دانلود دفترچۀ هویت بصری نیماتودی

هویت بصری نیما شفیع زاده

نوروز امسال، یعنی سال ۱۳۹۹ که بیاید، تقریباً چهارسالی می‌شود که از اولین روز راه‌اندازی بلاگم می‌گذرد. در این مدت چیزهای زیادی را امتحان کردم و تجربه‌های بسیاری کسب کردم. فهمیدم که بلاگ‌داشتن فقط به‌معنی یک دامنه نیست، بلکه مخاطبان و منتقدانت در شبکه‌های اجتماعی دربارۀ بلاگت حرف می‌زنند، در دایرکت شخصی توییتر و اینستاگرام و تلگرام راجع به بلاگت به تو کامنت می‌دهند و… . در کنار تمام این صحبت‌هایی که شد، متوجه شدم نیما شفیع‌زاده‌ای را که می‌خواهم به‌عنوان بلاگر بشناسانم، فقط از طریق نوشته‌هایی که در بلاگم منتشر می‌کنم در ذهن مخاطبانم نمی‌شناسانم، بلکه تمام نوشته‌های بلاگم، تمام توییت‌هایی که در صفحۀ توییترم می‌زنم، پست‌ها و استوری‌هایی که در اینستاگرامم منتشر می‌کنم، عکس‌هایی که دوست دارم و… در شکل‌گیری این نیما شفیع‌زاده به‌عنوان یک بلاگر، در ذهن مخاطبانم تأثیرگذار هستند.

همین موضوع موجب شد به این فکر بیفتم که با وجود تمام محدودیت‌های مالی، نیروی انسانی و… برای بلاگم، کمی بیشتر به فکر هویت خودم باشم تا در ادامۀ این مسیر بتوانم تمام فاکتورهایی را که باعث شکل‌گیری این هویت در ذهن مخاطبانم می‌شود، تقویت کنم. برای شروع، به سراغ هویت بصری برند شخصی خودم رفتم تا آن را شکل بدهم. تا الان از یک هویت بصری‌ نه‌چندان خاص استفاده می‌کردم؛ ولی خب چون ایدۀ این هویت بصری کپی بود، دقیقاً آن چیزی که می‌خواستم نبود؛ بنابراین تصمیم گرفتم هویت بصری جدیدی خلق کنم.

دانلود دفترچۀ هویت بصری

شروع تغییر…

با سینا شیعه‌نواز، مدیر خلاقیت و دیزاینری که جزء یکی از دوستان خوش‌فکر، خوش‌قول، خوش‌اخلاق (خوش + تمام مشتقاتش) من است در‌این‌باره صحبت کرده‌ام. فکر کنم ساعت‌ها و روزها دربارۀ اینکه چه می‌خواهم و او چه کمکی از دستش برمی‌آید صحبت کردیم. حاصل تمام همصحبتی‌ها و همفکری‌هایمان شد همین هویت بصری‌ای که امروز از آن رونمایی کردم.

سینا شیعه‌نواز

برای همکاری با سینا خیالتان کاملاً راحت باشد، فقط کافی است اطلاعات مورد نیازی که می‌خواهد به او بدهید و کمربندتان را محکم ببندید تا شما را با سرعت و دقت به طرح مدنظرتان برساند. همچنین اگر دوست داشتید می‌توانید سینا را در توییتر، اینستاگرام و فیس‌بوک هم دنبال کنید.

قسمتی از توضیحات سینا دربارۀ این همکاری:

وقتی قرار شد برای وبلاگ نیما یک لوگو طراحی بشود، من به یک هستۀ خیلی مهم نیاز داشتم. هسته‌ای که بتواند کل کارها و رویکردهای نیما شفیع‌زاده را نشان بدهد. به نظرم چیزی بهتر از اعتماد‌کردن نمی‌توانست رویکرد و رفتار نیما شفیع‌زاده را توصیف کند.

کارم را با فرستادن سؤالات بریف برای نیما شروع کردم و بعد از دریافت جواب‌ها، آنالیزکردن آن‌ها را شروع کردم. کمتر از ۱۴ روز زمان داشتم تا اتودهای خودم را ارائه بدهم. من باید تصویری را می‌ساختم که بتواند آدمی باانگیزه و انرژی مثبت را قابل اعتماد نشان بدهد. همیشه عادت دارم موقع کارکردن موسیقی متناسب با آن کار را گوش بدهم؛ سلین دیون و آلبوم زیبای The color of life یکی از اون صداهایی بود که مطمئن بودم می‌تواند به من کمک کند؛ یک موسیقی با خلوص بالا و البته پرانرژی.

وبلاگ، نوعی پلتفرم آنلاین است. وقتی بخواهید چیزی را تأیید یا اکسپت کنید، که این مرحله هم معمولاً بعد از اعتمادکردن به وجود می‌آید، تیکش را می‌زنید و سابمیت می‌کنید. شبکه‌های اجتماعی وقتی بخواهند کسی یا اکانتی را تأیید کنند، کنارش یک تیک می‌زنند. نیما هم معتمد بود؛ تیک تنها نمادی بود که می‌توانست به‌سادگی نشان بدهد شما به منبعی قابل اعتماد وصل هستید. اما این تیک با بقیه فرق دارد. سیال و پرجنب‌وجوش است، براق و صیقل خورده، تمیز و بی‌آلایش. به خاطر محتوایی که روایت می‌کند، همه جا سر می‌زند. این تیک تک‌بعدی نیست؛ پس از آسمان و طبیعت شروع می‌شود و گرما و شور و انرژی هدیه می‌دهد. به این نشان می‌توان اعتماد داشت و رشد کرد. این نشانِ نیما شفیع‌زاده، راوی مفاهیم پیچیدۀ شبکه‌های اجتماعی، به بیان ساده است.

لوگوی جدید نیما شفیع زاده
لوگوی جدید نیما شفیع‌زاده

دانلود دفترچۀ هویت بصری

پیوند کوتاه:https://www.nima.today/HllEb

۲۴ دیدگاه

    1. اشاره ای بود به داستان “لباس جدید پادشاه” یکی از مشهورترین قصه های هانس کریستین آندرسن دانمارکی

  1. با توضیحاتی که از جناب سینا درمورد کار خوندم ، به نظر میرسد که ایشان تمام آن چیزهایی را که در کتاب و دانشگاه آموخته اند صرفا بدون تامل در مورد پوزیشن کار، صرفا انتقال میدن، درحالی که اینطور درست نیست. در ثانی اگر ایشان نقطه قوت کار شما را اعتماد میدانند( که همینطور هم هست،و به علاوه دانش به روز. چون من وقتی مطالب شمارا میخوانم به واسطه رفرنس ها و ریز نکته ها متوجه میشوم که نویسنده این مطلب هم سرچر بسیار خوبیست هم مسلط به مطلب ) نباید لوگو را طوری طراحی کنند که به نظر بیاد یک قطره رنگ یا هر ماده ای خیلی اتتتفاقی روی یک سطحی افتاده است و اتفاقا ریز قطراتش هم اطرافش افتاده! اتفاقی بودن با هدفمند بودن و اعتماد کاملا در تضاد کامل هستن. مثلا من به شخصه سایت شمارا در پی جستجوی دیجیتال مارکتینگ پیدا کردم و وقتی هم کسی توی سایتتون بچرخه متوجه میشه که تمرکز اصلی تو حوزه دیجیتال و پیشرفتهای به روز اون هست، حالا در کنارش برای تنوع یا هر دلیل دیگه به مباحث دیگه ای در قالبهای مختلف کم و بیش پرداخته شده ، ولی قلب کار حاکی از علم دیجیتال و پیگیری شاخه ها و مسیر و متعلقات اون هست. و این یک مساله جدیست، مخاطب شما کسی هست که روی یک فیلد خاصی تمرکز داره و وقتی واژگان تخصصیش رو سرچ میکنه انتظار داره سایتی رو پیدا کنه که تماما به حوزه ی کاری خودش پرداخته و مطالب بی ربط و چرت و پرت نباید توش باشه، چون اعتمادش رو سلب میکنه و میگرده یه وبسایت حسابی تر پیدا کنه. پس وقتی سایت شما تخصصی و قابل اعتماد هست دلیلی نداره که یک شکل “اتفاقی” و رنگهای آسمان تا زمین لوگوی شمارا بسازند.
    ضمنا انحناهای گرد و بی قاعده ی ابتدا و انتهای اون علامت به سختی میتونن تداعی کننده ی علامت تیک باشند.
    شاید به عنوان یک پیشنهاد میشد یک علامت تیک را به همراه چندتا علامت تیک دیگه که پرسپکتیو وار پشت سرش قرار گرفتن طراحی کرد. با خطوطی قرص و محکم تر و رنگی اطمینان بخش تر. میشود تیکهای پشتی را کمی رنگ و لعاب داد. نقطه ی ن را به حالت مناسبی توی کار ترکیب کرد. پشت سرهم بودن تیکها حاکی از “عمق داشتن مطالب” و “حاوی دیدگاههای زیاد بودن” هست. و همچنین کنار هم قرار گیری اونها میتونه تداعی کننده یک قفسه کتابخونه یا پوشه های اطلاعات باشه که این خودش مواجهه ی با یک منبع خوب را تداعی میکنه. رنگ و قدرتنمایی اون تیک اولی و اصلی از نظر طرح ، میتونه حالت اعتماد رو انتقال بده و….
    به هر حال امیدوارم در پیشبرد امور وبسایت موفق باشید.

  2. سلام.
    در هر صورت پیشرفتتون رو تبریک میگم و باید گفت الحق تابه حال با فعال بودنتون و مطالب مفیدتون سایتی بودین که رضایت مخاطب را به همراه داشت. ولی کار نهایی که دیدم برای من به شخصه به عنوان مخاطب عادی که البته هم تو مارکتینگ دانش داره و فعاله هم تو گرافیک و عکاسی و مفاهیم مرتبط دستی داره، کار ضعیفی بود. بازیه خیلی ضعیفی بود که با استفاده از یکسری دستمایه ی سطحی به علاوه تقلیدی ، انجام شده بود. شکل کار که ترکیبی از دوعلامت بود شاید ایده ی جالبی باشه ولی شکل حاصل، الزاما نباید حالت ویکنس رو تلقی کنه. میتونست متفاوت تر باشه. واقعا چیزی که من باش مواجه شدم شاااید با تصور القای پویایی یا هرچیز دیگه ای طراحی شده، ولی حس درماندگی و عجز از تکامل رو به من القا میکرد. میتونست خطوط قدرتمندتری و سمت و سوی خوش معنا تری رو بهش بده. و رنگبندی که براش انتخاب شده یک تقلید بیچون و چرا از لوگو اینستاگرام هست که من فکر میکنم هیچ مناسبتی با محتوای وب نداره و باید طوری عمل میکرد که من احساس اعتماد و استحکام بیشتری روی مطالب این سایت بکنم نه اینکه حس کنم این رنگها خبر از یک منبع، مربوط به رنگاوارنگی دنیام (تصویر.. عکس.. نقاشی.. دوربین.. یا..) بهم بده. امیدوارم تونسته باشم منظورم را تفهیم کنم و قصدم صرفا کمک به هرچه بهتر بودن این لوگو هست.
    پایدارباشید.

    1. منا جان ممنون بابت تبریکتون، این لطف شماست.

      درخصوص بازخوردتون هم می‌شه بیشتر از این‌ها راجع بهش بحث و گفتگو کرد ولی تنها جاییش که مقداری برام قابل فهم نبود، اونجایی بود که فرموده بودین رنگ‌بندی لوگوی من شبیه اینستاگرامه! اینستاگرام تو هیچ نسخه‌ایش لوگوش انقد رنگ نداشته ولی خب شاید لوگوی من این حس رو به شما منتقل کرده.

      به هر حال ممنونم از نکاتی که گفتین. ایشالا تو نسخه‌های بعدی 🙂

  3. زیبا بود، لذت بردیم. دوستانی که نقد داشتن هم به نظرم بد نیست هویت بصری خودشون رو نشون بدن ما هم یاد بگیریم :)))))

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *