توییتر

لیترالی در توییتر یعنی چه؟

پیشنهاد جایگزین‌های فارسی برای آن

اگر شما هم از آن‌ دست افرادی هستید که روی استفادۀ بیش از حد از واژگان انگلیسی در زبان فارسی حساسید، حتماً پس از ورود به توییتر و مدت کوتاهی حضور در آن، از وفور استفاده از این نوع واژگان، شگفت‌زده شده‌اید؛ شاید خیلی هم حرص خورده باشید یا با آن توییت‌ها احساس بیگانگی کرده باشید. واژگانی مثل لیترالی، آلردی، مود، دارک، اینسکیور، اورریتد و… از پرکاربردترین این واژگان‌اند. اما سؤال اینجاست: مگر معادل فارسی این واژگان چه ایراد یا کم‌وکاستی دارد که بخش قابل‌توجهی از کاربران توییتر اصرار دارند معادل انگلیسی آن را به کار ببرند، آن‌هم نه با حروف انگلیسی، بلکه با حروف فارسی.

در این بلاگ‌پست می‌خواهیم ابتدا بگوییم لیترالی در توییتر یعنی چه؟ و بعد چند جایگزین فارسی را برایش پیشنهاد بدهیم. شاید با آگاهی از معادل‌های فارسی این کلمه، شما هم به این نتیجه رسیدید که دیگر کلمۀ لیترالی را در توییت‌هایتان استفاده نکنید.

لیترالی در انگلیسی (Literally)

لیترالی (Literally) یکی از قیدهای زبان انگلیسی است. این قید، اغلب برای وضعیتی که به‌طور دقیق و عیناً اتفاق افتاده است به ‌کار می‌رود. نزدیک‌ترین معادلش در زبان انگلیسی همان exactly است.

  • مثال: .I was literally blown away by the response I got
  • ترجمه: به‌معنای واقعی کلمه، از پاسخی که دریافت کردم متأثر شدم.

معادل فارسی برای لیترالی

بعضی از افرادی که به‌وفور از کلمۀ لیترالی در توییت‌هایشان استفاده می‌کنند، اعتقاد دارند معادل فارسی مناسبی که بتواند منظور آن‌ها را همان‌گونه‌ که مدنظرشان است برساند، برای این کلمه وجود ندارد. در بحث‌های توییتری که هرازچندی حول همین موضوع شکل می‌گیرد، عده‌ای «واقعاً»، «عیناً»، «دقیقاً» یا «به‌طور دقیق» را به‌عنوان جایگزین‌هایی برای لیترالی پیشنهاد داده‌اند.

همین‌طور، با توجه به لحن اغلب توییت‌هایی که در آن‌ها از کلمۀ لیترالی استفاده شده است، در بعضی مواقع می‌توان «به‌معنای واقعی کلمه»، «جدی‌جدی» یا «راستی‌راستی» را به‌عنوان معادل‌هایی مناسبی برای آن در نظر گرفت. واقعیت این است که می‌شود از همان ابتدا جمله را به‌گونه‌ای نوشت که اصلاً نیازی به استفاده از کلمۀ لیترالی نباشد. زبان فارسی قابلیت‌های زیادی در این زمینه دارد.

در آخر

توضیح تکمیلی اینکه بعضی‌ افراد حتی به لیترالی هم بسنده نمی‌کنند و همین کلمه را به‌صورت لیدِرِلی یا لیترِلی می‌نویسند. اگر جایی به این کلمه‌ها برخوردید، بدانید این همان لیترالی است که در بالا مفصل درباره‌اش نوشتیم.

شما هم اگر دوست دارید، در این بحث مشارکت کنید و نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

حدیث خیرآبادی

یادم نیست دقیقاً کی به دست‌هایم نگاه کردم و با خودم گفتم این دست‌ها باید قلم به دست بگیرند. تقدیر این دست‌ها نوشتن است. ولی از آن روز قلم را زمین نگذاشته‌ام. من به عارضۀ نوشتن دچارم. روزهای فراق و دلتنگی را با نوشتن سر می‌کنم. به قول ناتالیا گینزبورگ: «دلتنگیِ فراق، همیشه، با شوق به نوشتن زناشویی می‌کند.» نوشته‌های من، حاصل این پیوند غریب و مبارک‌اند. برای من، «نوشتن» تنها طریقِ مواجهه با «فقدان» است. البته اشک هم هست، تخیل هم هست، تماشا هم هست؛ اما نوشتن، همۀ این‌ها را یکجا دارد. به قول مارگریت دوراس، با نوشتن حتی می‌شود آواز هم خواند: «نوشتن، هم دم‌فرو‌بستن است و هم گفتن. گاهی هم مترادفِ آوازخواندن است.» ‌ بلاگ‌پست‌نویسی هم برای من گونه‌ای متفاوت از روایت است. برای من که از سال 86 نوشتن را با وبلاگ‌نویسی شروع کرده‌ام، می‌تواند تجربه‌ای نو با طعمی مأنوس و قدیمی باشد. چیزی که اینجا دارم تجربه‌‌اش می‌کنم و از این بابت بسیار خرسندم.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا