه در زبان فارسی!

هکسره در زبان انگلیسی!

جالب است بدانید که در زبان انگلیسی هم مردم با چنین مشکل مشابهی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند. کاربر Nix می‌گوید: «اونام درگیر آموزش فرق بین your و you’re و… هستند». کاربر Mough در تأیید صحبت‌های کاربر Nix می‌گوید: «همین‌طور یادگیری Should have که خیلی از انگلیسی‌زبان‌ها به اشتباه می‌گن Should of». در سایت Lawless English می‌توانید توضیحات بیشتری را دربارۀ Should have و Should of بخوانید.

البته ما در ایران با مشکل هکسرۀ انگلیسی هم دست‌و‌پنجه نرم می‌کنیم. برای مثال این توییت ساما را ببینید.

 

آیا هکسره واقعاً گرفتاری است؟

بله، چون مخلِ مُفاهمه است. مخلِ مُفاهمه است، چون کسرۀ اضافه نقش دستوری بسیار مهمی در فارسی به ‌عهده دارد. تصور کنید که در انگلیسی of و s’ را نمی‌نوشتند و از خواننده می‌خواستند خودش حدس بزند که کجا باید of و s’ بگذارد. تازه این دو تکواژ انگلیسی کاربرد محدودتری دارند؛ چون فقط نشانۀ اضافۀ ملکی و تخصیصی‌اند، نه رابطۀ وصفیِ صفت و موصوف. علاج آن چیست؟ سال‌هاست کسانی برای اصلاح خط فارسی تلاش می‌کنند. برخی پیشنهاد داده‌اند که خط را از اساس عوض کنیم و مثل ترکی به خط لاتین یا مثل فارسی تاجیکی به خط سیریلیک بنویسیم. هرکدام از این پیشنهادها می‌تواند مناسب باشد؛ ولی هنوز عملی نشده‌اند. راه‌حلِ موقت آن است که از دورۀ دبستان از دانش‌آموزان بخواهیم که کسرۀ اضافه را بنویسند تا یاد بگیرند که کسرۀ انتهای کلمه کجا ـه است و کجا ـِ. نسل فعلی از‌دست‌رفته هم سعی کند عادت دیرین ننوشتن کسرۀ اضافه را ترک کند. ننوشتن چنین تکواژ مهمی منطقاً غلط است.

نتیجه‌گیری

به‌ نظر من کاربرد درست «ه» و «کسره»، با تمام اما و اگرهایی که تاکنون به‌ همراه داشته، می‌تواند برای ما در حکم مقیاسی عمل کند که دقت و حساسیت آدم‌های اطرافمان را با آن بهتر بسنجیم. تقریباً روزی نیست که اینستاگرام یا توییتر را باز کنم و حین گشتن در این شبکه‌ها، به کاربرد غلط ه و کسره برنخورم. شک ندارم برای دیگران هم همین‌طور است. طبیعتاً نمی‌توانیم با همۀ کسانی که خود را ملزم به رعایت هکسره نمی‌دانند، قطع‌ رابطه کنیم. باید در این خصوص انعطاف به‌ خرج دهیم. دوستی داشتم که می‌گفت دیدن این اشتباه در نوشتۀ کسی می‌تواند فرد خطاکار را درجا از چشمش بیندازد. با وجود اینکه دراین‌باره تجربۀ مشابهی داشتم، یقین دارم این ازچشم‌افتادن کمکی به حل بحران کنونی نمی‌کند. واقعیت این است که هنوز درست نمی‌دانیم منشأ این غلط‌نویسی و عادت‌کردن به آن چیست. البته اکثر مردم ورود زبان گفتاری به عرصۀ نوشتار و تایپ فینگلیش (Farsi + English = Finglish)، مخصوصاً بین فعالان فضای مجازی را مقصر می‌دانند. این افراد بر این باورند که در نسل دانش‌آموزان دهۀ ۵۰ و ۶۰ مسئلۀ هکسره به‌هیچ‌وجه دیده نمی‌شد. این مشکلی است که طی همین چند سال اخیر به وجود آمده است (الله اعلم).

وظیفۀ ما در برابر هکسره چیست؟

به‌هرحال، وظیفۀ تک‌تک ما که دستی در نوشتن داریم در پاسداری از زبانمان ایجاب می‌کند که به این خطاها حساس باشیم و از هیچ تلاشی برای اصلاح آن‌ها فروگذار نکنیم. تداوم این غلط‌نویسی تنها به‌ضرر خودمان نیست. فرزندان ما و نسل‌های آینده حق دارند از دستورخط یکدستی استفاده کنند. نباید این حق را از آن‌ها گرفت.

1)خوابگرد

2)دکتر سلام

3)خبرگزاری کتاب ایران

4)آپارات

5)قدس آنلاین

6)باشگاه خبرنگاران جوان

7)نیما جم

8)هم میهن

9)توانا

10)ثامن پرس

11)ایبنا

12)هشدار نیوز

13)فرهاد ارکانی

14)علی آجودانیان

15)مروارید زندیچی

16)قدس آنلاین

17)محمد عباسی‌فرد

18)موسسه نشر شهر

پیوند کوتاه: https://www.nima.today/2IvWp

منابع   [ + ]

۵ دیدگاه

  1. مطلب کامل و مفصلی بود. ولی هنوز و همیشه برای من سوال بوده که چطور شد که این طور شد؟ دلیلش چی بوده؟ من فکر می‌کنم شاید مهمترینش که از لحاظ زمانی هم جور بیاد، گسترش چت موبایلی باشه که بیشترین میزان محاوره‌نویسی اونجا اتفاق افتاد و میفته. یعنی پیش‌ترها توی وبلاگستان و اینترنت و ارسال و دریافت ایمیل به طور معمول رسمی می‌نوشتن همه. اما این چت‌های موبایلی که مردم شاید اولین بار در حجم وسیع توش محاوره‌ نوشتن رو شروع کردن، باعث تشدید و سردرگمی در نوشتن شد. شاید هم دلایل دیگه موثر باشه، مثل کیبوردهای فارسی موبایلها که جمع کثیری از فینگلیش‌نویس‌ها رو فارسی‌نویس کرد و بعدش با تجربهٔ فینگلیش‌نویسی «ه» و « ِ » به دردسر و گیجی افتادن که حالا فارسیش چجوریه!

    1. به نظر من باید به سمت ساده سازی زبان پیش بریم. استفاده از چند حرف با یک تلفظ (ز ذ ض ظ) و یا موارد اینچنینی فقط زبان فارسی رو برای افرادی که به یادگیریش علاقه دارن و یا حتی افرادی که ازش استفاده میکنن سخت میکنه. نمونش تو زبان های دیگه هم وجود داره مانند افعال ماضی که به صورت بی قاعده یا با قاعده تو زبان انگلیسی وجود داره که برای اکثر ما معضلی هست. درکل به نظر من بهتره اصول ثابتی برای اینگونه موارد وجود داشته باشه.

  2. مطلب جامعی نوشتید. سپاس
    ۴ نکته:
    ۱- برای اولین بار به واژه‌ی «عرشه‌ی تبلیغاتی» برخوردم. خیلی زیبا و گویاست و به نظرم خوبه که بتونیم با تکرار هرچه‌بیشتر این واژه در سطح وب، از کاربرد «بیلبورد» بکاهیم.
    ۲- فکر می‌کنم کاربرد «حمزه» با صدای «ی» از دستور زبان فارسی حذف شده و باید اصلاحی در این نوشتار اعمال کنید و حمزه‌ها را تبدیل به «ی» کنید. برای نمونه: «عرشۀ تبلیغاتی» بشود «عرشه‌ی تبلیغاتی»
    ۳- در نمونه‌هایی مانند «گاج» به نظر میرسه دلیل اینکه از «کسره» در پایان نام «گاج» استفاده کرده، این بوده که نخواسته اسم برندش رو خراب کنه و «گاج» را «گاجه» بنویسه.
    ۴-در مورد پیشنهاد جنابعالی مبنی بر اقدام به حذف حروف دارای تلفظ یکسان، لازمه یادآوری کنم که این تغییر برای ما گرفتاریهایی بوجود میاره که در طول زمان آزاردهنده‌تر از «مشکل فعلی» خواهد بود. گرفتاری اصلی این است که اشعار و نوشتارهای پارسی‌گویانی همچون «سعدی» و «حافظ» و «سعیدی سیرجانی» و… سرشار از این «حروفِ متفاوتِ دارایِ یک تلفظ» هستند و در صورتی که مثلا با یک «ز» نوشته بشن، ما را در درک نبوغ ادبی این افراد کم‌تر کامیاب خواهند گذاشت.
    نمونه:
    دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد/بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر

    در این بیت اگر «نظر» با «ز» یا «ض» نوشته شود، هیچ معنایی ندارد. با «ذ» تلفظ و معنای دیگری دارد.

    در نهایت نظر بنده اینه که بین «رسم‌الخط خوب» و «ادبیات غنی و زیبا» باید به یکی لبیک بگیم و دیگری رو به روال فعلی وابگذاریم.

    1. محسن جان وقتت بخیر، ممنون از اینکه وقت گذاشتی و مطالعه کردی.

      ۱٫ بله همین طوره. در صنعت چاپ هر کدام از محل‌های تبلیغات آفلاین یه اسم خاص به خودشون رو داره اما متاسفانه همه رو به اسم بیلبورد میشناسیم با هدف آشنایی بیشتر و جا افتادن اسامی درستش به عرشه اشاره کردم.
      ۲٫ این مورد قدیم درست بود که از «ۀ» استفاده بشه و چند سالی گفتن که باید از «‍ه‌ی» استفاده بشه و اخیرا دوباره به همون «ۀ» روی آوردن. اما خب چون اختلاف نظر و سلیقه در حوزۀ زبان فارسی زیاده این تفاوت‌های سلیقگی هم داخلش بیشتر دیده میشه.

      ممنون از توجهت محسن جان.

  3. آره موافقم. من بارها اتفاقن این رو گفتم که باید این کار بشه. خیلی‌ها هم البته قبل از ماها گفتن. حتی تو یکی از فونتهام همهٔ حروف هم‌صدا رو یکی کردم 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *