لایه‌های پنهانی لینکدین (به قلمِ ابراهیم اسکندری)

به قلمِ ابراهیم اسکندری

لینکدین شخصاً خیلی به من کمک کرده. در آن زمان که تازه در لینکدین حساب کاربری ساخته بودم، خیلی در فکر  پرسونال‌ برندینگ نبودم. اکثر ارتباطات کاری من از طریق لینکدین و Xing شکل گرفت. تقریباً اولین پروژۀ جدی من درزمینۀ تحقیقات بازار از طریق لینکدین فراهم شد. در لینکدین توانستم با فرد تصمیم‌گیرندۀ مدنظر در ارتباط باشم و دربارۀ پروژه صحبت کنم.

آشنایی من با اکثر افرادی که در اکوسیستم استارتاپی فعالیت می‌کردند، از طریق لینکدین صورت گرفت. در مقطعی که از کار تمام‌وقتم خارج شدم و به‌عنوان فریلنسر و مشاور کار می‌کردم، از مزایای لینکدین بسیار استفاده کردم و پروژه گرفتم. برخی از افراد گمان می‌کنند که برای گرفتن پروژه، ارتباطات رو در رو بهتر جواب می‌دهد؛ اما باید بدانند شروع این ارتباطات و تحکیم آن در لینکدین انجام می‌شود. یعنی شروع ارتباط شما با فرد مورد نظر، در لینکدین است و بعد در کارگاه شما شرکت می‌کند یا در رویدادی همدیگر را می‌بینید.

نکتۀ جالب برای من زمانی است که وقتی به ارتباطات نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که شروع آشنایی در لینکدین بوده و آشنایی بیشتر از طرق دیگر صورت گرفته است. حتی پیشنهاد همکاری مشترک با هم داشتیم و با هم جلو رفتیم. این موضوع را چندین بار در حالت‌های مختلف دیدم. حتی بوده‌اند کسانی که آن‌ها را به شکل موازی در لینکدین فالو کردم و جایی به‌صورت حضوری آن‌ها را دیدم و این‌ها همدیگر را تقویت کردند. لینکدین به من اجازه داد از دایرۀ ارتباطی اولیه خارج شده و به آدم‌هایی وصل شوم که به لحاظ حرفه‌ای یک پله بالاتر را نگاه می‌کردند؛ مثل آقای امیر شاکری و آقای مجید کثیری. البته بیشتر، این اواخر مدنظر من هست و قبلاً آدم‌های بسیاری بودند.

گسترش کسب‌وکار به کمک لینکدین

در لینکدین به هر کسی که پیام دادم، با‌توجه‌به اینکه رزومه‌ و توضیحاتم کامل بود، بازخوردهای خیلی مثبتی گرفتم. می‌توانم بگویم در مقایسه با شبکه‌های اجتماعی دیگر، صورت رسمی و خوبی داشته و بی پاسخ نبوده‌ام. در مقام مقایسه، موقع پیام‌دادن در لینکدین، بازخوردهای بهتری از موارد ارسال ایمیل دریافت می‌کنم. در لینکدین این فرصت به طرف مقابل داده می‌شود که قبل از پاسخ به شما، نگاهی به رزومه و سوابق کاری‌تان بیندازد تا متوجه شود با چه کسی طرف است؛ اما با ارسال ایمیل، او هیچ ذهنیتی از شما نخواهد داشت.

بنابراین همیشه از این ویژگی استفاده کرده‌ام؛ چه به‌صورت امضای زیر ایمیل که طرف مقابل بتواند من را چک کند و چه زمانی که می‌خواستم حتماً آن فرد خاص پاسخ بدهد. حتی توانستم از آدم‌هایی که اصلاً انتظار نداشتم، فرصت جلسۀ حضوری بگیرم؛ چون لینکدین فضایی است که آدم‌های حاضر و فعال در آن، کار را جدی می‌گیرند.

از طریق همین لینکدین به مدیرعامل یکی از شرکت‌های بزرگ تحقیقات بازار در ایران پیام دادم و با ایشان جلسه‌ای ترتیب دادم. البته مدت‌زمان زیادی بود که در لینکدین با ایشان در ارتباط بودم و زمانی که پیام دادم، خودشان پاسخ دادند و خیلی سریع نتیجۀ جلسۀ حضوری نهایی شد و مراحل بعدی ارتباط هم به همین شکل بود.

در بحث ارتباطات خارجی، اولین مشتری خارجی نظربازار از طریق لینکدین جذب شد. درواقع لینکدین نقش بسیار پررنگی ایفا کرد. به این صورت که ما سرویس خودمان را معرفی کردیم و لینکدین به ما بسیار کمک کرد تا به آدم درست متصل شویم و اطلاعات خیلی خوبی دربارۀ او کسب کنیم. لینکدین شروع داستان نبود؛ اما وقتی آن فرد معرفی شد، توانستیم ذهنیت خوبی درباره‌اش داشته باشیم و خودمان را برای ارتباط با او آماده کنیم. این موضوع دربارۀ طرف مقابل نیز صادق است. آن فرد هم ذهنیت کامل‌تری از شما پیدا می‌کند و این نکته، تأثیر خود را در اولین جلسه می‌گذارد و جلسۀ اول، جلسۀ خیلی خوبی می‌شود (تأثیرات غیرمستقیم لینکدین در جلسات حضوری با مشتری).

البته اعتبار هم مهم است. یکی از کارهای ما این بود که از تمام تیم می‌خواستیم لینکدین خود را به‌روز کنند. مثلاً وقتی شما به صفحۀ رسمی نظربازار مراجعه می‌کنید و می‌بینید که چند نفر اسمشان در نظربازار هست و در آنجا با تخصص‌های مختلفی کار می‌کنند، حس می‌کنید این فقط یک شرکت روی کاغذ نیست و افراد متخصصی در آن تیم کار می‌کنند که قابل اعتماد هستند. همۀ این‌ها دست به دست هم می‌دهد که فرد احساس کند با شرکتی حرفه‌ای روبه‌روست.

در آخر…

من با این مفهوم پرسونال‌برندینگ که به‌تازگی ترند شده، مشکل دارم. اینکه افراد می‌خواهند فقط با محوریت معرفی و عرضۀ خودشان فعالیت کنند، کاری درست و حرفه‌ای نیست. اگر شما در آن شبکه باشید و به‌عنوان کسی که سعی می‌کند، مشارکت داشته باشد و دربارۀ چیزهایی که در صنعت خودش هست، اطلاعاتی را با دیگران به اشتراک بگذارد و با آدم‌هایی که در فضای کل کسب‌و‌کار آن حوزه و کشور هستند، فعالیت و مشارکت کند، بسیار متفاوت است از اینکه بخواهید در آنجا رزومه بسازید و فقط در مقاطع خاص، مثلاً وقتی دنبال کار جدیدی هستید، فعالیت کنید و فقط از خود و دستاوردهایتان بگویید.

این رویکرد، دل‌زدگی ایجاد می‌کند؛ چون از آن حالت شبکۀ اجتماعی به نحوی خارج می‌شود. سایت‌های زیادی هستند که شما می‌توانید رزومه و دستاوردهای کاری خود را در آن‌ها قرار بدهید. حتی در لینکدین صفحۀ خودتان هم طبیعی است که رزومه‌تان را منتشر کنید؛ اما اینکه به‌صورت مرتب دربارۀ خودتان و دستاوردهایتان بگویید و دید شما این باشد که دارم پرسونال‌برندینگ می‌کنم اما نه با مفهوم کامل، رویکرد جذابی نیست و جواب نمی‌دهد.

نکتۀ دیگر که مشخصاً دربارۀ لینکدین می‌شود به آن اشاره کرد، فرصت‌ برقراری ارتباطات خارجی است که هیچ‌وقت و در هیچ‌حالتی این فرصت در شبکه‌های دیگر برای شما فراهم نیست. شما از طریق لینکدین می‌توانید با آدم‌ها و فضاهای کاری مرتبط با حوزۀ فعالیت خود در خارج از کشور در ارتباط باشید و حس کنید در جریان پیشرفت و تغییرات آن هستید. آدم‌هایی را دنبال کنید که در ردۀ اول صنعت شما هستند.

نکتۀ خیلی خیلی جالب که در شبکه‌های اجتماعی و لینکدین وجود دارد این است که وقتی در تعامل با کانکشن‌های خود باشید و هنگامی که پست می‌گذارند، کامنت بگذارید و مشارکت کنید و مطالبی بگذارید که برای آن‌ها جذاب باشد و نهایتاً تعامل پایداری داشته باشید، بعد از مدتی احساس می‌کنند که شناخت کاملی از شما دارند.

درنتیجه اولین‌باری که در ملاقات حضوری همدیگر را می‌بینید خیلی گرم با شما برخورد می‌کنند و احساس شناخت کامل و دوطرفه‌ای وجود دارد و فکر می‌کنید جلسۀ چندمی است که همدیگر را ملاقات می‌کنید. این امر در کسب‌و‌کار خیلی ارزشمند است و می‌توان گفت که مفهوم و کارکرد درست ارتباطات نیز همین است.

این نوشتۀ من، ابراهیم اسکندری برای نیماتودی بود؛ ارتباط بیشتر با من: توییتر، اینستاگرام، لینکدین


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *