مانی شکیبایی

مانی شکیبایی

گاهی می‌نویسم، گاهی‌ می‌خوانم، گاهی می‌نوازم و در اکثر مواقع یاد می‌گیرم. رؤیاپردازم، شاید یک خورده زیادی! ولی جداً ادبیات، فرهنگ و سبک زندگی غرب و به‌خصوص شیوۀ زندگی آمریکایی برای من خیلی جذاب بوده. از بچگی رؤیای زندگی در آخرین طبقۀ یک برج در نیویورک را داشتم و همیشه می‌گفتم زمانی که به آن نقطه برسم، به‌جای تلاش‌کردن سعی می‌کنم دیگر از زندگی لذت ببرم. درسته که در طول سال‌ها واقع‌بین‌تر شدم و دیگر مانی رؤیاپردازی که رؤیاهای خیلی بزرگی داشته نیستم، اما لذت می‌برم از تصور خودم در آینده، آن هم در چنین منظره‌ای. در این سن و بعد از دیدن و تجربۀ خرده‌چیزهای مختلف، به این نتیجه رسیدم که آرامش مهم‌ترین اصل زندگیه؛ اینکه بتونی در یک شرایط سخت هم خوشحال باشی، با کوچیک‌ترین چیزها بخندی و از هرچیزی که داری لذت ببری، اون موقع هست که آرامش به سمتت می‌آد. پس منظرۀ الان من از آینده لبخنده، به هر شکلی و در هر مکانی که هست. لبخندی که روی صورت منه و تمام تلاشم را می‌کنم که یک روزی آن لبخند، آن لذت و آن خوشحالی را ببینم.
دکمه بازگشت به بالا