دربارۀ من

گاهی زندگی ما انسان‌ها دچار روزمر‌گی و رکود می‌شه؛ اما در بین این روزمرگی‌ها، بعضاً اتفاقاتی برای ما پیش میاد که باعث می‌شه توی ذهن ما ایده‌ای خلاقانه شکل بگیره. ایده‌ای که به نظر من، با خواست قلبی ما برای داشتن زندگی‌ای هدفمند و پویا رابطه‌ای مستقیم داره. زمانی که برای اولین‌بار تونستم به‌وسیلۀ اعتباری که در شبکه‌های اجتماعی خودم داشتم، جون یک آدم رو نجات بدم، قلبم سرشار از احساس رضایت، شعف و پیروزمندی بود. داستان من هم از همین جا شروع می‌شه.

مرسی گودر!

یک روز ظهر، بعد از تعطیل‌شدن از دبیرستانی که در اون درس می‌خوندم، ناگهان زنگ تلفنم به صدا در اومد. سعید بود؛ یکی از دوستان خوزستانیم. بعد از سلام و احوالپرسی گفت: «نیما، برای عمل جراحی خواهرم ۴میلیون کم دارم. خانواده هم پولی ندارن. نمی‌دونیم باید چیکار کنیم که این مشکل رو حل کنیم». در جواب دوستم گفتم: تمام مدارک پزشکیش رو برام بفرست تا توی «گودر» (گوگل‌ریدر) براش یه پست بذارم». مدارکش رو لازم داشتم؛ چون اعتمادکردن در فضای مجازی کار دشواریه. دوستم تمام اسناد و مدارک رو برای من ارسال کرد و من هم توی «گودر» خودم منتشر کردم. بعد از گذشت حدود ۱۰روز، مبلغ ۵.۳۰۰.۰۰۰ تومان جمع شد و مشکل دوستم برطرف شد. از روزی که واریزهای نقدی شروع شد، باورم نمی‌شد که برای تأمین هزینۀ عمل یک انسان، می‌شه در فضای مجازی از بقیه تقاضای کمک کرد، می‌شه روی کمک آدم‌ها حساب باز کرد و می‌شه آدم‌ها رو دوست داشت. اون روز «گودر» رو از هر چیز دیگه‌ای بیشتر دوست داشتم و بهش افتخار می‌کردم. اون روز بود که به قدرت اینترنت پی بردم و به اون علاقه‌مند شدم.

خداحافظ گودر…

گفتم گودر، ولی شاید بعضی از شما با «گودر» آشنا نباشید. گوگل‌ریدر را در ۷اکتبر۲۰۰۵، آزمایشگاه گوگل منتشر کرد. «گودر» درواقع یک سایت خبرخوان بود که می‌شد خبرهاش رو به‌صورت آنلاین و آفلاین مطالعه کرد. اون زمان در بین وبلاگ‌نویس‌ها و جامعۀ مجازی ایرانی، گوگل‌ریدر به «گودر» شهرت داشت. در مارس ۲۰۱۳ گوگل اعلام کرد که گوگل‌ریدر در ۱ژوئیه۲۰۱۳ به‌دلیل افت میزان کاربران، بسته خواهد شد. در حال حاضر هم اگر به صفحۀ Google Reader برید، با این پیغام رو‌به‌رو خواهید شد: «گوگل‌ریدر متوقف شده است. ما از همۀ شما طرف‌داران وفادارمون تشکر می‌کنیم و می‌دونیم که شما احتمالاً موافق این توقف نیستید. اما امیدواریم گزینۀ دیگه‌ای رو پیدا کنید و دوستش داشته باشید. همون‌طور‌که ریدر رو دوست داشتید. با احترام، گروه گوگل ریدر».

رفاقت و ارتباط (نتورک)

با کمک‌ها و راهنمایی‌های ابراهیم اسکندری‌پور و سینا شفیع‌زاده متوجه شدم که می‌شه با بهینه‌سازی فعالیت‌های اینترنتی، به درآمدزایی رسید و شغل ایجاد کرد. برای همین در دوران مدرسه، مطالعۀ خودم رو بیشتر کردم و بعد از گرفتن مدرک دیپلم به سربازی رفتم و هم‌زمان با این اتفاق، تصمیم گرفتم بازاریابی دیجیتالی رو به‌صورت حرفه‌ای شروع کنم.
در دوران سربازی شروع به خوندن کتاب‌های مختلف در‌این‌باره کردم. کتاب‌هایی مثل ادبیات تبلیغ، طراحی کمپین تبلیغاتی، ایدۀ عالی مستدام و… که توصیه می‌کنم تمام کسانی که به حوزۀ بازاریابی دیجیتالی و به‌خصوص بازاریابی محتوایی علاقه دارند، آن‌ها را مطالعه کنند.

زنده‌باد خودسازی!

در طول این دوران فهمیدم که خودسازی و هدفمندی، مهم‌ترین انگیزه‌هایی هستند که می‌توانند زندگی را جلو ببرند. وقتی استعدادهای خودتان را بشناسید و پیش بروید، کارها هم همان جوری که شما توقع دارید، پیش می‌رود. من فهمیدم آدم‌ها به اندازۀ لیاقتشان در زندگی موفقیت کسب می‌کنند؛ پس لایق آرزوهایتان باشید. پدربزرگم همیشه می‌گفت:

«اگه تو زندگیت به یه در خیلی بزرگ رسیدی که یه قفل بزرگ‌تر هم بهش زده بودن، نترس و ناامید نشو؛ چون اگه قرار بود اون در هیچ‌وقت باز نشه، حتماً به‌جاش یه دیوار می‌ساختن».

سوابق کاری

پی‌پینگ

(بهمن ۱۳۹۶ تا هم‌اکنون)
از بهمن ۱۳۹۶ تا امروز هم به‌عنوان «سرپرست بازاریابی دیجیتال» پی‌پینگ مشغول به کار هستم.

نظربازار

(مرداد ۱۳۹۶ تا دی ۱۳۹۶)
در این ۵ماه به عنوان «مدیر بازاریابی محتوا» با مدیریت‌کردن محتوای وبلاگ (از تولید تا انتشار) توانستم رتبۀ سئوی کلمات مدنظر را از صفحات مختلف گوگل به صفحات ۱ تا ۵ برسونم. به کمک همین محتواها و باتوجه به اصول بازاریابی ایمیلی توانستم بیش از ۲هزار ایمیل اختصاصی جمع‌آوری کنم.

نظربازار

(آذر ۱۳۹۴ تا مرداد ۱۳۹۶)
در این ۱سال و ۸ماه به عنوان «متخصص بازاریابی دیجیتال» با تمرکز بر شبکه‌های اجتماعی توییتر، لینکدین، فیس‌بوک، گوگل‌پلاس، اینستاگرام و پیام‌رسان تلگرام، سعی کردم دنبال‌کنندگان نظربازار را به بازدیدکنندگان سایت تبدیل کنم تا ترافیک ورودی از سمت شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان تلگرام روی سایت افزایش یابد.

چرا بلاگ شخصی دارم…

الگو گرفته شده از Logosol USA

من به چهار دلیل عمدۀ زیر بلاگ شخصی دارم:

  1. معمولاً وقت زیادی رو در اینترنت صرف خوندن مطالب جالب و هیجان‌انگیز می‌کنم و دوست دارم نتایج جست‌وجوهام رو بقیه هم ببینند. مثل مطلب چرا می‌گویند: «کبریت بی‌خطر»؟
  2. سعی می‌کنم جوابِ سؤال‌های پرتکراری که از من می‌پرسند در قالب یک مطلب منتشر کنم؛ چون شاید اون سؤال، سؤال خیلی‌های دیگه هم باشه. مثل مطلب مدیر بازاریابی محتوا کیست و چه کار می‌کند؟
  3. یک سری تجربیات و دانسته‌ها هست که همیشه در ذهنتونه و دربارش با بقیه حرف می‌زنید، اما در هیچ جایی جز ذهنتون ثبت نشده! پس بهتره که یک جا ثبت بشه. مثل مطلب خاطرات و تجربیات من از سربازی
  4. هر محتوایی کانال انتشارِ خاص خودش رو دارد. مثلاً توییتر یک نوع مطلب رو می‌طلبه و لینکدین یک نوع دیگه. بهترین جا برای آرشیوکردن تمامِ محتواهای تولید‌شده توسط من، بلاگ شخصی بود.