سحر محمدی

سحر محمدی

روزنامه‌نگاری خوندم، چون قرار بود خبرنگار بشم! ولی نمی‌دونم چرا از بازاریابی و فروش سر درآوردم. مدت‌ها بود احساس می‌کردم یک دختر قلم‌به‌دست گوشۀ روانم خودش رو به درودیوار می‌زنه که سحر بهم توجه کن! با این‌که برای دل خودم زیاد نوشته بودم، فهمیدم که وقتشه به نوشتن نزدیک‌تر بشم. از وقتی که محتوای متنی رنگ و بویی به خودش گرفته و همه‌جا توی بوق‌وکرنا فریاد می‌زنند که محتوا پادشاست، ارتباط من هم با Word و دکمه‌های کیبورد بهتر شده.
دکمه بازگشت به بالا